برگردان به زبان ساده
که ای سفینه دستت خزینه آمال
که ای صفیحه تیغت صحیفه آجال
هوش مصنوعی: ای کشتی، تو دارای گنجینهای از آرزوها هستی و ای ورق زنده، شمشیر تو، سرنوشت را رقم میزند.
در آن بساط همایون که صدر بار توئی
فلک نشاند خورشید را بصف نعال
هوش مصنوعی: در آن دنیای پرافتخار که مقام تو برتر است، آسمان خورشید را به عنوان نشانهای از قدرت و عظمت تو به نمایش گذاشته است.
برای طوق حسام تو خور بشکل نگین
برای نعل سمند تو مه بشکل هلال
هوش مصنوعی: طوقی که حسام دارد، همچون نگینی از خورشید میدرخشد و نعل سمند تو مانند هلال ماه زیباست.
ز رشک تیغ کجت چشم مهر جسته رمد
ز نقطه قلمت روی ماه یافته خال
هوش مصنوعی: چشمان ماه از حسد تیغ کج تو فرار کردهاند و چهرهی ماه به لطف نقطهای که از قلم تو ایجاد شده، لکهای پیدا کرده است.
بپای بی ادبان بسته دست تو زنجیر
چنانکه گوئی بر ساق لعبتان خلخال
هوش مصنوعی: دست تو در کنار بیادبان بهگونهای بسته است که گویی بر پای معشوقهها زنجیری آویختهاند.
ز نسر طایر نامی نماند در واقع
همای چتر تو چون برگشود زرین بال
هوش مصنوعی: هیچ نشانی از پرنده معروف باقی نمانده است، زیرا وقتی همای تو چترش را گشود، بالهای زرین او نمایان شد.
شعاع چتر فتوح تو رایت نصرت
رموز نقش نگین تو آیت اقبال
هوش مصنوعی: نور و روشنی ناشی از چتر موفقیت تو نماد پیروزی است و نشانههای قدرت و توانمندی تو به عنوان نشانهای از خوشبختی و کامیابی در زندگی به شمار میآید.
بگاه رزم ندانی رماح را ز ریاح
بروز بزم ندانی تو مال را زر مال
هوش مصنوعی: در زمان جنگ، تو فرق تیر را از باد نمیدانی، و در زمان جشن و شادمانی، تو ارزش اموال را نمیشناسی.
شفا تو داری دیگر کسان ضماد و طلا
عصا تو آری دیگر کسان عصی و حبال
هوش مصنوعی: تو درمانگر و نجاتدهندهای و دیگران فقط دارو و درمانهای ظاهری دارند. تو میتوانی دیگران را با قدرت و تواناییات کمک کنی، در حالی که آنها تنها به وسایل و ابزارهای معمولی تکیه میکنند.
بروز بزم و طرب لین العریکه توئی
ولی شجاع و قوی الشکیمه گاه جدال
هوش مصنوعی: به میهمانی و جشن شادمانی توحید و جود و صفا برپاست، اما در عین حال تو هم انسان شجاع و با قدرتی هستی که در مواقع لازم میتوانی به مبارزه بپردازی.
ز حشمت تو تن عافیت گرفت سمن
ز سطوت تو تن درد و غصه یافت هزال
هوش مصنوعی: به خاطر جلال و زیبایی تو، روح آرامش و راحتی به دست آورد و به واسطه قدرت تو، روح دلتنگی و درد از بین رفت و ضعیف شد.
بظرف جود تو بحر عمان کم از قطره
بوزن حلم تو کوه گران کم از مثقال
هوش مصنوعی: بخشش و generosity تو آنقدر وسیع و فراوان است که مثل دریا عمان میماند و هیچچیزی به اندازه آن نیست. به همین ترتیب، صبر و حلم تو هم به قدر و وزن کوهی سنگین و با ارزش است که نمیتوان به راحتی آن را اندازهگیری کرد.
سخاوت تو ز عبدالله بن جذعان بیش
شجاعت تو فزونتر ز هاشم مرقال
هوش مصنوعی: سخاوت تو از عبدالله بن جذعان بیشتر است و شجاعت تو نیز بیشتر از هاشم مرقال است.
توئی که پیگر خارا شکافی از شمشیر
توئی که قلعه البرز کوبی از کوبال
هوش مصنوعی: تو کسی هستی که سنگ سخت را با شمشیرت میشکافی و قلعه البرز را به راحتی ویران میکنی.
الا چو عید غدیر آید از پی قربان
الا چو باشد ذیقعده از پی شوال
هوش مصنوعی: وقتی عید غدیر فرا میرسد، خوشحالی و جشن بزرگی برپا میشود، و همچنین وقتی که ماه ذیقعده میآید، این زمان نیز یادآور شکوه و احترام به مناسبتهای خاص است.
ز ابر مهر ولیعهد آسمان مهدت
همیشه بادا گسترده بر بفرق طلال
هوش مصنوعی: همیشه برای تو، که ولیعهد آسمان هستی، سایهای از محبت مانند ابر بر سر تو باشد.
بدین عروض و قوافی غضایری گوید
اگر کمال بجاه اندر است و جاه بمال
هوش مصنوعی: اگر کمال و ارزش واقعی در شخصیت و مقام انسان باشد، نه در ثروت و مال، پس این سخنان و شعرها که در قالب و وزن زیبا هستند، چه فایدهای دارند؟