برگردان به زبان ساده
مرا بخانه درون کودکی بسن دو سال
بود خجسته و فرخ رخ و بدیع جمال
هوش مصنوعی: من را به خانهای ببر که کودک دو سالهای در آن است، با چهرهای زیبا و خوشحال.
دو هفته ماهی کاندر دو سالگی او را
ز روی و ابرو باشد دو بدر با دو هلال
هوش مصنوعی: دو هفته از دو سالگی او گذشته و زیباییاش به قدری است که انگار دو هلال در صورتش نقش بسته است.
بعهد مهد رخش را دو لعل عیسی دم
نوشته زایت آتافی الکتاب مثال
هوش مصنوعی: در این شعر، زیبایی و درخشندگی چهره معشوق به گونهای توصیف شده که مانند دو دندان لعلین میدرخشد و به روشنی درخشانتر از هر نوشتهای در کتابی است. این تصویر نشاندهنده جذابیت و دلربایی معشوق است که به شکلی جادویی و شگفتآور به نظر میرسد.
ز نام عیسی مریم ورا ستوده لقب
ز دست موسی عمران ورا خجسته جمال
هوش مصنوعی: او به خاطر نام عیسی، پسر مریم ستوده شده و به خاطر نسبتش با موسی، پسر عمران، چهرهاش خوشآیند و زیباست.
همی چو موسی زو غرقه لشکر فرعون
همی چو عیسی زو خسته پیکر دجال
هوش مصنوعی: مثل موسی که در برابر لشکر فرعون ایستاد و آنها را غرق کرد، و مانند عیسی که در برابر دجال ضعفی و زخمهایی را متحمل شد، من نیز در برابر مشکلات و چالشها ایستادگی میکنم.
بنام عیسی و با دست موسی است ولیک
گرفته گوهر پاکش ز دست خضر زلال
هوش مصنوعی: به نام عیسی و با کمک موسی است؛ اما در عین حال، گوهر پاک او به دست خضر زلال گرفته شده است.
رسوم و عادت اجداد از این پسر بینی
چنانچه عادت آساد بینی از اشبال
هوش مصنوعی: این بیت به نوعی به تأثیرات و عادتهای نسلهای پیشین بر نسلهای جدید اشاره دارد. در واقع، این گفته بیانگر آن است که رفتارها و رسوم نیاکان به وضوح در شخصیت و رفتار این جوان مشخص است، درست همانطور که عادات و رفتارهای جوانان از نوجوانان و فرزندان خود نمایان میشود.
بسان فرخ سمندر زند در آتش پر
چو بچه بط در آب برگشاید بال
هوش مصنوعی: مانند مرغ زیبای سمندر که در آتش زندگی میکند و پرهایش را با شادی باز میکند، همانطور که جوجهگنجشکها در آب بالهایشان را به حرکت در میآورند.
گهی بگرید بی من دو دیده اش از شوق
گهی بخندد با من لبش بحسن مقال
هوش مصنوعی: گاهی چشمانش به خاطر شوق من اشک میریزد و گاهی لبش به زیبایی با من میخندد.
بظاهر ارچه مرا میوه دلست ولیک
ریاض فضل و هنر را بود خجسته نهال
هوش مصنوعی: به ظاهر شاید به نظر برسد که میوه دل من است، اما در واقع، نهالی خوشبخت از دانش و هنر در باغی پر poesia و استعداد نمو و رشد میکند.
نزاده زال فلک پوری اینچنین که بود
بکودکی در بافر و برز رستم زال
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که زال، فرزند رستم، به گونهای بزرگ شده که شایستهی مقام و جایگاهی والا در زندگی است. او به نوعی نشانهای از یک سرنوشت برجسته و خاص پرورش یافته است که به او این امکان را میدهد تا در دنیای قهرمانی و افتخار بدرخشد.
یمین صدق فلک با بزرگ گوهر اوست
ولی ز خردی نشناخته یمین ز شمال
هوش مصنوعی: یعنی در آسمان، یمین (دست راست) نماد صداقت و راستی است که به بزرگمقدار بودن او اشاره دارد، اما به دلیل کمفهمی و جهل، یمین به شمال (سمت چپ) نرسیده است. در واقع این بیت به تقابل راست و چپ و اوصاف دو سمت اشاره دارد و میگوید که بزرگی و ارزش در راستگویی است اما نادانی باعث میشود تا انسان آن را نشناسد.
بجای شیر ز پستان همی بنوشد خون
ز ساق شیر چو طفلان خرد کعب غزال
هوش مصنوعی: به جای اینکه شیر از پستان بنوشد، خون از ساق شیر مینوشد مانند کودکان کوچکی که شیر مینوشند.
بشوخ چشمی پیران و سالخوردانرا
فریب داده لبش با وجود خردی سال
هوش مصنوعی: با یک نگاهی شوخ به سالخوردگان، لبخندش آنها را فریب میدهد، گرچه خود هنوز جوان است.
نه القربی فی عین امها حسناء
شنیده ام من و بستایمش بحسن مقال
هوش مصنوعی: بیت به این معناست که زیبایی در نظر مادر، حتی اگر دخترش دلپذیر باشد، همیشه مطرح است. شاعر میگوید که زیبایی را در کلام و سخن او تحسین کرده و در این زمینه به او احترام میگذارد.
که هم عصامش ستوار شد ز ترک حرام
که هم عظامش محکم شد از نژاد حلال
هوش مصنوعی: او به سبب ترک گناه و حرام، استوار و محکم شده است و ریشهاش از خاندان پاک و حلال سرچشمه میگیرد.
شهید فکر درونش نباهت اب و ام
گواه فضل برونش شباهت عم و خال
هوش مصنوعی: این بیت بیان میکند که شهید، با تمام وجودش نشاندهندهی عظمت و فضیلتهای درونیاش است، درست همانطور که آب و آتش به خلق و خوی او شباهت دارند. در واقع، فضائل او به وضوح مشخص است و این فضائل در نگاه دیگران نیز دیده میشود.
ز پای تا سر جان و دل است و دانش و هوش
گر آدم ایدون بودی ز طینت صلصال
هوش مصنوعی: از سر تا پا، جان و دل و دانش و خرد در وجود انسان وجود دارند. اگر آدمی به این شکل باشد، او از خاکی با ویژگیهای خاص و ممتاز ساخته شده است.
نه خون خورد ز جفای زمانه چون پیران
نه گریه سرکند از بهر شیر چون اطفال
هوش مصنوعی: او مانند پیران از ظلم زمان و سختی ها خون نمیخورد و نه مانند کودکان از سر نداشتن شیر، گریه نمیکند.
روان بدانش پرورده هوش از او خرسند
زبان بگفتن نگشوده عقل پیشش لال
هوش مصنوعی: شخصی که با تفکر و دانش خود هوش را پرورش داده است، به دلایل مختلفی از بیان خود راضی نیست. او چنان تحت تأثیر عقل و دانشش قرار گرفته که زبانش قدرت بیان ندارد و در مقابل او خاموش و لال به نظر میرسد.
دلش معاینه کوهی است ز آهن و پولاد
اگر ز آهن و پولاد دیده ای تو جبال
هوش مصنوعی: دل او مانند کوهی است که از آهن و فولاد ساخته شده است؛ اگر با جبال آهنی و فولادی آشنا هستی، میتوانی عمق و استحکام احساسات او را درک کنی.
اگرچه او ز هنر زاده چون گهر ز صدف
هنر بزاید از او چو صفا ز آب زلال
هوش مصنوعی: اگرچه او از هنر به وجود آمده است، همانطور که مروارید از صدف بیرون میآید، هنر نیز از او متولد میشود، مانند صفا و زلالی که از آب پاک سرچشمه میگیرد.
چنانکه حربا بر آفتاب می نکرد
بروی من نگرد از طلوع تا بزوال
هوش مصنوعی: به گونهای که دوده به آفتاب نمیچسبد، بر من هم نکوترین نگاهها را نداشته باش، از طلوع صبح تا زوال آن.
ز بانگ شیر نترسد که زهره شیران
همی بدرد سهمش به رزمگاه رجال
هوش مصنوعی: شیر از صدا و فریاد نمیترسد، زیرا دلیری و شجاعت او در میدان جنگ بر همه آشکار است.
ولی ز بانک من و از نگاه من گه خشم
دلش بلرزد چون کوه آهن از زلزال
هوش مصنوعی: ولی از صدای من و از نگاه من، دلش گاهی مثل کوهی از آهن از زلزله میلرزد.
چنانکه لاله تر از نسیم باد صبا
همی بلرزد در جویبار باغ شمال
هوش مصنوعی: همانطور که گل لاله از نسیم نرمی که از جانب صبح میوزد، به آرامی در جویبار باغ شمال خم میشود و میلرزد.
بهشت روی زمین رشک آسمان برین
ریاض امن و امان بوستان فضل و کمال
هوش مصنوعی: بهشت روی زمین، از زیبایی و آرامش آن چنان است که آسمان برین به آن حسادت میورزد. این مکان، جایگاهی امن و آرام است که سرشار از نعمتها و کمالات است.
یکی جهان صفا پر ز بوی و رنگ و نگار
یکی سپهر سنا پر ز کوکب اقبال
هوش مصنوعی: دنیایی پر از صفا و زیبایی، پر از عطر و رنگ و نقش است، و آسمانی پر از روشنایی و ستارههای خوشبختی.
بهار خلخ و کشمیر و جایگاه صنم
نگارخانه ارژنگ و خوابگاه غزال
هوش مصنوعی: بهار در مناطق خلخ و کشمیر و محل استقرار محبوب، به یادگار ارژنگ و مکان استراحت غزال است.
بدوش نار ونانش ملمعی رایت
بپای نسترنانش مرصعی خلخال
هوش مصنوعی: زن در حال حمل بار خرما و نان است و بر پایش زینتی زیبا مثل خلخال به چشم میخورد.
بنفشه تر همچون ستاره شب هجر
شکوفه نو چون مهر بامداد وصال
هوش مصنوعی: گل بنفشه مانند ستارهای در شب جدایی درخشنده است و شکوفه تازه همانند خورشید صبح وصال، نور میافشاند.
بطره سنبل شوخش چو شاهدی شنگول
بدیده نرگس مستش چو جادوئی محتال
هوش مصنوعی: گلابی زیبا مانند گل سنبل، شاداب و سرزنده است. چشمهایش مانند نرگس مست، جذاب و فریبنده است و چهرهاش شگفتانگیز و جادوگرانه به نظر میرسد.
یکی گشوده گره با دو صد کرشمه و ناز
یکی نموده نظر با هزار غنج و دلال
هوش مصنوعی: یک نفر با همه زیباییها و ناز و کرشمهاش یکی از گرهها را باز کرده و دیگری هم با هزار ادعا و ناز چشمنوازی کرده است.
فتاده لبلاب اندر گلوی رز گوئی
عبا بگردن خالد فکنده است بلال
هوش مصنوعی: در میان گلهای زیبا و خوشبو، گیاهی سرسخت و پیچکمانند به دور گل سرخ پیچیده شده است، طوری که گویی شخصی با لباس و عبا به گردن، در حال استراحت در این باغ است.
بسان قمری چون ابن بابویه قمی
حدیث طوطی همچون علی عبدالعال
هوش مصنوعی: مانند قمر، چون ابن بابویه قمی، داستان طوطی را به خوبی و به زیبایی روایت میکند، مانند علی عبدالعال.
یکی نماید توضیح آیت الکرسی
یکی سراید تفسیر سوره انفال
هوش مصنوعی: یک نفر آیات آیت الکرسی را توضیح میدهد و دیگری تفسیر سوره انفال را میسراید.
بروی سبزه غزالان عنبربن نافه
فراز شاخان مرغان نازنین پر و بال
هوش مصنوعی: در میانه سبزهزار، غزالها با زیبایی در حال حرکت هستند و روی شاخهها، پرندگان دلانگیز با بالهایی زیبا نشستهاند.
نه شیر تیز کند بهر آهوان دندان
نه باز باز کند بهر تیهوان چنگال
هوش مصنوعی: نه دندان تیز شیر برای شکار آهوست و نه چنگال تیز باز برای آسیب رساندن به تیهو.
کنار باغ پر از میوه های گوناگون
چنانچه گوئی صحنی است پر ز برگ و نوال
هوش مصنوعی: در کنار باغی که میوههای مختلف در آن فراوان است، به نظر میرسد که فضایی پر از برگ و میوهها وجود دارد.
و یا نهاده در ایوان مرد بازرگان
هزار خرمن گوهر هزار مخزن مال
هوش مصنوعی: یا اینکه در برابر در خانهی یک تاجر، هزاران انبار پر از جواهر و ثروتهای بینظیر قرار دارد.
ز شاخسار درون بسکه بیخت لعل و گهر
در آبگیر درون بسکه ریخت آب زلال
هوش مصنوعی: از شاخههای درخت، لعل و جواهر به قدری ریخته که در آبگیر درون، آب زلالی جمع شده است.
یکی بطره عذرا همی شده است نظیر
یکی بدیده وامق همی شده است همال
هوش مصنوعی: یک بطری از عطر در حال به وجود آمدن است، همانطور که چیزی در چشمانی مانند عوایق در حال شکلگیری است.
جهیدن آب از آن فوارگان بینی
چنانکه می بجهد از ضمیر مرد خیال
هوش مصنوعی: آب از چشمهها به قدری فوران میکند که مانند خیالات در ذهن انسان، به شدت و با شتاب حرکت میکند.
چو نقطه ای بدل نون کز او الف سازی
وز آن الف بطرازی هزار صورت دال
هوش مصنوعی: مانند یک نقطه که به نون تبدیل میشود و از آن الفی میسازند، و از آن الف هزار شکل مختلف دال به وجود میآید.
چو آفتاب برآید بشکل قوس و قزح
در او به بینی هر ساعتی قسی و نبال
هوش مصنوعی: وقتی آفتاب طلوع میکند، میتوانی رنگینکمان را در آن ببینی و هر لحظه جلوههای مختلف و زیبایی مشاهده میکنی.
کمان رستم زال است و تیرش از سم گور
پر از قوادم سیمرغ و زه ز طره زال
هوش مصنوعی: کمان رستم به زال تعلق دارد و تیر او از سم گور پر است، که به معنای قدرت و توانایی او در تیراندازی و مبارزه میباشد. همچنین، زه کمان از موی بلند زال ساخته شده است.
معاینه قطراتی که باژگونه چکد
در آبگیری کز آب صاف مالامال
هوش مصنوعی: ریزش قطرات آب که به طرف پایین افتادهاند را در آبگرفتهای که مملو از آب زلال است، بررسی کن.
گهی بساید مرسیم ساده در هاون
گهی ببیزد الماس سوده در غربال
هوش مصنوعی: گاهی اوقات انسان به سادگی زندگی میکند و بیتوجه به پیچیدگیها، در عین حال گاهی به ارزشها و زیباییها توجه میکند و آنها را در زوایای دیگر میبیند.
ببیخت گوئی بر سینه بتان گوهر
بریخت گوئی بر سطح آبگینه لئال
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که گویی بر سینهی معشوقان جواهرهایی ریختهاند، مثل اینکه بر سطح شفاف و درخشان شیشههای بلورین مروارید پاشیدهاند.
و یا چو شقشقه بختیان بازل صعب
که از دهان بدر آورده در قحط رجال
هوش مصنوعی: شبیه به صدای شقشقه، بختهای حقایق تلخ و دشوار است که در زمان نبود افراد شایسته، از دل برمیآید.
و یا چو فیلی کرده بر آسمان خرطوم
چنانکه دیدی پیلان مست را به جدال
هوش مصنوعی: شاید مانند فیلهایی که در آسمان خرطومهای بزرگی دارند، به نظر برسد. مانند فیلهای مستی که به جنگ مشغولند.
و یا تو گوئی طفلان خورد بر بانوج
همی زنند معلق بعادت اطفال
هوش مصنوعی: گوییا کودکانی که در حال بازی هستند، بر روی چادر و پارچههای بلند میپرند و با هنجارهای بچگانه خود مشغول بازیاند.
و یا چو شمعی افروخته بسیمین طاس
و یا ز سیماب اندر یکی خجسته نهال
هوش مصنوعی: این بیت به تصویر کشیدن حالتی شبیه به شمعی درخشان است که در دستانی نرم و لطیف قرار دارد یا مانند نهالی خوشاقبال است که به زیبایی در میان بخار جیوهای قرار گرفته است. این منظره نشاندهنده زیبایی و لطافت در عین روشنی و درخشش است.
و یا چو خیمه ای از لؤلؤ منضدتر
بسطح سیمین با سیمگون عروض و حبال
هوش مصنوعی: مانند خیمهای که با مروارید ساخته شده و بر سطح نقرهای و با رنگ نقرهای زیبا گسترده شده، به تصویر کشیده میشود.
و یا تو گوئی مرعوفکی بود منزوف
که خون بجوشدش از مغز و اکحل و قیفال
هوش مصنوعی: مانند کسی هستی که در عزلت و بیخبری به سر میبرد، به گونهای که خشم و هیجانش از عمق وجودش بالا میآید.
شنیده بودم کاین باغ یکدو ماهی پیش
خراب بودی و ویران ز گردش مه و سال
هوش مصنوعی: گفته شده که این باغ دو ماه پیش خراب و ویران بوده است، به خاطر تغییرات زمان و طبیعت.
درست گفتی از طاق کسری و پرویز
دمن بجای همی ماند و تیره گون اطلال
هوش مصنوعی: درست گفتی که از عظمت طاق کسری و داستان پرویز تنها ویرانهها باقی مانده و آثارشان در حال زوال است.
چنانکه خواندی در شعر طرفه ابن العبد
بدست خوبان رسمی بجای مانده ز خال
هوش مصنوعی: به گونهای که در شعر طرفه ابن العبد خواندهای، آثار زیبایی از خال های خوبان باقی مانده است.
بدی میانه آجام و طرف انهارش
کنام ضیغم و ثعبان و حجر رقش و صلال
هوش مصنوعی: در وسط زمینهای باتلاقی، جایی است که پلنگ و مار و سنگهای زیبا را میتوان دید.
بغیر خاربن خمط و، اثل و سدر قلیل
نه داشت خرم شاخ و نه برکشیده نهال
هوش مصنوعی: تنها به جز درختانی چون خاربن، خرم نمیبینم که شاخ و برگ فراوانی داشته باشند یا نهالهای بلندی که سر به آسمان کشیده باشند.
یکی زمینی بد سوخته ز تف سموم
یکی فضائی بدکوفته ز باد شمال
هوش مصنوعی: یکی در زمین به خاطر گرمای شدید و آتشسوزی آسیب دیده و دیگری در فضایی نامساعد و نامطبوع به خاطر باد سرد شمالی قرار دارد.
گیا نرسته در او چون درون خارجیان
که می نرسته در او برگ مهر احمد و آل
هوش مصنوعی: گیاهان درون او مانند خارجیها رشد نمیکنند، که برگهای مهر احمد و آل در درون او وجود دارد.
همه شفا جرف ها ربوده این نهار
کنون شکوفه مطلول رسته زان اطلال
هوش مصنوعی: همه دردها و مشکلات زندگی را میتوان در این لحظهٔ خاص رها کرد و در نهایت شکوفههای زیبا و امیدبخش از میان ویرانهها و یادگارهای گذشته سر برآوردهاند.
حدیث مرعی سعدان و مآء صدرا را
اگر شنیدی و خواندی ز مجمع الامثال
هوش مصنوعی: اگر داستان سعدان و مآء صدرا را شنیدی و مطالعه کردی، از مجموعه مثلهاست.
ببین که ربع و دمن شد ربیع و قاع بقاع
حمأحمی شد و صلصال مملو از سلسال
هوش مصنوعی: نگاهی به طبیعت کن که چگونه فصل بهار فرا رسیده و زمینهای خشک و بیحیات تبدیل به باغهای سرسبز و زنده شدهاند. این تغییرات نشاندهندهی زندگی و سرزندگی جدیدی است که در همهجا جاری شده است. زمینهایی که قبلاً بیمزه و خالی بودند، اکنون پر از طراوت و زیبایی هستند.
قصور عالیه بینی ز بوستان بقا
قطوف دانیه چینی ز شاخسار کمال
هوش مصنوعی: در باغ جاودان، زیباییهایی را میبینی که از درخت کمال میچینی.
ز دست همت فرخ امیرزاده راد
گیاشجر شد سیم و زر است سنگ و سفال
هوش مصنوعی: با تلاش و کوشش امیرزادهای خوشبخت، گیاهانی رشد کردهاند که همچون طلا و نقره ارزشمند شدهاند و سنگ و سفال در برابر آنها کمارزش به نظر میرسند.
ستوده سلطان عبدالمجید آنکه بود
امیر آخور شهزاده خجسته خصال
هوش مصنوعی: ستایش شده است آن پادشاه عبدالمجید که در مقام امیر آخور بوده و ویژگیهای خوبی دارد.
هیون طبع زبون راز مهر کرده مهار
ستور نفس حرون راز عقل بسته عقال
هوش مصنوعی: در اینجا شاعر به توصیف ویژگیهای انسانی و درونی میپردازد. او اشاره دارد که چگونه زبان و بیان ما میتواند به عنوان ابزاری برای ارتباط با احساسات و عشقهایمان عمل کند. همچنین میگوید که عقل و تفکر میتواند همچنین کنترل ما را تحت تأثیر قرار دهد و در اعمال و تصمیمگیریهایمان تأثیرگذار باشد. به طور کلی، این بیت به تضاد و توازن میان احساسات و عقل انسانی اشاره دارد.
پس سواری شهزاد بلند اختر
شود مر او را هم از بلندی و اقبال
هوش مصنوعی: پس از آنکه جوانی با ویژگیهای خاص و خوشبختی به مقام و جایگاه بالایی دست پیدا کند، به او نیز از نظر موقعیت و شانس، قدرت و اهمیت داده میشود.
سپهر توسن و خورشید زین و زهره رکاب
هلال سیمین نعل و مجره تنگ و دوال
هوش مصنوعی: در آسمان، اسب سوار بر نور خورشید است و سیاره زهره همچون رکابی در کنار آن قرار دارد. هلال ماه به مانند نعلی نقرهای و مسیر حرکتش تنگ و باریک است.
برای مدح تو ای میر اشرف امجد
خجسته مطلعی آرم برون ز بحر خیال
هوش مصنوعی: من میخواهم برای تو ای بزرگترین و بافضیلتترین، ستایشی به گونهای زیبا و دلنشین بیان کنم که از عمق تخیلاتم به وجود آید.