برگردان به زبان ساده
همی بداد زر و گنج سیم وی بخرید
که سیم ساده گران بود و زر ناب ارزان
هوش مصنوعی: او با طلا و گنجی که داشت، به دیگری داد و در عوض، به خاطر اینکه نقره ساده ارزش بیشتری داشت، به اندازه طلا و نقره کمی بیشتر پرداخت کرد.
بسان روح روانش کشید اندر بر
ز ملک روم شد اندر صف حجاز روان
هوش مصنوعی: او مانند روحی به سرعت از سرزمین روم حرکت کرد و به سرزمین حجاز رفت.
نخست خواست که آهن دلی کند لیکن
بکوفت با زر، آن، سیم ساده بر سندان
هوش مصنوعی: ابتدا تصمیم گرفت که دلش را آهنین کند، اما با زدن به زر، آن سیم ساده را بر روی سندان قرار داد.
ز بیم آنکه ملامت همی کنند قریش
ورا بخویش پسر خواند و برد در ایوان
هوش مصنوعی: به خاطر ترس از اینکه قریش او را سرزنش کنند، او را به فرزندخواندگی پذیرفت و به مکان بزرگی برد.
بخلوت اندر زن گشت و برملا فرزند
که زشتکاره ندارد حذر ز طعن کسان
هوش مصنوعی: در خلوت، فرزند زشتکاری خود را نمایان کرد و نشان داد که از نیش زبان دیگران هراسی ندارد.
چو عبد شمس ز دنیا برفت آن مدبر
چو بوم شوم ز ویران بماند در بستان
هوش مصنوعی: زمانی که بنده خورشید از این دنیا رفت، آن تدبیرکننده همچون جغد از ویرانی باقی مانده و در باغی تنها ماند.
شریک قسمت اولاد وی شد اندر ارث
که همچنو همه بودند ز ادعیا اخوان
هوش مصنوعی: در این بیت به این مطلب اشاره شده است که فرزندان در میراث شریک میشوند، زیرا همگی از خانواده و نسل یکسانی هستند.
ز خویش جعل نکردم من این که بن میثم
بشرح نهج بلاغت همی کند تبیان
هوش مصنوعی: من از خودم چیزی نساختم، بلکه آنچه از تمایزهای نهج البلاغه میگویم، تفسیری است که میثم به روشنی ارائه میدهد.
کتابتی که رقم کرده است شیر خدای
ابر معاویه کای زشت ابله نادان
هوش مصنوعی: نوشتهای که توسط شیر خدا، علی بن ابیطالب، ثبت شده است، تو را خطاب قرار میدهد ای شخص بدسیرت و نادان.
طلیق نی چو مهاجر کحیق نی چو لصیق
بخیره خود را از مردم قریش مخوان
هوش مصنوعی: چون نی در حال کوچ است، خود را با دیگران مقایسه نکن و خودت را از مردم قریش جدا ندان.
ز پای تا سر اگر خوانده ای و آگاهی
ز من نجوئی دیگر در این سخن برهان
هوش مصنوعی: اگر از من چیزی یاد کردهای و به خوبی مرا میشناسی، دیگر نیازی نیست در این باره توضیح بیشتری بدهم.
از او بزاد مر، آن حرب نابکار پلید
وزان بزاد مر، آن زشتکار بوسفیان
هوش مصنوعی: از او فرزندانی به دنیا آمد که از ظلم و بیعدالتی بهوجود آمدهاند و همچنین فرزندانی زشتکار و ناپاک.
یکی زنی را آورد در سرای که بود
ز صلب عتبه شومش نژاد و نام و نشان
هوش مصنوعی: یک نفر زنی را به خانهای آورد که نسب او به عتبه و خانوادهای ناپاک برمیگشت و مشخصات و شهرت خوبی نداشت.
بنام هند و ز فرط شبق دو صدرایت
بداشت نصب همی در برون شادروان
هوش مصنوعی: با نام هند و به خاطر زیبایی دو چهرهی نیکو، بر بقیهی نیکوکاران در بیرون از محفل جمع شدند و خوشحال بودند.
حمامه مادر وی صد هزار رایت داشت
به آشکار فزون زانچه داشت در پنهان
هوش مصنوعی: مادر او برای آرامش و حفاظتش، هزاران پرچم و نشانه داشت که در دید همه بود؛ اما آنچه در دل و پنهانش داشتم، بسیار بیشتر از آن بود.
نه هیچ لنگر در وی بقعر آب رسید
نه هیچ کشتی آمد غریق در طوفان
هوش مصنوعی: هیچ لنگری به کف آب نرسید و هیچ کشتی نیز در میانه طوفان غرق نشد.
شنیده ام سخنی نی بطنز بلکه شده است
درون نامه پیران باستان عنوان
هوش مصنوعی: شنیدهام که مطلبی نه به شوخی، بلکه در نامههای قدیمی حکیمان و دانشمندان به طور جدی بیان شده است.
که شد جوانی روزی بکار مزدوری
بکاخ هندو بشد هند شیفته بجوان
هوش مصنوعی: روزی جوانی به کارگری مشغول شد و در کاخی متعلق به هندیها زندگی میکرد. در آنجا، جوان به زیبایی و جذابیت هند شیفته و دلبسته شد.
مر آن جوان را صباح نام بود و ببرد
صباحتش ز دل وی شکیب و تاب و توان
هوش مصنوعی: آن جوان را نامی به نام صباح بود و زیبایی او شکیبایی و تاب و توان را از دلش ربود.
بکوه اجیاد اندر همی شدی شب و روز
که دست در کمر آرد بدان بت خندان
هوش مصنوعی: در کوه اجیاد، شب و روز به دنبال هم میرفتند و آنجا شخصی با دست بر کمر، در کنار مجسمهای خندان ایستاده بود.
فکند در عوض صخر صخره در بن چاه
نهاد از قبل فخر حلقه بر حمدان
هوش مصنوعی: در عوض زحماتی که کشیده، سنگی بزرگ در عمق چاه قرار داده و از پیش، حلقهای برای افتخار در حمدان گذاشته است.
چکاند قطران اندر تنور و در برابر آن
ز لیف هند جلب دوخت جامه قطران
هوش مصنوعی: در اینجا، شخصی قطران را در تنور میریزد و در مقابل آن، با استفاده از برگهای گیاه هند جلب، لباسهایی از قطران میدوزد.
پس از زمانی از ثقبه اسافل وی
در آن معاویه چون عاویات گشت عیان
هوش مصنوعی: پس از مدتی، او به پایینترین نقطهها رسید و در آن زمان مانند معاویه، به وضوح مشخص شد.
وگر بخواهی این داستان کنی ثابت
یکی نظاره درافکن بنامه حسان
هوش مصنوعی: اگر بخواهی این داستان را نقل کنی، باید یک نگاه بر نام حسان بیندازی.
زمخشری بکتابش رقم نموده چنین
وگر ابوالفرج اندر ورق نوشته چنان
هوش مصنوعی: زمخشری در کتابش اینگونه نوشته است و اگر ابوالفرج هم در صفحهای چنین چیزی نوشته باشد.
که چارتن پدرستی مرآن معاویه را
ز راستی بجز آن قلتبان ابوسفیان
هوش مصنوعی: این بیت بیانگر این است که پدر معاویه (ابوسفیان) به هیچ عنوان از راستگویی و صداقت پیروی نکرده و تنها به خاطر نفوذ و قدرتش شناخته شده است. به عبارتی، او از کلمات و رفتارهای نادرست در سیاست استفاده کرده و به همین دلیل نمیتوان او را فردی معتبر و راستگو دانست.
مسافربن ابی عمر و دویمین صباح
که نام بردم و گفتم چه کرد و در چه مکان
هوش مصنوعی: مسافر بن ابی عمر در صبح دوم به یاد من آمد و به یاد آوردم که چه کاری انجام داد و در کجا این کار را کرد.