برگردان به زبان ساده
ای بر کمر زنار سان زلف چلیپا ریخته
لعل لب جان پرورت خون مسیحا ریخته
هوش مصنوعی: ای کسی که زلفهای زیبایت مانند نوار زری بر کمرت آویخته و لبانت چون لعل هستند، مانند جانی که خون مسیح را در آغوش میگیرد.
من در پی نوش لبت جان و دل و دین باختم
گردون نثار غبغبت عقد ثریا ریخته
هوش مصنوعی: من به خاطر لذت نوشیدن لبهای تو، جان و دل و دیانت را فدای تو کردم و آسمان هم به خاطر زیبایی تو، خاک پای تو را گرانبها کرده است.
رویت ز جنت آیه ای مویت ز شب پیرایه ای
بر صبح رویت سایه ای از شام یلدا ریخته
هوش مصنوعی: چهرهات همچون نشانهای از بهشت است و موهایت مانند زینتی از شب میباشد. بر روی تو سایهای از شب یلدا همواره افتاده است.
از برگ گل سیمین برت از مشک اذفر افسرت
ایزد تعالی پیکرت از در بیضا ریخته
هوش مصنوعی: از برگ گل نقرهای تو، عطر مشک به مشام میرسد و خدای بزرگ، قامت زیبایت را از در بیدار خلق کرده است.
گرچه تنت نساج صنع از برگ نسرین بافته
گوئی دلت صناع خلق از سنگ خارا ریخته
هوش مصنوعی: با وجود اینکه بدنت از پارچهای نرم و زیبا شبیه برگ گل نسرین بافته شده، گویی که قلبت از مادهای سخت و محکم مانند سنگ ساخته شده است.
عکس رخ یار است این یا نور رخسار است این
با جذوه نار است این در طور سینا ریخته
هوش مصنوعی: این تصویر ممکن است چهره محبوب باشد یا نور صورت او باشد. همچنین ممکن است این نور از آتش باشد که در کوه سینا پخش شده است.
آن فال فیروزش نگر روی دل افروزش نگر
مژگان دلدوزش نگر خون دل ما ریخته
هوش مصنوعی: به آن فال خوشایند نگاه کن، به چهرهای که دل را شاد میکند. به مژههای جذاب او بنگر که دل را میسوزانند و قلب ما را به درد آوردهاند.
تا ساقی رندان شده آتش بجانها در زده
دامانش در دست آمده گیسویش در پا ریخته
هوش مصنوعی: تا وقتی که میگوید ساقی، جمعیت مست و شاداب شدهاند و اشتیاقی در دلها بوجود آمده است. در این حال، او در حال گیسوانش را از دست میدهد و در عین حال، لباسش را به دست گرفته است.
ابروی آن سیمین سلب خونم بریزد بی سبب
چون ماهیار بی ادب کو خون دارا ریخته
هوش مصنوعی: ابروی زیبای آن دختر، بیدلیل باعث سرازیر شدن خون من میشود، مانند ماهیاری که بیاحترامی میکند و خون دارا را بر زمین میریزد.
بر چهره آن نازنین موسی است خور در آستین
بر طره آن مه جبین مشک است عمدا ریخته
هوش مصنوعی: چهره آن معشوق زیبا مانند ماه است و به گونهای دیگر، در آستینش نوری پنهان دارد. در موهای آن دلبر، بویی همانند مشک ریخته شده است که به عمد چنین کردهاند.
در جشن شه صاحب زمان بادام و شکر هر زمان
از منطق شکرفشان و ز چشم شهلا ریخته
هوش مصنوعی: در مراسم جشن پادشاه، بادام و شکر همیشه به وفور موجود است و از گفتار شیرین و دلنشین من و نگاه زیبا و دلربای شهلا، همواره چیزی ریخته میشود.
این مطلع آمد خوبتر از عقد مروارید تر
چون طوطی طبعم شکر از نطق گویا ریخته
هوش مصنوعی: این مطلع به زیبایی ارائه شده و مانند عقد مروارید درخشان است. طبع من شیرین و گویاست و همچون طوطی، کلامم شکرین و دلنشین میریزد.