برگردان به زبان ساده
تا میر خون دشمنان بر خاک هیجا ریخته
مریخ را از هیبتش در زهره صفرا ریخته
هوش مصنوعی: تا زمانی که خون دشمنان بر خاک هیجا ریخته شود، مریخ به خاطر هراسی که دارد، رنگ زهره را زرد کرده است.
تیر فلک بر خط او بنوشته نقش عبده
وز شرم دستش آب جو از دیده دریا ریخته
هوش مصنوعی: تقدیر و سرنوشت او را به گونهای نوشته که نشان از عبودیت و بندگی دارد و از روی شرم، چشمانش مانند اقیانوس از اشک پر شدهاند.
تیرش قد شیر ژیان خم کرده مانند کمان
تیغش ز شکل دشمنان ترکیب جوزا ریخته
هوش مصنوعی: تیر او مانند چنگ کمان قوی و باخت به شکل شیر، دشمنان را به شدت تهدید میکند و تیغش در برابر آنها خطرناک است.
تا امر شه را متصل بنوشت طغرایش سجل
دانش روان فرهنگ دل بر نقش طغرا ریخته
هوش مصنوعی: تا زمانی که فرمان پادشاه به صورت مکتوب درآمد، نشان علمی و فرهنگی او بر دلها و ذهنها حک شده است.
چون خامه راند بر ورق گیرد ز دانایان سبق
گوئی بر این نیلی طبق عقد ثریا ریخته
هوش مصنوعی: هنگامی که قلم بر روی کاغذ حرکت میکند، از دانایان یاد میگیرد و داستانها و حکایاتی را به تصویر میکشد که مانند آبی رنگی که در زیر ستارههای خاصی جاری است، به زیبایی و وضوح نشان داده میشوند.
دزدان ز بیمش هر کران پوشیده رخت مادران
وز داد او سوداگران در کوچه کالا ریخته
هوش مصنوعی: دزدان از ترس او در هر طرف پنهان شدهاند و مادران در حال نگران هستند. تاجران هم به خاطر او در کوچهها کالاهای خود را رها کردهاند.
در حضرتش بنهاده سر میران هند و کاشغر
خاک قدومش در بصر میر بخارا ریخته
هوش مصنوعی: در حضور او، سرها از فر و مقام خود خم شدهاند و مردم هند و کاشغر به نشان احترام بر زمین افتادهاند. خاکی که زیر پای اوست، در بصر و بخارا پراکنده است.
میری چنین بسیار دان با زیردستان مهربان
هنگام گفتار از زبان نقل مهنا ریخته
هوش مصنوعی: تو بسیار دانا و عالم هستی و با زیردستانت با مهربانی صحبت میکنی، هنگام سخن گفتن از زبان دیگران با نرمی و لطافت بیان میکنی.
مانند نخلی بارور بیخش کرم شاخش هنر
جای ثمر از این شجر لولوی لالا ریخته
هوش مصنوعی: چون درخت نخل بارور که ریشههایش را کرم دندان زده است، هنر و زیبایی در شاخ و برگش وجود ندارد و به جای میوه، غم و اندوه از این درخت پاشیده شده است.
زین شاخ بارد روز و شب نعمت بمردم بی طلب
چونانکه بر مریم رطب از نخل خرما ریخته
هوش مصنوعی: از این درخت، روز و شب، نعمت و روزی به مردم میرسد بیآنکه تقاضایی داشته باشند، مانند میوهٔ خرما که از درخت بر مریم نازل شده است.
تا گل برافرازد علم تا جنبش آرد موج یم
تا ز ابر باران دمبدم در کوه و صحرا ریخته
هوش مصنوعی: بهار که فرا میرسد، گلها سر برمیآورند و علم و دانش به جوی و جنبش دریاها معنا پیدا میکند، همچنین باران از ابرها پیوسته بر کوهها و دشتها میبارد.
خصمش ذلیل و ناتوان در بند نکبت جاودان
چون طارمی کاجزای آن از باد نکبا ریخته
هوش مصنوعی: دشمنش در سختی و ناتوانی گرفتار عذاب ابدی است، مانند طارمی که نتیجهاش از بادهای بد به زمین افتاده.