برگردان به زبان ساده
مردی بر آن سزد که کند عزم را متین
نه روز و شب نیوشد بر چنگ را متین
هوش مصنوعی: مردی که اراده و تصمیم خود را محکم کند، شایسته است که به پای تلاش و کوششاش بایستد و نباید به روز و شب توجه کند یا از آنها تأثیر بپذیرد.
با خود سیمبر چو کسی پایکوب شد
سنگین شود بفرق درش خود آهنین
هوش مصنوعی: اگر فردی به همراه سیمبر (نوعی دیو یا موجود افسانهای) به رقص و شادی بپردازد، اما بعد از مدتی به حالت سنگین و جدی در میآید؛ این نشاندهنده این است که درون او تغییرات عمیقی رخ داده و دیگر نمیتواند به آسانی به حالت قبلی خود بازگردد.
کی با سرون کرگدنان پنجه برزند
کاندر سرای مشت همی سوده بر سرین
هوش مصنوعی: کیست که با چنگ و دندان به سراغ کرگدنها برود، در حالی که در خانه خود نیز درگیر مشکلات و درگیریهای دیگر است؟
خون جگر خورد گه سختی کسی که ریخت
هر صبح و شام خون رز اندر بساتکین
هوش مصنوعی: کسی که با سختیها و نگرانیها دست و پنجه نرم میکند، در واقع به مانند کسی است که در هر صبح و شام، خون دل میخورد و خود را با غم و اندوه روبهرو میکند. این فرد مانند گلی است که در سختیها و دشواریها زندگی میکند.
چون شنبلیله زرد کند رخ گه مصاف
آنکو درون خوابگه افشاند یاسمین
هوش مصنوعی: زمانی که شنبلیله رنگ چهرهاش را زرد میکند، در جنگ و نبرد، آن کسی که در خوابگاه خود یاسمین را پخش میکند، به میدان میآید.
خون رزان که هوش کسان را همی برد
باور مکن که رای کسی را کند رزین
هوش مصنوعی: خونی که از دل رزا میریزد، آنچنان تاثیرگذار است که هوش و فکر افراد را تحتتأثیر قرار میدهد. اما به این باور نرسید که این تأثیر میتواند نظر کسی را به سمت فکر یا طرحی دیگر بکشاند.
رای رزین و فکر متین اندر آن مجوی
کش اندرون مغز پر از خمر اندرین
هوش مصنوعی: نگاه نکن به ظواهر فریبنده و احساسات عمیق، بلکه در عمقنگر باش و به فکر و اندیشه خود توجه کن که در دل هر وجود، پندارهای شگرف و گرانبهایی نهفته است.
خون رزان چه مایه فزونتر ز خون دل
دیبای قز چه پایه بر از شمله جنین
هوش مصنوعی: خون رزان (حیات) چه اندازه از خون دل (غم و اندوه) بیشتر است، همانطور که دیبای قز (پارچهای زیبا) از شمل (نوعی پارچه) بهتر است.
بیدار بایدی دل صاحبدل کریم
هشیار بایدی سر دانشور گزین
هوش مصنوعی: بهتراست که دل پر از عشق و محبت داشته باشی و هوشیار و بیدار باشی. باید در انتخاب دانش و علم خود دقت کنی و بهترینها را برگزینی.
در کوردین کرا بینا همی بود
بهتر که مرد کور دل اندر خراتکین
هوش مصنوعی: نوعی توانایی و بصیرت در دیدن و درک مسائل بهتر است تا اینکه فردی نابینا فقط در ظواهر دنیا غرق شود و به عمق حقیقت پی ببرد.
گژ راستی کبار نبندد و گر کند
در روز جنگ راست بتن جامه گژین
هوش مصنوعی: اگر کسی به دروغ و کجروی متمایل باشد، در زمان جنگ نمیتواند خود را به درستی نمایش دهد و اگر هم بخواهد در آن شرایط راست بگوید، این کار او دروغین و نادرست به نظر میرسد.
گر دیده تو پارسیان را کنند راست
در ابتدای آذر مه کوسه بر نشین
هوش مصنوعی: اگر چشم تو به پارسیان بیفتد و درست به آنها بنگرد، در آغاز ماه آذر بر دامن کوه بنشین.
افسانه ایست صورت مردان خام را
کارند بادپای تکاور بزیر زین
هوش مصنوعی: میگوید که داستانهایی وجود دارد دربارهٔ مردانی ناتوان و خام که به وسیلهٔ باد و طوفان، سوار بر اسبهای جنگی به زیر زین میروند. به عبارتی، این تصویر نشاندهندهٔ ناتوانی و سرنوشت محتوم این مردان است که تحت تأثیر نیروهای طبیعی قرار میگیرند.
مردی ز داد زاید و دولت ز مردمی
چون کسری از قباد و فریدون ز آبتین
هوش مصنوعی: انسان با عدالت زاده میشود و حکومت از انسانیت نشأت میگیرد؛ مانند کسری که از قباد و فریدون که از آبتین آمده است.
کژدم مشو، ولی بضرورت، بسان نحل
بر خصم زهر میده و بر دوست انگبین
هوش مصنوعی: مثل عقربی نباش که زهرش را به هرکسی میریزد، بلکه در مواقع ضرورت همچون زنبور عسل، به دشمن خود زهر میدهد و به دوستانش عسل میبخشد.
ترک درم گزین و بدین آرزو که خلق
دینار عاشقند و حریف درم گزین
هوش مصنوعی: انتخاب کن که در میان جواهرات و زیورآلات، بهترین را برگزینی و به این امید که مردم به پول و ثروت علاقه دارند، پس همنشین و همپیمان خود را از میان کسانی که ثروت دارند، برگزین.
گوهر بجان مرد بباید فزون بود
چه خاصیت که دارد گوهر در آستین
هوش مصنوعی: ارزش و شخصیت فرد باید در وجود او و در زندگیاش نمادین و ممتاز باشد، زیرا داشتن گوهر در آستین، در واقع نشاندهنده هیچ چیز خاصی نیست و تنها به نمایش گذاشتن ثروت یا زیبایی ظاهری است.
گوساله زرینه طمع سامری کند
روح الامین نخواهد گوساله سمین
هوش مصنوعی: گوسالهای که از طلا ساخته شده، آرزوی سامری را برآورده نمیکند و روحالامین (جبرئیل) هیچگاه به گوسالهای نخواهد پرداخت که از سم ساخته شده باشد.
آنچ آید از قلم نه ز نشکرده آیدا
آنچ آید از سنان نکند هیچگه کدین
هوش مصنوعی: آنچه از قلم به وجود میآید، همان چیزی است که از نشانهها و نشانهگذاریها حاصل میشود. آنچه از نیزه و شمشیر بهدست میآید، هرگز به کین و دشمنی وابسته نیست.
دندان شیر آنچه کند در صف مصاف
ناید بوقت کار ز دندانه های شین
هوش مصنوعی: در این بیت به این موضوع اشاره شده است که دندانهای شیر، که نماد قدرت و زور است، در میدان نبرد تأثیرگذار هستند، ولی در شرایط سخت و دشوار، دندانهای انسانها یا چیزهای دیگر اهمیت بیشتری پیدا میکنند. به عبارتی، قدرت و شجاعت در مواقع نیاز و در مواجهه با چالشها نمایان میشود.
گرچه یکی جهان کهین است آدمی
چون نیست هوش و رایش باشد جهان کهین
هوش مصنوعی: هرچند جهان از گذشتهها همچنان پابرجاست، اما توجه و درک انسان است که آن را به معنای واقعی میسازد.
باید بداد و دانش اندر زمانه زیست
چون خواجه بزرگ و خداوند راستین
هوش مصنوعی: انسان باید در زندگی خود به دانش و آگاهی اهمیت بدهد و همچون بزرگانی چون خواجه و خداوند، در راه درست و راستین گام بردارد.
صدر اجل امیر نظام آنک بر روانش
از گیتی آفرین و همه گیتی آفرین
هوش مصنوعی: امیر نظام که در اوج مقام و ارجمندی قرار دارد، با روحی که از دنیای فانی جدا شده، به جهان ابدی پیوسته و مورد ستایش تمام آفرینندگان عالم قرار گرفته است.
ایزد بر آب و خاک به نگماشته چنان
بل ز آب و خاک نیز به ننگاشته چنین
هوش مصنوعی: خداوند در آفرینش انسان به گونهای عمل کرده که هیچ موجودی از آب و خاک به این زیبایی و اهمیت نیست.
قدرت نمود بر همگان واجب الوجود
کز مآء و طین بساخت خداوند مآء و طین
هوش مصنوعی: خداوند نیاز دارد که قدرتش را به همه نشان دهد، زیرا او از آب و گل مخلوقات خود را بوجود آورد.
لابل گذاشت یزدان منت که آفرید
بر ایمنی گیتی این صاحب امین
هوش مصنوعی: خداوند بزرگ به لطف و رحمت خود، شخصی را آفرید که حافظ و نگهدار امن و آرامش این دنیا باشد.
دستش نموده رق همه خلق را ضمان
تیغش شده است تمشیت ملک را ضمین
هوش مصنوعی: دست او همه مردم را تحت حمایت قرار داده و تیغ او مسئولیت حکومت را بر عهده گرفته است.
دانا برد همی ز سر کوی او بسار
دریا همی خورد بکف دست او یمین
هوش مصنوعی: دانا با درک و آگاهی از سر کوی او همچون دریا، در دستانش درست و متعادل است.
فرموده از کرم پدری بر کمال و فضل
چنان که کیقباد به ارمین و کی پشین
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به نوعی از کرم و بزرگواری پدر اشاره میکند که بر کمال و فضیلت فرزندش تأثیر گذاشته است. این تأثیر به اندازهای است که او را مشابه به شخصیتهای بزرگ تاریخی مانند کیقباد و کی پشین میسازد. به عبارتی، فرزند از ویژگیهای نیکو و والای پدر بهرهمند شده و به کمال و فضیلت رسیده است.
دشمن ندانمش بجهان زانکه در جهان
تیغش بجا نهشته یکی مردم لعین
هوش مصنوعی: من کسی را که در این دنیا به دشمنی با من میپردازد، دشمن نمیدانم، زیرا در این دنیا به جز یک نفر بدکار، کسی نیست که به من تیغ بزند و به من آسیبی برساند.
والا ملک مظفر دین را چنو وزیر
تعیین نمود شه که بدولت شود معین
هوش مصنوعی: ملک مظفر به این دلیل وزیر را انتخاب کرد که به دین و دولت کمک کند و در کارها موثر باشد.
از فکرتش بلند شود نام پادشه
وز همتش درست شود کار ملک و دین
هوش مصنوعی: از اندیشهات نام پادشاهی بلند میشود و با تلاش و کوشش تو، کارهای کشور و دین به خوبی انجام میشود.
حق را جدا نموده ز باطل همی چنان
کن پنبه را ز دانه جدا کرده چو بگین
هوش مصنوعی: حق را از باطل جدا کن، مانند اینکه پنبه را از دانهاش جدا میکنند.
ببر از صلابتش نکند جای در اجم
شیر از مهابتش نکند خواب در عرین
هوش مصنوعی: شیر از قدرت و قوت خود هیچگاه در دشت و دمن آرام نمیگیرد، و ببر نیز به خاطر صلابت و استحکامش در جای خود نمینشیند.
مردان روزگارش گردان کارزار
طفلان عصر وی همه پیران دوربین
هوش مصنوعی: مردان زمان او در میدانهای جنگ و نبرد مشغول فعالیت هستند، در حالی که جوانان و نوجوانان آن زمان فقط به بازی و سرگرمی میپردازند و پیرمردان نیز فقط نظارهگر و دوربیندار به شمار میروند.
دعوی اگر کنم که بفرمان وی مگس
آید همی بعرصه سیمرغ با طنین
هوش مصنوعی: اگر بگویم که به فرمان او، مگس هم میتواند به محضر سیمرغ بیاید و با صدای بلند خود در آنجا حضور یابد.
افسانه نیست ز آنکه زنان در زمان وی
شیر اوژنند و پیلتن ار نیستت یقین
هوش مصنوعی: این شعر به بیان این مطلب اشاره دارد که در زمان او، زنان به قدرت و شجاعت میرسند و در واقع میتوانند صفات قهرمانانهای مثل دلیری و شجاعت را از خود نشان دهند. همچنین بیان میکند که اگر کسی به این موضوع شک دارد، باید به جنسیت و تواناییهای آنها توجه کند و یقین حاصل کند که آنها نیز میتوانند مانند مردان قوی و چالاک باشند.
بشنو حکایتی که در این روزگار نیک
افتاده اتفاق در این بوم و سرزمین
هوش مصنوعی: داستانی را بشنو که در این زمان خوب، در این سرزمین و دیار اتفاق افتاده است.
دزدان چند خیره و عیار و راهزن
شومان چند گمره و طرار و ره نشین
هوش مصنوعی: در اینجا به گروهی از دزدان و راهزنان اشاره میشود که با فریب و نیرنگ به کارهای خود ادامه میدهند. همچنین به افرادی اشاره میکند که در کنار این دزدان زندگی میکنند و نوعی همبستگی با آنها دارند، به نوعی بازیگران در این فضا هستند.
با چابکی ربوده ز فرق زحل کلاه
برده ز دست برجیس از زیرکی نگین
هوش مصنوعی: با سرعت و مهارت، کلاهی را از سر زحل برمیدارد و نگینی را که از زیرکی برجیس به دست آورد، از چنگش میرباید.
داده ز حقه شب افیون بماهتاب
کرده ز جام روز بکام خور آبگین
هوش مصنوعی: ماه کامل در خواب است و زهر افیون شب را به ما داده، در حالی که روزنی چون جامی از آب زلال، بر دل ما طراوت و شادی میافزاید.
چون عشق خانه روب و چو مستی ستیزه گر
همچون شباب غره چو شهوت هوا گزین
هوش مصنوعی: زمانی که عشق به دل انسان وارد میشود، همچون یک مهمان است. حال و روز انسان در عشق شبیه به دوران جوانی است و گویی در برابر خواستهها و هوسها مبارزه میکند. این احساسات و تمایلات میتوانند انسان را به چالش بکشانند و او را با انتخابهای مختلفی مواجه کنند.
از باس میر بوده بزندان اختفاء
وز بیم مرگ مانده به بیت الحزن حزین
هوش مصنوعی: از ترس مرگ، دور از چشم دیگران و در جایی پنهان ماندهام و به شدت غمگین هستم.
از طول تنگ دستی و فرط گرسنگی
چون تیری از کمان بجهیدند از کمین
هوش مصنوعی: به خاطر فقر و شدت گرسنگی، همچون تیری که از کمان رها میشود، ناگهان از مخفیگاه خود بیرون جهیدند.
در سر خمار کرده سپردند راه غدر
با جان وداع گفته گرفتند رسم کین
هوش مصنوعی: در دل حالت مستی، به خیانتی رفتهاند و جان را وداع گفتهاند و سنت انتقام را پیش گرفتهاند.
هنگام شب که خفته عسس رخ نهفته مه
این در زمین و آن یک در طارم برین
هوش مصنوعی: در شب که نگهبان خوابیده است، ماه در آسمان درخشان و در همان حال، زمین و آسمان به هم متصل شدهاند.
رفتند خانه یکی از تاجران که داشت
مالی فزون ز دولت آل سبکتکین
هوش مصنوعی: به خانه یکی از بازرگانان رفتند که دارای ثروتی بیش از قدرت و ثروت خانواده آل سبکتکین بود.
انبارها بخانه درش لعل پر بهاء
خروارها بکیسه درش لؤلؤ ثمین
هوش مصنوعی: انبارها پر از جواهرات گرانقیمت و زیباست، به طوری که درهای آنها مملو از لعل و مرواریدهای قیمتی است.
خور نزد مخزن زرش از رشک زرد رخ
پروین ز خرمن گهرش گشته خوشه چین
هوش مصنوعی: خورشید به خاطر زردی چهرهی پروین (صورتفلکی) از روی حسادت به مخزن زرش (زرهای درون زمین) نزدیک شده و از خرمن جواهراتش خوشهچین (محصول) میکند.
بیش از دویست قارن در درگهش نقیب
بیش از هزار قارون در خرگهش دفین
هوش مصنوعی: بیش از دویست قارن در درگاه او ایستادهاند، در حالی که در پناهگاه او بیش از هزار قارون پنهان شدهاند.
از دیبهای مصری و آیینه های رم
بزمش چو کارگاه فرنگ و بهار چین
هوش مصنوعی: در این ابیات، به زیبایی و شکوه فضای مراسم و میهمانی اشاره شده است که از هنرهای مصری، آینههای رومی و زیباییهای فرنگ و بهار چین الهام گرفتهاند. در حقیقت، شاعر به ترکیب فرهنگی و زیباییهای مختلفی که در این بزم دیده میشود، تأکید میکند.
القصه این ددان ستمگر نکرده بیم
از روزگار پیشین و ز روز واپسین
هوش مصنوعی: در نهایت، این ظالمان هیچ ترسی از گذشته و آینده ندارند.
اندر سرا شدند چو گرگان سهمناک
در خانه آمدند چو دیوان سهمگین
هوش مصنوعی: در اینجا اشاره به ورود موجوداتی قدرتمند و ترسناک به خانه است. آنها با خشونت و شدت به مکان مردم وارد میشوند، مانند گرگهایی وحشی که امنیت و آرامش را بر هم میزنند. احساس ترس و وحشت از این ورود ناگهانی و تهدیدآمیز، به خوبی منتقل شده است.
دیدند پاسبان را مخمور جام خواب
خانه خدای نیز به بستر شده مکین
هوش مصنوعی: پاسبان مست و خمار را دیدند که در خواب است و خانه خدا هم در حال استراحت و آرامش قرار گرفته است.
آید غطیط نایم چو بخیتان مست
سازد صفیر صافر آواز رامتین
هوش مصنوعی: صدای نای من مانند صداهای خوش و شاداب نایبان، نوشی در دلها میریزد و همه را به مستی و شوری میآورد.
گر توپ بر زنند نجنبد کسی که هان
ور سقف بشکنند نخیزد تنی که هین
هوش مصنوعی: اگر به کسی ضربهای بزنند و او بیحرکت بماند، یا اگر سقفی را بشکنند و کسی از جایش حرکت نکند، نشاندهندهی بیتفاوتی و عدم واکنش آن فرد است.
آهسته پانهاده ز دهلیز آن سرای
در آستان شدند بمالیده آستین
هوش مصنوعی: آهسته از راه باریک آن خانه وارد شدند و در ورودی، آستین خود را擦 کردند.
خاموش ساخته فز و افروخته فنک
اندر کشیده سیخ و برافراشته خصین
هوش مصنوعی: صداهای بلند خاموش شده و شعلۀ آتش روشن شده است. در میان این سکوت، سیخی بلند و افراشته است، که نشان از قدرت و وقار دارد.
سوهان همیزدند وبریدند قفل در
خایسک کوفتند و شکستند زولفین
هوش مصنوعی: سوهانزنی کردند و قفل در را شکستند و زلفهای معشوقه را نیز کوفتند و از بین بردند.
بستند بارهای جواهر همه بدوش
کردند دانهای لئالی همه گزین
هوش مصنوعی: در اینجا صحبت از جمعآوری و حمل جواهرات ارزشمند است. افرادی با دقت و انتخاب درست، بهترین و گرانبهاترین سنگهای قیمتی را بر دوش میگذارند و به سفر یا مقصدی میروند. این عمل نمادی از ارزش و زیبایی این جواهرات است که با احتیاط و توجه زیاد جمعآوری شدهاند.
بردند دیبه های لطیف و گرانبها
آیینه های رومی و آنیه های چین
هوش مصنوعی: پارچههای نرم و گرانبها و همچنین آینههای زیبا و ظریف از روم و ظروف چینی را به سرزمین ما آوردند.
جمعی برای پاس مواظب در آستان
قومی برای حمل فرا چیده آستین
هوش مصنوعی: گروهی برای حفاظت از در ورودی آماده شدهاند و دستهای دیگر برای حمله آماده هستند.
ناگه عروس خانه خدا کاندران زمان
با کدخدای خود بد در خواب دل نشین
هوش مصنوعی: ناگهان عروس خانه خدا که در آن جا زمان را با فرمانروای خود در خواب دلپذیری میگذرانید.
بیدخت واردختی در حجله نشاط
شایان بآفرین و ثنای به آفرین
هوش مصنوعی: زنی ناامید و بیچاره وارد اتاق شادی و سرور شده و شایستهست که برای او ستایش و تحسین شود.
از خواب جست و دید بکاخ اندران گروه
چون لشکر مغول بخیام جلال دین
هوش مصنوعی: از خواب بیدار شد و در کاخی که در آن بود، گروهی را مانند لشکر مغول دید که به جانب جلالالدین میآیند.
ماران مهره باز و تماسیح رزم ساز
شیران تیغ یاز و عفاریت خشمگین
هوش مصنوعی: ماران و به معنی مارها و تمساحها آمادهی جنگ هستند و شیران با شمشیرهای تیز و چنگالهای خشمناک خود در حال نبرد هستند.
چون دشنه دید در کف دزدان نابکار
شد دشنه موی بر تن سیمین نازنین
هوش مصنوعی: وقتی دشنهای را در دست دزدان شرور دید، موهای زیبا و نازنیناش به حالت غیرعادی ایستاد.
چون خیزران ترقد خمگشته راست کرد
در سنبل سیاه نهان کرد یاسمین
هوش مصنوعی: وقتی که نی نرم و انعطافپذیر به حالت راست درمیآید، در میان گلهای تیره، یاسمن را پنهان کرده است.
بیدار شد چو بخت خداوند من ز خواب
افکند همچو فکرت او برقع از جبین
هوش مصنوعی: وقتی که سرنوشت کسی بیدار میشود، مانند این است که خوابش را رها میکند و همچون فکر او، حجابها و موانع از چهرهاش کنار میرود.
با صارمی چو مهر درخشنده از غلاف
چون لبوی بخشم خرامنده از عرین
هوش مصنوعی: با شمشیری همچون خورشید درخشان که از غلاف بیرون آمده، به آرامی و با وقار مانند بادیهنشینی از منزل بیرون میآیم.
چون مژه گان ترکان بالای چشم مست
با آفتاب تابان با تیغ آتشین
هوش مصنوعی: این بیت به زیبایی و جذابیت چشمان معشوق اشاره دارد. چشمان او مانند مژههای ترکان هستند که با پرتو آفتاب درخشان میدرخشند و براق و فریبنده هستند. احساساتی نظیر جذابیت و شور و شوق نیز در این توصیف نهفته است، به طوری که زیبایی چشمان او میتواند مانند یک تیغ آتشین باشد که قلب را میزند و جریحهدار میکند.
نوشابه بود گوئی در کار رومیان
یا خود غزاله بود به هیجای مسلمین
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که در میان رومیها، چیزی شبیه نوشابه وجود داشته یا اینکه آن غزالهای که در میان مسلمانان است، به نوعی در حال ظهور و نمایان شدن است.
یا چون خدیجه خاتون اندر غزای روس
یا در مصاف لشکر اسلام کاترین
هوش مصنوعی: مانند خدیجه خاتون که در جنگها حاضر میشود یا در نبرد لشکر اسلام با کاترین.
آورد ترکتاز بتاراجیان چنانک
تازد همی به لشگر اسفند فروردین
هوش مصنوعی: ترکتاز به دنیای جنگ و غارت میپردازد، بهطوریکه همچون لشگر اسفند و فروردین به شدت و با شجاعت میتازد.
دزدان خیره، خوار شمردند کار او
با وی همی کشاکش کردند بهر کین
هوش مصنوعی: دزدان بیاحساس، تلاش او را نادیده گرفتند و به خاطر کینهای که داشتند، به او حملهور شدند و با او درگیر شدند.
آویخته بیکدیگر اندر صف مصاف
ماننده زبانیه در جنگ حور عین
هوش مصنوعی: در یک نبرد، انسانها شبیه به زبانهایی هستند که به همدیگر وصل شدهاند و در حال مبارزهاند.
از پای خودسران و از اندام پهلوان
پر خاک شد هوا و پر از خون همه زمین
هوش مصنوعی: در نتیجه جنگ و درگیریهای ناشی از خودسری برخی افراد، آسمان به خاطر کشتهها و خونریزیها تیره و زمین پر از خاک و خون شد.
دیوان چند را بدل شب فرشته ای
همچون شهاب ثاقب کرد از قضا طعین
هوش مصنوعی: شب، فرشتهای به مانند شهاب نورانی از آسمان بر سر دیوان میریزد، تمام آنها را دچار حیرت و شگفتی میکند.
گفتی بمغز مردم صرعی فسونگری
نام خدا دمید باهریمن لعین
هوش مصنوعی: تو گفتی که با کلمات جادوگرانه به مغز مردم بیمار نفوذ کردهای، و نام خدا بر تو نازل شده است تا بدیها را دور کنی.
رفتند پردلان تهی دست از آن سرای
با موزه چنین بل با زوزه و حنین
هوش مصنوعی: شجاعان و دلیران از آن خانه بیهیچ وسیلهای خارج شدند، در حالی که صدای زوزه و نالهی بل هم به گوش میرسید.
وان سیم تن بگونه شمعی فروخته
در دل شراره بودش و خون جاری از جبین
هوش مصنوعی: او به گونهای زیبا و درخشان در دلهای دیگران شعلهای از عشق و احساس را برانگیخته است. در عین حال، با وجود این زیبایی، در چهرهاش نشانههایی از درد و رنج به چشم میخورد که گویای عمق احساسات و زحماتی است که متحمل شده است.
آمد درون کوچه و زد پنجه با عدو
چندانکه رنجه شد تن و اندام نازنین
هوش مصنوعی: در کوچه ظاهر شد و با دشمن دست و پنجه نرم کرد، بهگونهای که بدن و形 زیبا و نازش آسیب دید.
دزدان زدند حلقه بگردش ز چارسوی
چون حلقه ای که در وسطش برنهی نگین
هوش مصنوعی: دزدان حلقهای دور او زدهاند، مانند حلقهای که اگر نگینی در وسطش قرار دهی، همه جا را احاطه کرده است.
مجروح شد ز ناچخ و شمشیر و تیرشان
آن ساقهای سیمین وان ساعد سمین
هوش مصنوعی: به دلیل زخمها و آسیبهایی که از چاقو و تیر و شمشیر خورده، آن پاهای نقرهای و بازوهای زرین دچار صدمه شدهاند.
ناگه رسیدش از پی شدت یکی فرج
چونانکه بهر بودلف از کید آفشین
هوش مصنوعی: ناگهان به دنبال شدت و سختی، یک نجات و راه خروجی پیدا شد، مانند فرجی که برای "بهر" (شخصیتی در داستان) از مکر و دسیسههای "آفشین" (شخصیتی دیگر) به وجود آمد.
اندر رسید شحنه چو تیری که از کمان
و آن کدخدا معاینه شیری که از کمین
هوش مصنوعی: شحنه، شبیه تیری که از کمان رها شده، ناگهان وارد شد و آن کدخدا هم مانند شیری که از کمین بیرون میآید، در حال مشاهده بود.
با مردمی گزاف همه مردم مصاف
جوشن درو کمانکش و دانا و کاربین
هوش مصنوعی: در زندگی روزمره، در میان افرادی که در برابر یکدیگر قرار میگیرند، یک جنگاور با هوش و مهارتهای خاص وجود دارد که میتواند به راحتی با رویکرد و استراتژیهای خود بر دیگران غلبه کند.
گشته بعطر منشم با یکدیگر حلیف
داده بعقد معصم بر یکدیگر یمین
هوش مصنوعی: عطر من به مشام همگان رسیده و ما به هم پیوندی شگرف دادهایم، مثل پیمانی که با هم داریم.
بیداد کارها بده در مدت شهور
هشیار رازها شده در دوره سنین
هوش مصنوعی: کارهای نادرست در طول زمان و ماهها بسیار زیاد شده است و در این دوره، اسرار و حقیقتها بیشتر از پیش مشخص شدهاند.
کردند حمله بر صف دزدان نابکار
در تاختند جانب دیوان سهمگین
هوش مصنوعی: برای مبارزه با دزدان بیرحم، به سمت دیوان وحشتناک و قوی حمله کردند و تهاجم کردند.
بردند سوی خانه بیگلربیگی روان
چون زهره خوارج در روز واپسین
هوش مصنوعی: به خانه بیگلربیگی روانه شدند، درست مثل زهره که در روز آخر از شر خوارج رنج میبرد.
جستند چون خلاص نجستند از شکنج
گفتند چون مناص شنیدند لات حین
هوش مصنوعی: آنها به دنبال آزادی رفتند، اما از مشکلات و پیچیدگیها رهایی نیافتند. وقتی موضوع را با دقت شنیدند، متوجه شدند که بهترین زمان برای اقدام مناسب نیست.
فرخ نژاد خواجه بیگلربیگی چو دید
از فر بخت گنج مراد اندر آستین
هوش مصنوعی: خواجه بیگلربیگی، که از نسلهای خوشبخت و نیکو بود، وقتی که خوشبختی و ثروتی را که آرزویش بود در آستین خود دید، شادمان شد.
حکم شکنجه داد و بزندانیان سپرد
بدخواه را که در خور سجن است باسجین
هوش مصنوعی: حکم به مجازات صادر شد و بدخواهانی که سزاوار زندان بودند به زندانیان سپرده شدند.
اندر شکنجه پنجه ضرغام قهر او
گرگان پیل تن را درید پوستین
هوش مصنوعی: در میان درد و رنجی که از نیروی قهر و غضب ضرغام (شیر) به وجود آمده است، گرگها و فیلها نمیتوانند از آن رنج فرار کنند و پوستشان پاره میشود.
معلوم شد که اینان چندین هزار خان
تاراج کرده اند بهر بوم و سرزمین
هوش مصنوعی: این افراد مشخص شد که به تعداد زیاد خانهها و اموال را در سرزمینها و مناطق مختلف غارت کردهاند.
انگیخته سمند بهر خطه منیع
آویخته کمند بهر قلعه حصین
هوش مصنوعی: این بیت به معنای این است که اسبی سریع و قوی آماده است تا به جستجوی سرزمینی بزرگ و مهم برود و در عین حال، دامپاندازهایی برای تسلط بر دژهای مستحکم مهیا شده است. در واقع، اشاره به آمادگی و تدبیر در مواجهه با چالشها دارد.
هتک ستور ساخته بی بیم شهریار
قطع رؤس کرده بی خوف رب دین
هوش مصنوعی: حجاب و پرده برچیده شده و حرفهای ناشایستهای درباره پادشاه زده میشود، در حالی که او هیچ ترسی از عواقب آن ندارد و به راحتی کسانی را که در برابرش ایستادهاند، از میان برمیدارد.
از بهر اخذ ثار مکافات عالمی
کرده است خارشان سخط رب عالمین
هوش مصنوعی: به خاطر گرفتن انتقام، این عالم را با مشکلات و ناگواریها پر کردهاند و این حالت باعث خشم پروردگار جهانیان شده است.
ز ایشان نشان مال فقیران یکان یکان
بشنید هر که بود با قرار راستین
هوش مصنوعی: هر کس که با صداقت و درستگویی در ارتباط باشد، نشانههایی از ثروت و وضعیت دغدغهمندان را به طور جداگانه میشنود.
بستد تمام نایب بیگلربیگی بعنف
مال کسان از ایشان زیرا که بد امین
هوش مصنوعی: تمام افراد زیر دست بیگلربیگی به زور و با خشونت مال مردم را از آنها گرفتند، چون او فردی ناپسند و غیر قابل اعتماد بود.
زان پس روانه کرد بزندانشان و گفت
باشید در دو گیتی فی النار خالدین
هوش مصنوعی: سپس او را به زندان فرستاد و گفت: در دو جهان، در آتش جاودانه خواهید ماند.
ای داور خجسته که دست بلند تو
بارد همیشه گوهر غلطان ز آستین
هوش مصنوعی: ای داور بزرگ و نیکوکار، که همیشه با دستان بلند و توانای خود، جواهرات باارزش را از آستین خود به دنیا میآوری.
در غرب ملک ایران بیگلربیگی توئی
چونانکه داشت سلطنت غرب تاشفین
هوش مصنوعی: تو در غرب ایران مانند بیگلربیگی هستی، همانطور که تاشفین در سلطنت غربی خود تاثیرگذار بود.
تیغ تو زرنگار و دو دست تو سیم بخش
خوی تو مشک پرور و کلک تو عنبرین
هوش مصنوعی: تیغ تو همچون زر نقشدار است و دستانت مانند نقره میدرخشند. سرشت تو عطری چون مشک دارد و قلمت بویی شبیه عنبر میدهد.
قدر تو، پست کرده همی، قبه سپهر
مالد ستاره تو، بن بخت بر زمین
هوش مصنوعی: ارزش تو باعث شده که آسمان ستارهای مانند تو را در زمین به نابودی و زوال بکشاند.
رای امیراعظم و فکر متین تو
آن چرخ را ادیب شد این ملک را معین
هوش مصنوعی: با نظر و اندیشه روشن تو، این سرزمین به نوعی با حس زیبایی و ادب آراسته شده است.
طوبی ز قهر تو ثمر حنظل آورد
ز قوم کاه مهر تو آرد ترنجبین
هوش مصنوعی: درخت طوبی به خاطر خشم تو، میوههای تلخ و غیرمطمئن آورد، اما از طرفی قوم تو که محبت و مهر تو را دارند، شیرینی و لذت را به ارمغان میآورند.
تا آخر زمستان اسفند مه بود
تا اول بهاران شد ماه فروردین
هوش مصنوعی: تا انتهای زمستان، اسفند ماه بود و پس از آن، با آغاز بهار، ماه فروردین شروع شد.
دست تو باد باسط ارزاق در شهور
عدل تو باد ماشط آفاق در سنین
هوش مصنوعی: دست تو منبع و منبعی برای روزیهاست، زمانی که عدالت تو در حال جریان است و با زیباییات در تمام زوایا و دورانها میدرخشی.