برگردان به زبان ساده
وقتی پسرم عیسی را که آنوقت دو سال و دو ماه از سنش گذشته بود از جانب کارگذاران حضرت اقدس ولینعمت روحی فدا خلعت استیفاء بدادند در پاداش چاکری من زیرا که کودک مهد که زبان پدر و مادر نیک نیاموخته استیفاء و دبیری هیچ نداند که چیست و بزرگان کار شگرف بنااهلان و خوردان ندهند مگر در جبلت وی استعدادی نگرند یا حقوق خدمت پدرانش را از ذمت عالی ادا کنند چون وزارت دیوان رسائل خاصه سرکاری و ریاست دارالانشاء در این وقت که بیست و پنجم صفر یکهزار و سیصد و هشت بود بر عهده جناب دبیرالسلطنه میرزا فضل الله خان طباطبائی مفوض میبود و آنجناب را با من محبتی فراوان مشاهده میشد باین ابیات او را ستایش کرده مطلع آنرا ترجمه این بیت تازی قرار دادم که گفته اندبیت
هوش مصنوعی: وقتی پسرم عیسی را که دو سال و دو ماه داشت، به عنوان پاداش چاکری من از طرف کارگذاران حضرت ولیعهد به من دادند، این هدیه را در نظر گرفتم. کودکانی که در مهد هستند، هنوز زبان پدر و مادرشان را به خوبی نیاموختهاند و هیچ دانشی در زمینهی نوشتن و دبیری ندارند. بزرگترها به کسی چنین هدیهای نمیدهند مگر اینکه در ذات او استعدادی ببینند یا بخواهند حقوق خدمت پدرانش را ادا کنند. در آن زمان، امور اداره خاص و ریاست دارالانشاء به جناب دبیرالسلطنه، میرزا فضل الله خان طباطبائی سپرده شده بود و او نسبت به من محبت زیادی داشت. به همین دلیل، در ستایش او، این ابیات را سرودم و مطلع آن را به این بیت عربی نسبت دادم که گفتهاند.
الرای قبل شجاعة الشجعان
هواول و هی المحل الثانی
هوش مصنوعی: تفکر و اندیشه، پیش از نمایش شجاعت در دلیران، جایگاه اول را دارد و این همان محل و مقام دومی است که باید مورد توجه قرار گیرد.
و ابیات این است که نگارش یافته
هوش مصنوعی: این اشعار نوشته شدهاند و به شکل خاصی گردآوری شدهاند.
چو رای باشد پیش از شجاعت شجعان
نخست رای شمر آنگهی شجاعت دان
هوش مصنوعی: اگر فکر و تدبیر اولویت داشته باشد، شجاعت شجاعان نیز از آن نشأت میگیرد. به عبارتی، ابتدا باید به فکر واندیشه توجه کرد و سپس به شجاعت پرداخت.
ز فکر پیران موئین زره اگر بافند
درید نتوان با تیغ پهلوان جوان
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که اگر حتی با تجربه و دانش افراد سرشناس و سالخورده زرهای ساخته شود، باز هم نمیتوان آن را با تیغ یک جوان ورزشکار و قوی پاره کرد. به عبارتی دیگر، قدرت و توانایی جوانان در برخی موارد از دانش و تجربه افراد مسنتر فراتر میرود.
سنان و تیغ بریده نه دوختن دانند
خلاف رای که آید از او هم این و هم آن
هوش مصنوعی: دو چیز متفاوت، یعنی سنان و تیغ، نمیتوانند یکدیگر را به هم وصل کنند. اگرچه ممکن است نظرهای مختلفی وجود داشته باشد، اما نتیجه این نیز هم خواهد بود که نمیتوان بهطور همزمان به دو سمت رفت.
که را نباشد شمشیر عیب نتوان گفت
ولی چو رای ندارد ثنای او نتوان
هوش مصنوعی: اگر کسی شمشیر داشته باشد، نمیتوان عیوب او را بیان کرد، اما وقتی کسی پیروزی یا موفقیتی ندارد، نمیتوان او را ستایش کرد.
خزینه ایست دل مردمان با تدبیر
که کس نیارد قفلش شکست با سندان
هوش مصنوعی: دل افرادی که با تدبیر و هوشمندی زندگی میکنند، همچون گنجی ارزشمند است که هیچکس نمیتواند به راحتی به آن دسترسی پیدا کند.
شجاع دایم پیکان خود نماید تیز
ربوده مرد خردمند تیر از پیکان
هوش مصنوعی: شجاع همیشه خود را نشان میدهد و با قدرت عمل میکند. اما مردان خردمند، در مواقع حساس، توجه خاصی به او دارند و از او درس میگیرند.
شنیده ام که تهمتن دو چشم روئین تن
به تیر رای همیدوخت نه به تیر کمان
هوش مصنوعی: شنیدهام که تهمتن، آن دلیر بزرگ، با دو چشمی که مانند آهن سخت بودند، تیر را به ویژه با تفکر و تدبیر و نه به صورت معمولی به سوی هدف شلیک میکرد.
اگر نبودی تدبیرهای سیمرغی
کسی ز رستم دستان بدیدی آن دستان
هوش مصنوعی: اگر کسی تدبیرهای بزرگ و خردمندانه سیمرغ را نمیدانست، هرگز نمیتوانست دستان رستم را مشاهده کند و قدرت او را بشناسد.
وگر شجاعت بی فکر و هش ستوده بدی
ز خلق مهتر بودی برتبه شیر ژیان
هوش مصنوعی: اگر شجاعت بدون تفکر و اندیشه قابل ستایش باشد، پس برتری موجودات از شیر و جانوران دیگر بیشتر خواهد بود.
گرفتم آنکه ز شمشیر کژ و نیزه راست
درست و راست شود جمله کارهای جهان
هوش مصنوعی: من کسی را به دست آوردم که با شمشیر کج و نیزه راست، همه امور جهان به درستی سامان میگیرد.
ز فکر دانا تیغ ار کنی نگردد ایچ
نه کند از دم خارا نه تیز با سوهان
هوش مصنوعی: اگر از ذهن فردی آگاه و دانا استفاده کنی، هیچ چیز نمیتواند آن را از کار بیندازد، حتی اگر به سختی روی آن کار کرده باشی.
به رای شاید آن مملکت نمود آباد
که گشته است ز شمشیر تیغ زن ویران
هوش مصنوعی: شاید کشوری که بر اثر جنگ و خشونت ویران شده، با تدبیر و اندیشه دوباره آباد شود.
مکر نبینی ایدر همی بگاه سخط
قلم بدست خردمند کرده کارستان
هوش مصنوعی: اگر در اینجا ببینی که مردم در هر زمان مینویسند و با دقت و خرد کارهای مهمی انجام میدهند، بدان که در پس این کار، نقشهها و تدبیرهای مختلفی نهفته است.
بصحفه یارد کلک دبیر سلطنه کرد
هنر که تیغ نیارد بصفحه میدان
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر بیان میکند که در دنیای ادب و هنر، فقط نوشتن و فنون ادبی کافی نیست؛ بلکه باید توانایی و مهارت لازم برای رقابت و پیروزی در میدانهای واقعی زندگی را نیز داشت. به عبارتی، تنها مداد و قلم کافی نیست، بلکه باید قدرت عمل و مبارزه در عرصههای مختلف را نیز داشت.
چنان که نام عدو محو گردد از دم تیغ
نموده کلکش ثبات نامه سلطان
هوش مصنوعی: به گونهای که نام دشمن از گزند تیغ محو میشود و تدبیر او در برابر قدرت سلطان ثابت میماند.
شعاع و تابی کارد عطارد قلمش
نه تیغ مریخ آرد نه افسر کیوان
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف زیبایی و قدرت قلم اشاره دارد. شاعر بیان میکند که نور و درخشش قلم مانند کارد (یا تیغ) عطارد است، که نه به تندی تیغ مریخ و نه به اقتدار افسر کیوان (زحل) است. در واقع، شاعری به تمایز قلم و تواناییهای آن میپردازد و نشان میدهد که قدرت نوشتن و بیان احساسات و افکار از ابزارهای جنگی و سلطه بیشتر ارزشمند است.
اصالتش را رخسار مطلع الانوار
نجابتش را آثار ساطع البرهان
هوش مصنوعی: چهرهاش نشاندهنده اصالت و نجابت اوست، و آثار روشن و واضحی بر آن دیده میشود که گواه بر شخصیت و فضیلت اوست.
دهان ترکان بوسند زانکه ایشان را
ز نقطه قلمش ایزد آفریده دهان
هوش مصنوعی: ترکان به دلیل زیبایی و جذابیتشان، مورد توجه و محبت قرار میگیرند؛ زیرا خداوند آنها را با زیبایی خاصی خلق کرده است.
کسان بسایه سرو چمن زیند از آنک
بشکل خامه او سرو بسته است میان
هوش مصنوعی: افرادی که در کنار درختان سبز میگذرانند، به خاطر زیبایی و ظاهری که درخت سرو دارد، جذب آن میشوند. این درخت به گونهای است که چنان به شکل قلمی در کنار دیگر گیاهان قرار گرفته که توجهها را به خود جلب میکند.
آیا خجسته و فرخ دبیر راد که تیر
برای بوسه کلک تو شد بشکل کمان
هوش مصنوعی: آیا دبیر خوشخلق و خوشخبر که قلمهای از عشق تو به مانند تیر کمان است، خجسته و شادیآور است؟
گماشت فکر تو در باطن کسان جاسوس
فراشت قدر تو بر بام چرخ شاد روان
هوش مصنوعی: فکر تو در دل دیگران مانند یک جاسوس جا گرفته است و ارزش تو در آسمان نسبت به بقیه بالا و درخشان است.
چنان بتیر فراست نشان غیب دهی
که هیچ فارس تیری چنان نزد بنشان
هوش مصنوعی: تو آنچنان تیر دانش و فهم خود را به هدف میزنی که هیچکس در فارس، تیری به این دقت نمیتواند بزند.
چگونه سحر توان گفت منشئات ترا
که خامه ات نه کم از چوب موسی عمران
هوش مصنوعی: چطور میتوان صبحگاهان در مورد اصول و ویژگیهای تو صحبت کرد، در حالی که قلم تو به اندازه چوب موسیٰ بن عمران قدرت دارد؟
زند چو خصم شهنشه صلای فرعونی
مرآن خجسته بیوباردش چنان ثعبان
هوش مصنوعی: زندگی مانند دشمنی است که صدای فرعون را به گوش میرساند و او را به ظاهر پر برکت مینامد، اما به صورت واقعی مانند یک مار زخمخورده است.
اگر ز قهر قلم درکشی همی گردد
صحیفه متملس حدیقه رضوان
هوش مصنوعی: اگر از شدت خشم قلم به دست بگیری، نوشتهات به زیبایی باغی از بهشت خواهد شد.
وگر ز رحمت انگشت برنهی گردد
حدیث باقل خوشتر ز نامه سحبان
هوش مصنوعی: اگر از رحمت تو تنها یک اشاره بکنی، داستان باقل به مراتب شیرینتر از نامه سحبان خواهد بود.
جراد تان تو یعنی جریده و قلمت
اگر کنند تغنی در این سرابستان
هوش مصنوعی: اگر قلم تو به نوشتن و زیبا سرایی بپردازد، در این بیابان خشک و بیثمری به ثمر نخواهد رسید.
بدان مثابه که گردید از امت یونس
عذاب عاد بگردد بدعوت لقمان
هوش مصنوعی: بدان که مانند قوم یونس، عذابی که به قوم عاد رسید، به برکت دعوت لقمان ممکن است برگردد.
دگر نه در پی باران رحمت از گیتی
بلا و صاعقه اندر زمین شود باران
هوش مصنوعی: دیگر در جستجوی بارش نعمت از آسمان نیستیم، زیرا زمین پر از بلا و صاعقه شده است.
جهان ز مهر تو آسوده گشت پنداری
برست کشتی نوح از تلاطم طوفان
هوش مصنوعی: دنیا به خاطر محبت تو آرام شده است، گویی که کشتی نوح از شدت طوفان رهایی یافته است.
چمن ز خشم تو فرسوده شد همی گوئی
حدیقه الموت آمد حدیقه الرحمان
هوش مصنوعی: چمن به خاطر خشم تو خراب و ویران شده است، و تو میگویی باغی از مرگ و نابودی آمده، ولی در واقع باغی از رحمت و پروردگاری وجود دارد.
اگر بگویم کاندر فراز سوره نون
خدا به کلک تو سوگند خورده در قرآن
هوش مصنوعی: اگر بگویم که در آیات بالای سوره نون، خداوند به قلم تو قسم خورده در قرآن.
شگفت نیست کز آن دودمان پاکی تو
که مصطفاشان تالی شمرده با فرقان
هوش مصنوعی: تعجبی ندارد که از نسل تو، که پیامبرش به عنوان الگوی پاکیزگی شناخته میشود، افراد شایستهای به وجود آمدهاند.
پسر عم تو که همچون سپر غم شاداب
دمیده است ابا خرمی در این بستان
هوش مصنوعی: پسر عموی تو مانند سپری در برابر غم، با شادی و نشاطی که در این باغ جاری است، نفس کشیده است.
ز ابر دست تو و مهر روی تابانت
همی بباید گردد بلند و سبز و جوان
هوش مصنوعی: به خاطر وجود دستان تو و زیبایی چهرهات، هر چیز به بلندی و تازگی خواهد رسید.
وگرنه ترسم گردد نژند و پژمرده
چنانکه لاله تر در هوای تابستان
هوش مصنوعی: Wenn nicht, befürchte ich, dass ich traurig und verwelkt werde, wie eine frische Tulpe in der Sommerhitze.
خدای را بکمالش همی دهم سوگند
که از تو سازد نام کمال جاویدان
هوش مصنوعی: من به کمال خداوند سوگند میخورم که او از تو نام everlasting را بسازد.
همین قدر که ترا محرمیت است بشه
حسود را بود از نیل آرزو حرمان
هوش مصنوعی: به اندازهای که تو به راز و محبت من آشنا هستی، حسودان از رسیدن به آرزوی خود محروم هستند.
عدوی جاهت مانند خامه ات بادا
سیاه روی و شکسته سر و بریده دهان
هوش مصنوعی: دشمن تو مانند قلمی است که سیاه و بیچهره است و سرش شکسته و دهانش بریده شده است.