برگردان به زبان ساده
در خراسان میرزا صدرای نجدالسلطنه
کرده بیدادی که اندر گله گرگ گرسنه
هوش مصنوعی: در خراسان، شخصی به نام میرزا صدرای نجدالسلطنه به ناحق بر علیه دیگران عمل کرده است، همانطور که در میان گلهای از گرگهای گرسنه بیرحمی و بیعدالتی دیده میشود.
گر خراسان جان برد از دست روس و انگلیس
جان نخواهد برد از بیداد نجدالسلطنه
هوش مصنوعی: اگر خراسان جان خود را از چنگ روسها و انگلیسیها رهانیده، اما از ظلم و ستم نجدالسطنه نجات نخواهد یافت.
چارتن در چار موقع بی محابا بیدرنگ
طرفة العینی زند یک کاروان را یک تنه
هوش مصنوعی: در چهار جهت، با شتاب و بدون تردید، به سرعت یک کاروان را به تنهایی به حرکت درمیآورد.
نجدی اندر دفتر و زرگر بدشت شهریار
طالش اندر جنگل و کرد خزل در گردنه
هوش مصنوعی: در دفتری از نجد، زرگری مشغول کار است و در جنگل، شهریار طالش حضور دارد، در حالی که کردی به نام خزل در گردنه دیده میشود.
رستم دستان اگر با جوشن و خفتان و خود
نزدش آید بازگردد روت و عور و برهنه
هوش مصنوعی: اگر رستم قهرمان نیز با زره و لباس کامل به میدان بیاید، باز هم در برابر او مثل یک مرد عادی و بدون هیچ پوششی خواهد بود.
میرود در خوان دعوت همچو سیل از کوهسار
میگریزد از بر مهمان چو باد از روزنه
هوش مصنوعی: او به سرعت و شتاب به مهمانی میرود، همانطور که سیل از کوهها سرازیر میشود و مهمان هم مانند بادی که از روزنهای عبور میکند، به آرامی و بیخبر از صحنه دور میشود.
همچو او یغما نه قشقائی کند نه شهسون
همچنو غارت نه سنجابی کند نه زنگنه
هوش مصنوعی: شخصی مانند او نه قشقایی میتواند دزدی کند و نه شهسونی، و نه مانند سنجابها میتواند چیزی را به سرقت ببرد و نه مانند زنگنه.
خامه اش مانند تیر بوالحنوق اندر طفوف
اشتها چون تیغ سیف الدوله اندر خر شنه
هوش مصنوعی: قلم او مانند تیر است و تند و نافذ مینویسد، همانطور که اشتیاق در مجمعها و جمعهای زیبا به اوج میرسد، مانند شمشیری که در دستان سیف الدوله در دل شور و شوق است.
حرص از طبعش دمد چون برق از باران تیز
آز از کلکش جهد چون آتش از آتش زنه
هوش مصنوعی: حرص و ولع او به سرعت ظاهر میشود، همانطور که برق از باران میدرخشد. تشنگی به داشتن و رسیدن به چیزها در وجودش تلاش میکند، مانند شعلهای که از آتش زنه بیرون میآید.
فرع بیش از اصل می بندد رسوم افزون ز جمع
مالیات سال آتی خواهد از هذی السنه
هوش مصنوعی: بیش از آنچه که لازم است، رسوم و عادات را به ارث میبریم و به دلیل افزایش هزینهها و مالیاتها، سال آینده با مشکلات بیشتری مواجه خواهیم شد.
رسم گیرد در دهات از کنگر و ریواس و قارچ
باج خواهد در بلوک از یوشن و از درمنه
هوش مصنوعی: در روستاها، از کنگر، ریواس و قارچ میطلبند، اما در نقاط شهری بیتوجه به این مواد، از یوشن و درمنه مالیات میگیرند.
چون بلوچ آید سوی ییلاق و کوه از گرمسیر
در هوای ماست می چسبد بتخمش چون کنه
هوش مصنوعی: وقتی که بلوچ به سمت دشت و کوهستان میآید و از گرما به اینجا میآید، حال و هوای او به گونهای است که میچسبد و به دل مینشیند، مانند طبیعتی که به دل مینشیند.
ور مگس در دوغش افتد روغنش را بالتمام
از برای شوربای خود کشد با منگنه
هوش مصنوعی: اگر مگس در دوغ بیفتد، تمام روغن آن را برای درست کردن غذای خود با فشار میکشد.
کاشکی این گرگ پیش از خوردن اغنام خلق
طعمه شیران نر گشتی به دشت ارژنه
هوش مصنوعی: ای کاش این گرگ قبل از اینکه به گوسفندها آسیب بزند، خودش طعمه شیرهای نر میشد و در دشت ارژنه از بین میرفت.
غیر خود را دید نتواند ز رشک اما ببخل
مثل خود را هم نخواهد دید جز در آینه
هوش مصنوعی: انسانی که به خودش میبالد و از دیگران حسادت میکند، نمیتواند غیر از خودش را ببیند. او حتی برای دیدن خود نیز به شکلی از خودخواهی و خساست دچار است و فقط در آینه میتواند تصویری از خود را مشاهده کند.
بوالعجب کاین پهلوان زیر نگاری چون فتد
بر نمی خیزد ز جا با گرزهای دهمنه
هوش مصنوعی: عجب است که این پهلوان زیر یک نگار، در حالی که به زمین افتاده، دیگر از جا بلند نمیشود، هرچند که گرزهای سنگینی به همراه دارد.
روز و شب اندر خمار خمر و افیونست لیک
وقت دزدی دیده اش آسوده از نوم و سنه
هوش مصنوعی: در روز و شب، انسان در حال خوابآلودگی ناشی از شراب و مواد مخدر است، اما زمانی که دزدی میکند، چشمانش از خواب و بیخیالی رها و آرام است.
گرچه باشد کودن و گیج و زبان نافهم و گول
چار گفتار مرادف یاد دارد ز السنه
هوش مصنوعی: اگرچه ممکن است کسی احمق و گیج باشد و حرفها را درست نفهمد، اما میتواند چهار جمله مشابه را از زبانها به یاد آورد.
از فرانسه دن موا از لفظ تازی اعطنی
ز انگلیسی گیومی از گفت ترکی ورمنه
هوش مصنوعی: از فرانسه کمکم را با واژههای عربی بگیر و از انگلیسی برایم مفهومی بیاور و به زبان ترکی صحبت کن.
صدر یا گم کرده پا تابه و پالان خویش
بلکه خود را نیز گم کردی ز دور ازمنه
هوش مصنوعی: ای کاش میتوانستی مسیر خود را پیدا کنی و در زندگیات گم نباشی، چون به دور از من، حتی خودت را هم فراموش کردهای.
روزگار زن جلب پرور ترا از یاد برد
فحش بی بی، قرقر بابا، و دشنام ننه
هوش مصنوعی: زمانه زن را از یاد تو برد و این حرفها و دشنامهای بیفایده مربوط به اوست.
دخترت دارد یل و چادر نماز و قندره
خانمت پوشید پاچین و شلیته و نیمتنه
هوش مصنوعی: دخترت لباس محلی و چادر نماز به تن کرده و همسرت هم دامن و تونیک و دامن کوتاه بر تن دارد.
ملکیت پوتین شد و پا تابه ات شلوار گشت
فقر و ذلت شد بدل بر احتشام و هیمنه
هوش مصنوعی: ملکیت پوتین به نوبه خود باعث شد که زندگی در فقر و ذلت بدل به چهرهای از احتشام و grandeur شود. در این روند، پاها به شلوار تبدیل شدند. به عبارتی، تغییر قدرت و سلطه موجب ایجاد وضعیتی متفاوت و پیچیده در جامعه شده است.
رو بجلگه دلگشا کن لعب سور و قنطرک
میگو و مهیاده خور با کالجوش و اشکنه
هوش مصنوعی: به دشت سرسبز و زیبایی برو و باطل را کنار بگذار. در آنجا با شادی و لذت به می و نوشیدنی و خوردن غذاهای خوشمزه بپرداز.
عارت اندر رگ نه، روی تخته افتد این جسد
ننگت اندر تن نه، زیر گل بماند این تنه
هوش مصنوعی: این شعری به بیان این مفهوم میپردازد که بدن انسان، بر اثر ننگهایی که ممکن است به آن بچسبد، در واقع بیارزش است و همچنان که جسد در زیر خاک میماند، عیبها و ننگهای ما نیز در نهایت، در وجود ما باقی میمانند. به نوعی تأکید دارد بر این که این ننگها در درون ما جاری نیستند بلکه به ظاهر و جسم ما تعلق دارند.
تو قبایت اطلس و بابات مانده بی کفن
تو بهشتت مسکن و مامات مرد از مسکنه
هوش مصنوعی: تو لباس فاخر به تن داری و پدرت در حالتی بیکفنی قرار دارد. بهشت تو جایگاه طبیعیات است، اما مادرت در غم و اندوه زندگی میکند.
رو شب آدینه صد من ترب خالص خیر کن
بر سر صندوقه آن مؤمن و آن مؤمنه
هوش مصنوعی: در شب جمعه، صد من تربت خالص را بر روی صندوق آن مؤمن و مؤمنه قرار بده.
شعر من زهر است و باشد در مزاجت سودمند
سودمند آری بود مرکوفت را داراشکنه
هوش مصنوعی: شعر من مانند زهر است، اما برای تو میتواند مفید و سودمند باشد. بله، این شعر میتواند به تو کمک کند و زهر را برای تو به دارویی تبدیل کند که مفید است.
تا ز قول پارسایان در کلام پارسی
شوی خواهر یزنه باشد خواهر زن خوازنه
هوش مصنوعی: برای اینکه بتوانی مانند یک شخصیت اندیشمند و با فضیلت صحبت کنی، باید به طور مناسب و با احترام به دیگران صحبت کنی. در اینجا به دو نوع خواهر اشاره شده که هر کدام در موقعیت خاص خود معنای خاصی دارند.
لعنت حق بر تو بادا جاودان چندانکه هست
کرسی حق راسعه عرش الهی را زنه
هوش مصنوعی: به تو لعنت باد از سوی حق، تا ابد و همیشه، به اندازهای که کرسی حق، که بر فراز عرش الهی است، با عظمت و شکوه است.
زهرت اندر آب جاری آبت اندر دیدگان
نی بناخن باد و اندر پلک چشمت ناخنه
هوش مصنوعی: گل تو در آب روان است و دو چشمت مانند آب در دل من جاری شده است. به خاطر نسیمی، بر روی پلک چشمانت، گلی حس میشود که در آن خواب است.
تن بدارالخزیت اندر روح در دارالبوار
سر بدارالدوله و پیکر بدارالسلطنه
هوش مصنوعی: در این شعر به توصیف مکانها و ویژگیهایی پرداخته میشود که به نوعی نمادین و دارای معانی عمیق هستند. در اینجا، وجود و روح در جایی است که زندگی و رنج در آن همگان را دربر گرفتهاند و همچنین به مقامات و جایگاههایی اشاره میشود که در آن قدرت و سلطنت وجود دارد. به طور کلی میتوان گفت که عواطف و وضعیت انسانها در میان این مکانها و شرایط متنوع به تصویر کشیده شده است.
این قصیدت را بدان بحر روی گفتم که گفت
رسم بهمن گیر و از نو تازه کن بهمنجنه
هوش مصنوعی: در این شعر به شاعر گفته شده که به سبک و شیوهای خاص از شعر گفتن ادامه دهد و آن را بهروز کند، با اشاره به نام بهمن و اهمیت تجدید نظر و نوآوری در آثارش.