برگردان به زبان ساده
قصه گیسوی لعبتان طرازی
از شب یلدا فزوده شد به درازی
هوش مصنوعی: داستان زیبایی و جذابیت موی بلند معشوق به شب یلدا اضافه شده و به طولانیتر شدن آن انجامیده است.
عمر گرانمایه ای دریغ تلف شد
در خم گیسوی لعبتان طرازی
هوش مصنوعی: عمر باارزش و گرانبهایی که داشتم، بیهوده و در بیهودگی صرف تماشای بازیگوشی و زیبایی موهای دختران شد.
درد و دریغا که عاشقان وطن را
عشق حقیقی، بدل شده به مجازی
هوش مصنوعی: متأسفانه، عاشقان وطن به جای عشق واقعی، گرفتار عشقی غیرواقعی شدهاند و این برایشان دردناک است.
ما به سر زلف یار، بسته دل و خصم
بسته دو بازویمان به حیلت و بازی
هوش مصنوعی: ما دل خود را به زلف یار گره زدهایم و دشمنان ما با نیرنگ و فریب، قدرت خود را به دست آوردهاند.
ای پسر نازین شوخ که باشد
مادرت از پارسی پدرت ز تازی
هوش مصنوعی: ای پسر نازنین و بازیگوش، بدان که مادرت از نژاد ایرانی و پدرت از نژاد عرب است.
مادر تو دخت شهریار کیانی
و آن پدرت پور پیشوای حجازی
هوش مصنوعی: مادر تو دختر شاه کیانی و پدرت از نسل پیشوای حجازی است.
عمت گند آوران مکی و شامی
خالت دانشوران طوسی و رازی
هوش مصنوعی: گروهی که از جهل و نادانی تعفن ایجاد میکنند از مکه و شام هستند، و انسانهای فرایندگرا و دانشمند از طوس و رازی هستند.
گلشن توحید را خجسته نهالی
گله تائید را یگانه نهازی
هوش مصنوعی: در باغ توحید، درختی خوشبخت و خاص را میکاری که نشانه و تأیید نیکیها و حقایق است.
پیشه تو مردمی و مردی رادی
کار تو دشمن کشی و دوست نوازی
هوش مصنوعی: شغل تو انسانی است و منش تو مهرورزی است، اما کار تو در حقیقت نابود کردن دشمنان و دوستی با اطرافیانت است.
الحق با این نژاد و پروز و هنجار
شاید اگر بر مه و ستاره بنازی
هوش مصنوعی: در حقیقت با این ویژگیهای برجسته و آداب و رسوم، شاید اگر به زیبایی و درخشندگی ماه و ستارهها ببالیم.
لیک یکی راز با تو دارم و باید
گوش دهی نیک ز آنکه محرم رازی
هوش مصنوعی: اما یک رازی با تو دارم که باید به دقت گوش بدهی، چون تنها فردی که میتوانم این راز را با او در میان بگذارم، تو هستی.
از تو شگفت آیدم بسی که بدین ناز
پیش لئیمان چرا چو اهل نیازی
هوش مصنوعی: از تو بسیار شگفتزدهام که با این همه ناز و کرشمه چرا در برابر افراد نالایق و کمارزش قرار میگیری و به آنها توجه میکنی، در حالی که شایستگیت بیشتر از اینهاست.
بر در دونان بری نیاز ولی خود
تا به کمر غرق مال و نعمت و نازی
هوش مصنوعی: به در خانهی افرادی که کمخوددارند برو و تقاضا کن، اما خودت تا کمر در ثروت و نعمت غرق شدهای.
کعبه تو آباد کرده بودی و اینک
رو به کلیسا ستاده بهر نمازی
هوش مصنوعی: تو خانهی کعبه را آباد کرده بودی و اکنون رو به کلیسا ایستادهای تا نماز بخوانی.
چشمت بی پرده شد چو دیده صرعی
رویت بی آبرو چو چهره آزی
هوش مصنوعی: چشم تو بدون هیچ مانعی دیده میشود، و چهرهات به خاطر بیپرده بودن، همچون چهرهای که دچار عذاب و ندامت است، بیآبرو شده است.
خشک و تهی شد سرت مگر تو کدوئی
خام و دو تو شد دلت مگر تو پیازی
هوش مصنوعی: اگر ذهنت بیحس و خالی شده، نکند که تو همچون کدو هستی، و اگر دلت سرد و بیاحساس شده، نکند که تو شبیه پیاز هستی.
چون شدت ای مهر زرفشان که درین روز
هر دم چون زر درون بوته گدازی
هوش مصنوعی: به دلیل شدت محبت و عشق، هر لحظه در این روزهای دشوار، مانند طلا که در کوره ذوب میشود، در حال تغییر و تحول هستم.
گاه چو در استخوان شکسته ز سنگی
گاه چو زر جان و تن دریده ز گازی
هوش مصنوعی: گاه احساس میکنم که مانند استخوانی شکسته به سنگی سخت افتادهام و گاه در درونم مانند زر و طلا زندهام، در حالی که از غمی عمیق رنج میبرم.
خود تو نه آنی که بودی از رخ و بالا
شهره ی گیتی به دلکشی و برازی
هوش مصنوعی: تو دیگر آن شخصی که قبلاً بودی نیستی؛ به خاطر زیبایی و جذابیتت در دلها و در میان مردم شهرت پیدا کردهای.
تا به ختا سیر کردی از در ایران
با هنر و علم در خط متوازی
هوش مصنوعی: وقتی که از درِ ایران خارج شدی و به سرزمین ختا رسیدی، نشانگر این است که با تمام هنر و دانش خود به سفر رفتم و در مسیر همواره به صورت متقارن پیش رفتهام.
از چه در این باغ ای درخت برومند
میوه نیاری به بار و قد نفرازی
هوش مصنوعی: چرا ای درخت تنومند در این باغ میوه نمیدهی؟ چرا قامت رفیع خود را به نمایش نمیگذاری؟
از چه درین پهنه ای دلیر دلاور
تیغ نگیری بدست و اسب نتازی
هوش مصنوعی: چرا در این میدان وسیع، شجاع و دلیر نمیشوی؟ چرا شمشیری به دست نمیگیری و بر اسب نمیتازی؟
گر عجب است از گراز دعوی شیری
اعجب باشد ز شیر بیشه گرازی
هوش مصنوعی: اگر تعجبی از اینکه گراز ادعای شجاعت شیر را داشته باشد، وجود دارد، باید تعجب بیشتری از این داشته باشیم که شیر جنگل گراز باشد.
خصم و رقیب از نشیب رو به فرازند
تو به نشیب ای عجب دوان ز فرازی
هوش مصنوعی: دشمن و رقیب تو که در پاییندستی هستند، از آن پایین به سمت بالا به تو حمله میکنند. جالب اینجاست که آنها از اوج و بلندی به سمت پایین میآیند.
چاره بیچارگان تو بودی و امروز
درد دل خود به هیچ چاره نسازی
هوش مصنوعی: تو همیشه راهحل مشکلات و بیچارگیها بودی، اما امروز خودت دردی در دل داری و هیچ راهی برای درمان آن نمیکنی.
دزد به کاخ تو اندر است و تو ابله
خفته به غفلت درون بستر نازی
هوش مصنوعی: در اینجا به تصویر فردی اشاره میشود که در حالی که در خواب است و غرق در آرامش و خواب خوش، خطر بزرگی در اطرافش وجود دارد. دزد، به نوعی نمایانگر تهدید و مخالفت، وارد خانهاش شده و او بیخبر از همه چیز در حال خواب است. این وضعیت نشاندهنده غفلت و عدم توجه فرد به خطراتی است که ممکن است او را تهدید کند.
دیده بدیدار و دست در خم زلفی
لب به قدح گوش بر ترانه سازی
هوش مصنوعی: به چشمانم نگاه به معشوق و دستی در لابهلای موهایش، لب به جام میزنم و گوش به صدای ساز دارم.
قهقهه کبک نر نیوش و بخونش
پنجه فرو کن نه کم ز طغرل و بازی
هوش مصنوعی: صدای خندهی کبک نر را بشنو و به زیباییاش توجه کن. او را فراموش نکن و کمتر از طغرل و بازیهایش غافل شو.
رخت به غارت شدت کلاه به یغما
تو پی پیرایه و سجاف و طرازی
هوش مصنوعی: ای تو که برای زیبایی و زینت خود تلاش میکنی، دیگران به سراغ لباس و زیباییهای تو آمدهاند و آنها را میبرند.
خفته عروست بر رقیب و تو غافل
در پی تقدیم سور و حمل جهازی
هوش مصنوعی: عروس تو در حال خواب است و رقیب او بیدار است، در حالی که تو بیخبر و غافل، در تلاش برای فراهم کردن جشن و هدیهای برای او هستی.
بی خبر از آن عروس شوخ شگرفی
شیفته بر این عجوز زشت چغازی
هوش مصنوعی: بیخبر از آن دختر زیبا و بازیگوش است که مجذوب این زن پیر و زشت میشود.
خیرگی و تیرگی رها کن از ایراک
با دل بیدار و با دو دیده بازی
هوش مصنوعی: رها کن اندیشههای خوب و بد را و با دلی آگاه و با چشمانی باز زندگی کن.
بایدت اندر مصاف دشمن خونخوار
باشی هشیار کار و زهره نبازی
هوش مصنوعی: باید در برابر دشمن خطرناک با دقت و هوشیاری عمل کنی و شهامت خود را از دست ندهی.
تیر چو بارد سهام زرین باری
تیغ چو یازد حسام خونین یازی
هوش مصنوعی: هنگامی که تیرها به سوی هدف پرتاب میشوند، نشانهها و فرصتهای ارزشمند نیز به دست میآید. زمانی که شمشیرها به کار گرفته میشوند، عزم و اراده برای مبارزه و پیروزی نیز به وجود میآید.
ای پسر بی گناه و کودک مسکین
چند درین نار تفته سوزی و سازی
هوش مصنوعی: ای پسر بیگناه و کودک نیازمند، چرا در این آتش داغ و سوزان خود را میسوزانی و دردی به دل خود میآوری؟
غم مخور اینک که پایمرد تو باشد
حامی اسلام شه مظفر غازی
هوش مصنوعی: نگران نباش، زیرا در این زمان، حامی اسلام و پشتیبان تو، شاه مظفر غازی است.
بار خدائی که بر زمانه صلا زد
از در بخشندگی و بنده نوازی
هوش مصنوعی: خداوندی که به ملتها و زمانهها فرمان داد و با گشادهدستی و مهربانی با بندگانش رفتار میکند.