برگردان به زبان ساده
آمد به صد شوخی ز در ترکی که خونها ریخته
خون دل یک شهر را چشمش به تنها ریخته
هوش مصنوعی: شخصی به شوخی و به طعنه از در وارد شد، در حالی که از دل یک شهر خونها ریخته شده و تنها نگاهش به این وضعیت خونی افتاده است.
چون او نباشد هیچکس سالار خوبانست و بس
خوبانش زین ره هر نفس سر در کف پا ریخته
هوش مصنوعی: وقتی که او وجود ندارد، هیچکس دیگری نیست که به رهبری خوبان بپردازد و فقط اوست که این مقام را دارد. خوبان نیز به خاطر او هر لحظه دچار سرزمین خود در پایش شده و خود را به او تقدیم میکنند.
خورشید شمع خرگهش کیوان غلام درگهش
جانهای شیرین در رهش طوعا و کرها ریخته
هوش مصنوعی: خورشید مانند شمعی است که در کاخی به نام کیوان قرار دارد. در این کاخ، جانهای شیرین و دلربا، با عشق و ارادت به سوی او آمدهاند و از شوق و محبت، در مسیرش قربانی میشوند.
در مکتب او جاودان آدم بود سر عشر خوان
تا نقش علمه البیان بر لوح اسما ریخته
هوش مصنوعی: در مکتب او، انسان جاودانهای بود که در سر مشق خود، به آگاهی و معرفت دست یافت و علم و هنر را بر دلها و نامها نقش زد.
ادریس در تدریس او شوید ورق در آب جو
وز نامه خود آبرو قسطای لوقا ریخته
هوش مصنوعی: ادریس با علم و آگاهی خود به آموزش میپردازد، مثل اینکه ورق در آب جو میافتد. از ارادهاش نتایج مثبتی به دست میآورد و عزت و احترام خود را از نامهاش به دیگران منتقل میکند.
با معجز عیسی لبش با نوش احمد مشربش
با دست قدرت قالبش ایزد تعالی ریخته
هوش مصنوعی: لب و دهان او به مانند معجزه عیسی است، و نوش او الهام گرفته از مقام احمد. قدرت و تواناییهایش از سر دست خداوند است که او را به این شکل ساخته و پرداخته است.
بخشد تعین ذات را روزی دهد ذرات را
اشباح موجودات را او در هیولا ریخته
هوش مصنوعی: خداوند، وجود و ماهیت اشیاء را مشخص میکند و به هر یک از اجزاء و موجودات روزی میدهد. او در ماده اولیه، شکل و تصویر موجودات را قرار داده است.
از حرز مریم جوشنی بر کتف عیسی دوخته
وز مغز آدم عطسه ای بر خاک حوا ریخته
هوش مصنوعی: مریم برای عیسی پوششی ساخته است و از وجود آدم، عطسهای بر زمین حوا افکنده شده است.
فضل همیمش صبح و شام این چار عنصر را بجام
آنسان که بایستی مدام از هفت آبا ریخته
هوش مصنوعی: ما در هر صبح و شام از نعمتهای خداوند بهرهمند میشویم، این چهار عنصر (آب، آتش، خاک و هوا) را باید به بهترین شکل استفاده کنیم؛ در حالی که این نعمتها از هفت نسل پیش به ما رسیدهاند.
بر کاخ نصرش ای فتی نصر من الله آیتی
در جام فتحش شربتی ز انا فتحنا ریخته
هوش مصنوعی: ای جوان، بر کاخ نصر و پیروزی او، نشانهای از یاری الهی وجود دارد و در جام پیروزیاش، شربتی از این پیروزی جاری شده است.
چون پرده بردارد ز رو گیرد جهان از چارسو
از بس کرشمه ناز او از روی زیبا ریخته
هوش مصنوعی: زمانی که او پردهاش را کنار بزند، دنیا از همهجا به سمت او جذب میشود، زیرا زیبایی و ناز او به قدری خیرهکننده است که همه را مجذوب خود میکند.
روح الله آید جان بکف در درگهش با صد شعف
گردد براهش از شعف خون مسیحا ریخته
هوش مصنوعی: روح الله به درگاه خداوند با شور و شادی تمام حاضر میشود و از شدت شادی، مانند خون مسیح، اشک میریزد.
دجالها را برکشد با صد مذلتشان کشد
هم نار گبران خامشد هم آب ترسا ریخته
هوش مصنوعی: دجالها را با ذلت و خواری خواهند کشت و آتش پرستندگان دروغین خاموش خواهد شد و آب پرستشکنندگان راستین بر زمین ریخته میشود.
خونی که هنگام جدل در سینه کرار یل
از اهل صفین و جمل وز این گوارا ریخته
هوش مصنوعی: خونی که در زمان جنگ توسط قهرمانانی مانند کرار، در میدانهای صفین و جمل ریخته شده، نشانهای از ارزش و شجاعت آنان است.
خواهد تلافی کرد تا فرصت بدست آورد تا
خونشان کند از گرد نا بر سطح غبرا ریخته
هوش مصنوعی: او منتظر میماند تا زمانی مناسب به دست آورد و انتقام بگیرد، تا بتواند خون آنها را به عنوان انتقامی بر خاک بیفشاند.
ای مهدی صاحب زمان کز عکس تیغت آسمان
رنگ شفق را جاودان بر طاق خضرا ریخته
هوش مصنوعی: ای مهدی، ای صاحب زمان، از نور تیغ توست که رنگ افق را به شکلی جاودانه بر آسمان آبی پاشیده است.
لختی به محزونان نگر سوی جگرخونان نگر
در ساغر دونان نگر شهد گوارا ریخته
هوش مصنوعی: لحظاتی به غمگینها نگاه کن و به افرادی که در عذابند توجه کن. در ظرفهای بیارزش، شهد شیرین ریخته شده است.
ما تلخکام از زهر غم خونمان شراب و طعمه هم
بر خوان شومان دژم صد گونه حلوا ریخته
هوش مصنوعی: ما از غم و غصه تلخ شدهایم، اما با وجود این، خون ما شبیه شراب است و در سفره شادکامی، انواع شیرینیها و حلوا برای ما آماده شده است.
خصم ترا با آبها آمیخته جلابها
ما در غمت خونابها از چشم بینا ریخته
هوش مصنوعی: دشمن تو با آب و جویبارها در آمیخته است، اما ما در غم تو اشکهای خونین از چشمان بینا ریختهایم.
ای سایه مهر تو پر گسترده بر شمس و قمر
وی مایه قهرت شرر بر هفت دریا ریخته
هوش مصنوعی: ای سایهی محبت تو که بر آسمان آفتاب و ماه گسترش یافتهای، و مایهی خشم تو که مانند آتش بر هفت دریا انتشار یافته است.
بنما رخ چون ماه را مرآت وجه الله را
و آن غمزه جانکاه را کز چشم شهلا ریخته
هوش مصنوعی: صورتت را چون ماه بروز کن و نمایانگر زیبایی خدا باش. آن نگاهی که دل را میزند، در چشمان تو جاریست.
در مولدت میر اجل آراسته جشنی بی خلل
وز دست او در این محل زر بی تقاضا ریخته
هوش مصنوعی: در روز تولد تو، مرگ با زیبایی جشن گرفته شده و در این مکان به خوبی و بدون وقفه، طلاهای بیطلب از دست او ریخته شده است.
میراست یکدریا کرم میراست یک گردون همم
جودش گه بخشش درم بر پیر و برنا ریخته
هوش مصنوعی: بیت اشاره به این دارد که ثروت و نعمت یک فرد همچون دریا وسیع است و generosity او مانند آسمان بیکران است؛ بخششهای او به تمامی افراد، چه پیر و چه جوان، به وفور پراکنده شده است.
ویژه بمن کز شعر تر مدح ترا خواندم ز بر
دارم ببارش چون گهر ابیات غرا ریخته
هوش مصنوعی: من از روی شعر زیبایی که در ستایش تو سرودهام، اشکهایم را مانند گوهری گرانبها به زمین میریزم.
چون نیک خواندی مقطعش بشنو چهارم مطلعش
تا بینی از هر مصرعش شهد مصفا ریخته
هوش مصنوعی: هرگاه پایان شعر را با دقت بخوانی، توجه کن به بخش چهارمش؛ تا ببینی از هر خطش عسل خالص و شیرین جاری است.