برگردان به زبان ساده
از عدل خویش قائمه ای ساخت ذوالجلال
قائم اساس عدل بر آن نامش اعتدال
هوش مصنوعی: خداوند بزرگ با عدالت خود پایهای را بنا کرد و اساس این عدالت را به نام اعتدال قرار داد.
چون کرسی وجود بر آن پایه قائمست
شد ایمن از زوال و فنا ملک لایزال
هوش مصنوعی: چون وجود انسان بر پایهای محکم و استوار قرار دارد، از زوال و نابودی در امان است و سلطنتی پایدار و ابدی دارد.
روح ستوده راست بر این پایه اتکاء
عقل خجسته راست بر این پایه اتکال
هوش مصنوعی: روح پاک و ستایش شده، به این اساس تکیه دارد و عقل خوشبخت نیز بر این اساس اتکا میکند.
بنواخت نفس ملهمه در این ستون سرود
گسترد مطمئنه بر این طاق پر و بال
هوش مصنوعی: نفس الهامبخش با نوازش خود، در این ستون شعری را با آرامش و اطمینان سروده است که همچون بال و پر بر روی این طاق گسترش یافته است.
شد اعتدال طایر لوامه را جناح
هست اعتدال توسن اماره را عقال
هوش مصنوعی: پرندهای که در حال پرواز است، به تعادل رسیده و بالهایش در حالت مناسب قرار دارند. از سوی دیگر، اسب سرکش و ناپایدار با بند و زنجیری مهار شده تا به درستی کنترل شود.
«الشیئی ان تجاوز عن حده » سرود
والا حکیم بخرد دانای بیهمال
هوش مصنوعی: هر چیزی اگر از اندازه و حد خود فراتر برود، میتواند به خطر و مشکل تبدیل شود. در واقع، اعتدال و رعایت حدود مهم است.
یعنی ز اعتدال چو کاری برون فتد
وارون کند اساس و گراید باختلال
هوش مصنوعی: وقتی که از میانهروی خارج شوی و به افراط و تفریط دچار شوی، همه چیز به هم میریزد و به سامان نمیماند.
گیتی ز اعتدال منظم کند اساس
هستی ز اعتدال فراهم کند کمال
هوش مصنوعی: دنیا به دلیل تعادل و توازن، به شکل منظم در آمده است و اساس وجود از این تعادل به کمال میرسد.
از اعتدال روح دمد ساغر شمول
وز اعتدال روح دهد نفخه شمال
هوش مصنوعی: از تعادل روح، جامی پر از شمول پدید میآید و با این تعادل، نسیم شمالی میوزد که حیات و انرژی تازهای به انسان میبخشد.
در عالم طبیعت اگر اعتدال نیست
اضداد را بهم نبود فعل و انفعال
هوش مصنوعی: اگر در جهان طبیعت توازنی وجود نداشته باشد، تضادها و اختلافها نمیتوانند با هم تعامل کنند.
ور اعتدال قابله ممکنات نی
طفل وجود را نه رضاع است و نه فصال
هوش مصنوعی: اگر توازن و تعادل در ظرفیتهای ممکنات وجود نداشته باشد، این امکان وجود ندارد که کودک وجود به رشد و تربیت مناسب برسد و نه از شیر خوردن بهرهمند خواهد شد و نه از جدایی و استقلال.
«ذومرة » شد رسول ازیرا که می نرست
سروی بباغ حسن چو قدش باعتدال
هوش مصنوعی: رسول از دو نگاه و صفاتی برتر برخوردار بود که مانند سروی استوار و زیبا در باغی پر از زیباییها به نظر میرسید.
تا اعتدال کم نشود مصطفی شدی
گاهی انیس عایشه گه مونس بلال
هوش مصنوعی: برای حفظ تعادل، مصطفی گاه همدم عایشه و گاه یار بلال شد.
قد الف اگر نشدی معتدل دگر
کی ساختی ز شکل الف باء و جیم و دال
هوش مصنوعی: اگر نتوانستی در قامت خود متعادل باشی، پس چه زمانی میتوانی از اشکال حروفی مانند الف، ب، ج، و د به شکل مناسب استفاده کنی؟
گر جذب آفتاب و زمین معتدل نبود
پیدا نمیشد هیچ شب و روز و ماه و سال
هوش مصنوعی: اگر خورشید وجود نداشت و زمین در وضعیت مناسبی نبود، هیچگاه شب و روز یا ماه و سال به وجود نمیآمدند.
ور معتدل نبود هواگاه فروردین
در باغ گل نرستی و در بوستان نهال
هوش مصنوعی: اگر در بهار هوا مناسب و ملایم نباشد، در باغ گل نمیشکفد و در بوستان درختان جوان رشد نمیکنند.
تعدیل وزن و گردش خاک از جبال شد
تا بر به یک و تیره کند سیر و انتقال
هوش مصنوعی: در اینجا به تغییرات و تحولات طبیعی زمین اشاره میشود. زمین دچار تغییراتی میشود که باعث میشود وزن و توزیع خاک تغییر کند و این موضوع بر روی حرکت و جابهجایی آن تأثیر میگذارد. این جابهجایی میتواند باعث تغییرات در حالت و رنگ زمین نیز شود.
خورشید چو ز خط معدل برون رود
وصفش باصطلاح دلوک است یا زوال
هوش مصنوعی: زمانی که خورشید از خط استوا خارج میشود، به نوعی شمایلی مانند کرانۀ افول یا غروب به خود میگیرد.
عشق ار باعتدال نه یکسوی آن هوس
سوی دگر جنونشد و زشتست هر دو حال
هوش مصنوعی: عشق اگر متعادل باشد، نه به سمت هوس میل میکند و نه به سمت جنون. هر دو حالت نامناسب و ناپسند هستند.
عقل ار باعتدال نه حمق است و جربزه
از حمق وزر زاید و از جربزه زوال
هوش مصنوعی: عقل اگر به تعادل باشد، نه حماقت است. توانایی از حماقت به وجود میآید و از توانایی، زوال و نابودی حاصل میشود.
نور ار باعتدال نتابد شود دو چشم
از تنگی و فراخی محتاج اکتحال
هوش مصنوعی: اگر نور در حد تعادل نتابد، دو چشم به دلیل تنگی و گشادی، نیازمند استفاده از رنگ و آرایش خواهند شد.
«داء الملوک والفقرا» وصف نقرس است
کاین درد مهلک و مرض مزمن عضال
هوش مصنوعی: درد نقرس که به بیماری مهلک و مزمن معروف است، میتواند هم به پادشاهان و هم به فقرا آسیب برساند.
شه را رسد ز راحت و درویش را ز رنج
جز این دو کس نیابد ازین درد گوشمال
هوش مصنوعی: سلطانی از آسایش خود لذت میبرد و آدم فقیر از سختی و زحمت رنج میکشد. جز این دو گروه، هیچ کس دیگر نمیتواند از این درد و زحمت در امان باشد.
اسراف و بخل هر دو قبیحند و اقتصاد
باشد باتفاق پسندیده از رجال
هوش مصنوعی: هر دو زیادهروی و خسیس بودن ناپسند است و صرفهجویی، مورد تایید همگان است.
کز اقتصاد مال و شرف باقیند لیک
امساک خصم فخر شد اسراف خصم مال
هوش مصنوعی: اگرچه مال و شرافت از خود ذخیره داریم، اما خودداری کردن از هزینه کردن در واقع موجب فخر دشمن شده است، در حالی که ریخت و پاش دشمن بر داراییاش اسراف به حساب میآید.
جبن است عار و هست تهور نشان جهل
حد وسط شجاعت مرد است در جدال
هوش مصنوعی: ترس و بزدلی به انسان زشت و ناپسند میاندیشد، و از سوی دیگر، حماقت و نزدیکی به خطر نیز نشانی از نادانی است. حال آنکه شجاعت واقعی، در میانه این دو قرار دارد و مخصوص مردان است که در سختیها و چالشها میایستند و مقابله میکنند.
اضحوکه است الکن و مهذار مسخره
حد وسط فصاحت مرد است در مقال
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که سخن گفتن بیمفهوم و بیهدف تنها یک شوخی است و نباید آن را جدی گرفت. در واقع، قدرت بیان و فصاحت واقعی در مباحثه و گفتوگو در سطح میانه و متعادل ظاهر میشود.
بهتر ز عمر چیست در آنهم چو بنگری
شد پیر سالخورده کم از پور خردسال
هوش مصنوعی: زندگی چه ارزشی دارد اگر با نگاه به آن متوجه شویم که در حقیقت، سالهای بسیاری سپری شده و فردی که سالخورده شده، تفاوتی با یک کودک خردسال ندارد؟
ای دل باعتدال گرا کاعتدال را
شد مذهبی ستوده و شد مشربی زلال
هوش مصنوعی: ای دل، به میانهروی و اعتدال گرایش پیدا کن، چرا که اعتدال به عنوان یک مذهب پسندیده و مشربی پاک و روشن شناخته شده است.
مشرب گر اعتدال نه زهر است یا شرنگ
مذهب گر اعتدال نه کفر است یا ظلال
هوش مصنوعی: اگر روش و الگوی زندگی متعادل باشد، نه سم است و نه زهر، همچنین اگر دین و ایمان نیز به اعتدال باشد، نه کفر است و نه گمراهی.
ما اعتدالیان مه بدریم و دیگران
در اوج خویش گاه محاقند و گه هلال
هوش مصنوعی: ما معتدل و متوازن هستیم، در حالی که دیگران گاهی در اوج و شکوه خود هستند و گاهی نیز در زوال و افت.
اندر فلک محرک خیریم چون نجوم
اندر زمین معدل سیریم چون جبال
هوش مصنوعی: ما در آسمان به عنوان نیروهایی خیر و فایدهرسان هستیم، همانطور که ستارهها در زمین تأثیری متعادل دارند، ما نیز مانند کوهها در شکلدهی و تثبیت وضعیتها نقش داریم.