برگردان به زبان ساده
برآمد بامدادان مهر روشن
به پهنای فلک گسترد دامن
هوش مصنوعی: صبحگاهان خورشید درخشان به گستردگی آسمان درخشید و نوری زیبا را به اطراف پخش کرد.
چو ترکی آتشین رخ بر نشسته
فراز صحن دیبای ملون
هوش مصنوعی: چهرهای چون آتش بر افراشته در بالای میدان، شبیه پارچههای رنگارنگ زیبا.
برآمد آفتاب از چرخ گردون
چنان آتش که می بجهد ز آهن
هوش مصنوعی: خورشید از افق بالامیآید مانند شعله آتش که از آهن داغ متساعد میشود.
کواکب جملگی گشتند مستور
ز شرم طلعت خورشید روشن
هوش مصنوعی: ستارهها به خاطر زیبایی و درخشش خورشید چهره خود را پنهان کردند.
بسان خرمنی سیمین که ناگاه
فتد آتش در آن سیمینه خرمن
هوش مصنوعی: مانند خرمنی از نقره که ناگهان آتش در آن بیفتد.
دریچه صبح را روزن گشودند
سر خورشید بیرون شد ز روزن
هوش مصنوعی: صبح را به شکل زیبایی آغاز کردند و خورشید از افق نمایان شد.
تو پنداری بترکستان مشرق
برون آمد همی از چاه بیژن
هوش مصنوعی: تو فکر میکنی که بهشت را از چاه بیژن در شرق بیرون آوردهاند.
پی تاراج گردون مهر تابان
تن از زر ساخت اما دل ز آهن
هوش مصنوعی: دنیا با تمام زیباییهایش، بدن را از چیزهای باارزشی همچون طلا ساخته، اما در عوض دل انسان را از مادهای سخت و بیرحم مانند آهن ساخته است.
تو گوئی بر امین فرزند هارون
بتازد هر ثمه فرزند اعین
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که تو قصد داری بر فرزند هارون که مورد اعتماد است، خشم بگرید؛ هرگاه فرزند اعین (دوستان و مشاوران او) به تو کمک کند.
فلک گوهر همی بزید بغربال
زمین عنبر همی ساید بهاون
هوش مصنوعی: آسمان جواهرات را از غربال زمین میریزد و خوشبوئی به نام عنبر از آن خواهد ریخت.
یکی چون دیده فرهاد چینی
یکی چون طره خاتون ارمن
هوش مصنوعی: یک نفر مانند فرهاد چشمان زیبا دارد و شخص دیگری مانند طره (موهای) خاتون ارمنی است.
فراز سرو بن بنشسته قمری
بسان مؤذنی بر بام مأذن
هوش مصنوعی: در بالای درخت سرو، قمری نشسته است و مانند مؤذنی که بر بام مناره ایستاده، نغمه سرایی میکند.
فرو بردند سوزن در رگ شاخ
بجوشد خون ز جای زخم سوزن
هوش مصنوعی: اگر سوزنی در رگ یک درخت فرو برود، خون مانند شیرهی درخت از محل زخم بیرون میجوشد.
بدوش نارون چتر ملمع
بدست پیلگوشان باد بیزن
هوش مصنوعی: از درخت نارون سایبانی برداشتند و در دست دارند، همچون خبر از نیروهای باد که به سمت آنها میوزد.
نماید نوگل اندر شاخ جلوه
نوازد بلبل اندر باغ ارغن
هوش مصنوعی: گل تازه در شاخسار خود نمایان میشود و بلبل با نغمهسراییاش در باغ نشاط و زیبایی را به حیات میآورد.
یکی همچون زنی هر هفت کرده
دگر مانند مردی ارغنون زن
هوش مصنوعی: زنی که هر هفت سال تغییر میکند، مانند مردان ساز زنی مینوازد.
بروی آبگیر زا باد شبگیر
فتاده صدهزاران چین و آژن
هوش مصنوعی: بر روی آبگیر، نسیم شبانه هزاران موج و چروک را به وجود آورده است.
چو سیمین جوشنی کز حلقهایش
درفتد چین بر آن سیمینه جوشن
هوش مصنوعی: مانند زرهای نقرهای که وقتی زنجیرهایش بیفتند، چین و چروکهایی بر آن زره نمایان میشود.
روان مرغابیان دردا من جوی
خرامان سروکان بر طرف گلشن
هوش مصنوعی: مرغابیان در حال شنا کردن در جوی آبی هستند و من با درد و تردید به تماشای درختان سرسبز در کنار گلستان نشستهام.
یکی چون بر حریر آسمانی
نشانده دانها از در معدن
هوش مصنوعی: کسی مانند نگینی که بر روی حریر آسمانی قرار داده شده، معرفت و دانش را از درون معدن استخراج کرده است.
دگر چون بر سر صرح ممرد
زده بلقیس بالا طرف دامن
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که وقتی بلقیس، ملکه سبا، بر بالای بنای بلندی ایستاده، به راحتی میتواند دامن خود را بالا نگه دارد. در واقع این تصویر به قدرت و شرف بلقیس در موقعیت بلندش اشاره دارد.
نگون شد لاله اندر شاخ گوئی
فرامرز است اندر دار بهمن
هوش مصنوعی: لالهای که در درخت جوانه زده است، به نظر میرسد که جانشین فرامرز شده و در چنگال بهمن گرفتار شده است.
و یا، بر دم استر بسته شاپور
سر زلف نضیره بنت ضیزن
هوش مصنوعی: این جمله اشاره به موقعیتی دارد که در آن بر روی دمی از استر (برای مثال، یک حیوان بارکش) تزییناتی مشاهده میشود. این تزیینات نشان از زیبایی و جذابیت خاصی دارد که به شخصیت زنانی اشاره میکند که جلب توجه میکنند و نام آنها نیز در اینجا ذکر شده است. به طور کلی، به زیبایی و شکوهمند بودن چیزی یا شخصی اشاره دارد که باعث جلب توجه همگان میشود.
دریده ناف ابر از دشنه باد
چنان سهراب از تیغ تهمتن
هوش مصنوعی: ابر به خاطر شدت باد پاره شده است، مانند اینکه سهراب به دست رستم کشته شده باشد.
بریده دست باد از خنجر بید
چو تیغ شاهزاده دست رهزن
هوش مصنوعی: دست باد دیگر نمیتواند خنجر بید را به حرکت درآورد، مانند اینکه تیغ شاهزاده تحت کنترل دزد نیست.
ولیعهد ملک شه ناصرالدین
مظفر شه امیر پاک دیدن
هوش مصنوعی: ولیعهد، دختر شاه ناصرالدین مظفر است که پاکی و نجابت او را همه میبینند.
تنش با گوهر پرویز و کسری
سرش با افسر دارا و بهمن
هوش مصنوعی: او همانند گوهرهای باارزش پادشاهان پرویز و کسری، با وقار و عزت زندگی میکند و در عین حال از شکوه و جلال پادشاهی دارا و بهمن نیز برخوردار است.
شکسته عدل او پیشانی ظلم
چو پیشانی جلوت از فلاخن
هوش مصنوعی: در این بیت اشاره شده که بیعدالتی و ظلم نمیتواند دوام بیاورد و در نهایت شکست خواهد خورد. مانند این است که پیشانی انسان، با تمام زخمها و آثار ظلم، نشاندهندهی عاقبت شومی است که از یک عمل ناپسند ناشی شده است. چنانکه نیروی طبیعی مثل فلاخن قادر به کج کردن و آسیب زدن به چیزهایی است که ناعادلانه و ظالمانه ساخته شدهاند.
چو در کف گیرد آن تیع شرربار
بنهراسد دل از یکدشت دشمن
هوش مصنوعی: وقتی که آن کاسهی پر از آتش به دستش میآید، دل از سادگی و بیتوجهی نسبت به دشمن نمیترسد.
بود با صدهزاران خصم چونان
خروسی با هزاران مشت ارزن
هوش مصنوعی: در دل شرایط سخت و در برابر دشمنان بسیار، همچون خروس که در میان دانههای زیاد ارزن میخورد و بیاعتنا به آنها به زندگی ادامه میدهد، باید با وقار و اعتماد به نفس حرکت کرد.
بگنجش کمتر از یکحبه قارون
بچنگش کمتر از میلاد قارن
هوش مصنوعی: بگنجش کمتر از یک حبه قارون یعنی ارزش گنجشک از یک تکه کوچک طلا هم کمتر است و بچنگش کمتر از میلاد قارن یعنی اینکه در دست گرفتن او از زمان تولد قارن (مال و ثروت) هم دورتر است. در کل، این بیان به بیارزشی و عدم اهمیت چیزی در مقایسه با ثروت و دارایی اشاره دارد.
فکنده ظلم را از طاق گردون
چنان کاشکسته او را دست و گردن
هوش مصنوعی: ظلم را از آسمان به زمین انداختهاند، مانند اینکه او را با دست و گردن شکستهاند.
تو گوئی در فکنده دست یزدان
ز طاق کعبه اصنام برهمن
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که گویا دست خداوند از بالای کعبه به سمت نااهلان و بتها فرود آمده است.
امیرالمؤمنین شاه ولایت
خداوند جهان صدر مهیمن
هوش مصنوعی: امیرالمؤمنین، رئیس و فرمانروای جامعهای است که تحت سرپرستی خداوند قرار دارد و جایگاهی بسیار بلند و والا دارد.
ز امر حق تعالی در چنین روز
بتخت خسروی آمد ممکن
هوش مصنوعی: در روزی خاص، به فرمان خدا، امکان آمدن یک پادشاه بزرگ و باشکوه وجود دارد.
یمان یثرب و بطحا نبی بود
چو موسی در میان مصر و مدین
هوش مصنوعی: ایمان مردم یثرب و بطحا (مدینه و مکه) در زندگی نبی مشابه حضرات موسی در میان مصر و مدین است.
خطاب آمد ز یزدان کی پیمبر
علی را بر خلافت کن معین
هوش مصنوعی: پیام از سوی خداوند رسید که او به پیامبر فرمود علی را به عنوان جانشین و رهبر انتخاب کن.
چراغ کفر را بنمای خاموش
سراج عقل را فرمای روشن
هوش مصنوعی: آتش تردید را خاموش کن و نور درک و دانایی را روشنت کن.
قدم نه در ره دلجوئی دوست
مترس از بغض و کید و کین دشمن
هوش مصنوعی: در مسیر جستجوی دلخواهی و محبت از جانب دوست، نترس از دشمنی و نقشههای بدخواهی که از سوی دشمنان بهوجود میآید.
چو گوئی آشکارا قول ایمان
خدایت سازد از هر فتنه ایمن
هوش مصنوعی: وقتی که به وضوح از ایمان خود صحبت میکنی، خداوند تو را از هرگونه آزمایش و مشکل محافظت میکند.
دلیل لیل الیل را در این روز
نما با حجتی واضح مبرهن
هوش مصنوعی: در این روز، دلیل روشنی که نشاندهنده شبهای سیاه است را بیان کن.
پیمبر ز امر یزدان شد پیاده
از آن رعنا نجیب شیر اوژن
هوش مصنوعی: پیامبر به فرمان خداوند، از آن جوان باوقار و با عظمتی که مانند شیر است، فرود آمد.
صنا دید عرب را خواند یکسر
گشود از مخزن سر قفل مخزن
هوش مصنوعی: عرب با دیدن هنر، توجهش را جلب کرد و به طور کامل درب این گنجینه را باز کرد.
ببالای جهاز اشتران ساخت
همای سدره رفعت نشیمن
هوش مصنوعی: در بالای وسیلهای که شتران حمل میکنند، پرندهای مانند همای سدره نشسته است که نشاندهنده بلندی و عظمت مقام را نشان میدهد.
بیمن طالع ایمان برافراشت
یمین الله را با دست ایمن
هوش مصنوعی: با وجود شانس نیک، ایمان به اوج خود رسید و دست قدرت الهی به طور مطمئن و محفوظ بالا رفت.
بآهنگ جلی من کنت مولاه
علی مولاه گفت آن شاه ذوالمن
هوش مصنوعی: با آهنگ دلنشین من، کسی که مولای من بود، علی نیز مولای اوست، این را آن پادشاه مشهور گفت.
در آن ساعت غریو از خلق برخاست
گروهی شاد شد خلقی بشیون
هوش مصنوعی: در آن زمان، صدای بلندی از مردم بلند شد، عدهای شاد شدند و گروهی دیگر به گریه افتادند.
یکی را خار محنت شد بستخوان
یکی را بار طاعت شد بگردن
هوش مصنوعی: یکی از مردم به خاطر سختیها و مشکلات زندگی، مانند خاری در بدنش احساس درد میکند، در حالی که دیگری به دلیل انجام کارهای خوب و عبادت، بار مسئولیت را بر دوش دارد.
یکی را مغز میجوشید در سر
یکی را خون همی جوشید در تن
هوش مصنوعی: در اینجا اشاره شده است که در ذهن یکی افکار و اندیشهها به شدت در حال فعالیت است، در حالی که در بدن دیگری احساسات و هیجانات به طور شدید در حال جریان هستند.
ولیکن امر یزدان را بناچار
نهادندی جبین طوعا و کرهن
هوش مصنوعی: اما کار خداوند را بالاخره با رضایت و ناچاری انجام میدهند.
ای آن کز بیم شمشیرت در آجام
بیندازند سم، شیران ارژن
هوش مصنوعی: ای کسی که از ترس شمشیرت، در جنگلها و بیابانها به سرعت فرار میکنند و در ترس از تو، شیران جلی و قوی نیز از تو میگریزند.
ز درگاهت سلیمانی است سلمان
ز یمنت باب ایمان ام ایمن
هوش مصنوعی: از درگاه تو همچون سلیمان، سلمان حاضر است و از سمت راست تو، دروازهای به سوی ایمان است، ای امن.
ولیعهد شهنشاه عجم را
باقبال تو گویم تهنیت من
هوش مصنوعی: من به ولیعهد شاه ایران تبریک میگویم و از سوی تو پیام خوشبختی و خوشاقبالی را به او میرسانم.
ایا شهزاده با صدق و ایمان
شه فرخنده میر صادق الظن
هوش مصنوعی: ای شاهزادهای که با صداقت و ایمان به خوشی و کامیابی میرسی.
تو گردونی و خورشیدت چو افسر
تو خورشیدی و گردونت چو توسن
هوش مصنوعی: تو همچون آسمان هستی و خورشیدت مانند تاجی بر سرت میدرخشد. تو همانند خورشید هستی و آسمانت مثل اسبی است که تو را حمل میکند.
چو تازی اسب، دریا کمتر از خاک
چو یازی تیغ، مردان، کمتر از زن
هوش مصنوعی: مثل اینکه اسب تازی دریا را کوچکتر از خاک میبیند و نیز مانند اینکه تیغ یاز، مردان را کمتر از زنان میبیند.
کجا بیم تو آنجا زندگی سخت
کجا خشم تو آنجا مرگ اهون
هوش مصنوعی: هر جا که ترس تو باشد، زندگی دشوار است و هر جا که خشم تو باشد، مرگ وجود دارد.
توئی حاکم توئی عالم بهر کار
توئی دانا توئی بینا بهر فن
هوش مصنوعی: تو سرپرست و صاحبنظر هستی، برای هر کاری دانش و آگاهی لازم را داری و در هر زمینهای بصیرت و دید عمیق داری.
ز همت دست داری، از کرم دل
ز دانش، روح داری از هنر تن
هوش مصنوعی: با تلاش و همت میتوانی به دستاوردهای بزرگ برسی، و با نیکوکاری و بزرگواری دل، از دانش بهرهمند شوی. همچنین با هنر و مهارتهای جسمیات، روح و جان خود را تعالی ببخش.
ز ابر دست تو، زرین کیارست
گر از خون سیاوش، رست روین
هوش مصنوعی: از دستان تو جواهرات زیبایی مانند کیارست به وجود میآید؛ اگرچه این زیبایی از خون سیاوش، نشان رستاخیزی دارد.
سنانت یافت شکل بابزن، زانک
دل بدخواه شد مرغ مسمن
هوش مصنوعی: نیزهات شبیه به قیچی شده است، چون دل بدخواه تو، مرغ چاق را هدف گرفته است.
خداوندان، به درگاه تو، چاکر
سخندانان، بتوصیف تو الکن
هوش مصنوعی: ای پروردگارا، مردم با دانش و سخنوران در پیشگاه تو به زانو درآمدهاند، اما نمیتوانند تو را به خوبی توصیف کنند.
ز فرمان تو باشد ناهیه لا
باثبات تو گردد نافیه لن
هوش مصنوعی: به دستور تو، هر گوشهای که ناپایدار باشد، به برکت وجود تو، پایدار خواهد شد.
شها این چامه فرخنده نغر
که از وی چشم دانش گشته روشن
هوش مصنوعی: ای یار، این شعر خوشایند و دلانگیز که از آن، دیدگان علم و دانش روشن و روشنتر شده است.
منوچهری بدین هنجار گوید
شبی گیسو فرو هشته بدامن
هوش مصنوعی: منوچهری در اینجا اشاره میکند که شبی را تجربه کرده که در آن، گیسوانش را به دامنش انداخته است. این تصویر بازتابی از زیبایی و ظرافت است، بهویژه در مواقعی که فرد در شرایط خاصی قرار دارد. در واقع، این بیان احساساتی از عشق و زیبایی را به تصویر میکشد.
هم از خاقانی شروانی است این
ضماندار سلامت شد دل من
هوش مصنوعی: دل من هم از عشق خاقانی شروانی آرامش یافته و از شادی پر شده است.
بنص لا تثنی بل تثلث
بهر دو ثالثی باشد معین
هوش مصنوعی: در اینجا بیان شده که وقتی چیزی را به روش مشخصی تعریف میکنیم، آن را نمیتوان به سادگی تغییر داد یا به شکل دیگری درآورد. بلکه باید به صورت دقیق و مشخص به آن پرداخته شود تا وضوح و دقت لازم را داشته باشد.
مسیحا زاد کلکم همچو مریم
که بد چون مادر یحیی سترون
هوش مصنوعی: همه شما مثل مریم، مسیحایی به دنیا آمدهاید، اما مانند مادر یحیی، از نظر روحی و معنوی بیثمر هستید.
الا تا فرودین ماه است و اردی
همیشه از پی اسفند و بهمن
هوش مصنوعی: اگر فرودین ماه باشد، به یاد داشته باشید که فروردین همیشه بعد از اسفند و بهمن میآید.
الا تا هست توقیع سعادت
بطغرای سر کلکت، مزین
هوش مصنوعی: تا زمانی که امضای خوشبختی بر روی سر تو نقش بسته است، از آن لحظه لذت ببر.
فلک فرسوده کن از زخم شمشیر
زمین آسوده کن وز کید ایمن
هوش مصنوعی: آسمان را از زخم شمشیر خسته کن و زمین را آرامش بده و از نیرنگ در امان باش.
مبادت خوابگه جز در صف باغ
مبادت جایگه جز در بردن
هوش مصنوعی: مبادا که خوابگاه تو جز در باغ باشد، و مبادا که مکان تو جز در میان یاران باشد.
ایاغت راز خون خصم باده
چراغت را ز چشمه مهر روغن
هوش مصنوعی: ای کاش راز خون دشمن را درک کنی، در حالی که نوشیدن باده همچون چراغی در تاریکی عشق، به روشنایی میآید.
بر احبابت ببارد نعمت از چرخ
چو بر اصحاب موسی سلوی و من
هوش مصنوعی: برای عزیزانت همچون برکات و نعمتها از آسمان نازل شود، همچنان که بر دوستان موسی، مایهٔ روزی و نعمت میبارید.
بگردن دست خصمت باد بسته
چنان دست شکسته بار گردن
هوش مصنوعی: دست دشمن تو مانند دستی که شکسته و به گردن بسته شده، در فشار و محدودیت قرار دارد.
نهال عدل را در باغ بنشان
درخت ظلم را از بیخ برکن
هوش مصنوعی: نهال عدل را بکار و درخت ظلم را از ریشه بکن.