برگردان به زبان ساده
مرد چو باشد بوقت کار هراسان
مشکل گردد و را بدیده هر آسان
هوش مصنوعی: وقتی مردی در زمان کار و تلاش دچار هراس و ترس شود، به مشکلاتش سختتر از آنچه که هستند، نگاه میکند و آنها را بزرگتر و دشوارتر میبیند.
عزم درست و دل قویت چو باشد
کوه توانی همی بسفت به پیکان
هوش مصنوعی: وقتی اراده و امید تو بلند باشد، میتوانی حتی کوهی را با تیر بدست بیاری.
باید دل ساخت ز آهنی که نگردد
دستخوش امتحان و آژده سوهان
هوش مصنوعی: باید دلی مانند آهن داشته باشیم که در برابر آزمایشها و سختیها شکسته نشود و بتواند به مقاومت ادامه دهد.
مشت چو سندان اگر نداری هرگز
می نتوانی نواخت مشت بسندان
هوش مصنوعی: اگر سندان نداری، هرگز نمیتوانی مشت را به آن بزنید. این بیانگر این موضوع است که برای برخورد و تاثیرگذاری بر دیگران، نیاز به یک زمینه یا بستر مناسب داریم. بدون آن، هر تلاش و اقدامی بیثمر خواهد بود.
شیر خدا را شراب خون عدو شد
کاسه سر خصم و تیغ و خنجر ریحان
هوش مصنوعی: شیر خدا، که نماد قوت و شجاعت است، به واسطه خون دشمنانش به نوعی تبدیل به شراب گشته و این نشاندهنده پیروزی و تسلط بر خصمهاست. کاسه سر دشمن و سلاحهایی چون شمشیر و چاقو هم نشانی از نبرد و جنگ است که با گل و گیاه روییده است. این تصویر به معنای پیروزی بر دشواریها و لقبی است که شجاعان در میدان جنگ به دست میآورند.
تا چو خضر نسپری مسالک ظلمت
ره نبری در کنار چشمه حیوان
هوش مصنوعی: تا زمانیکه مانند خضر، نپرسید که چگونه از راههای تاریک عبور کنید، از کنار چشمه حیات دور نخواهید شد.
صاحب لامیه العجم نشنیدید
فخر نماید که لا اخل بغزلان
هوش مصنوعی: آیا نشنیدهاید که صاحب لامیه العجم (شاعر بزرگ) در فخر خود میگوید که در میان زیباییها و محبوبها هیچ چیز کم ندارد؟
هر که در ایوان فشرد حلق صراحی
پای نتاند فشرد در صف میدان
هوش مصنوعی: هر کسی که نتواند در دل محافل با شجاعت و قوت حضور داشته باشد، نمیتواند در میدانهای بزرگ و مهم نیز، قامت راست کند و به جلو برود.
نادان خود را همی فکنده بگوری
در چه ویل از هوای چاه ز نخدان
هوش مصنوعی: نادان کسی است که خود را در برابر خطرات و مشکلاتی قرار میدهد که نمیتواند از آنها فرار کند و به عمق آن دچار میشود. او در تلاش برای گریز از آن وضعیت، ممکن است به چیزهای دیگری که او را از چنگال مشکلات نجات میدهند، بیتوجه باشد.
باید دل را نمود گونه دریا
ساخت تن از ابرو کرد دانش باران
هوش مصنوعی: باید دل را مانند دریا وسیع و عمیق کرد و ظاهر را با زیبایی و جذابیت ابرو آراست. همچنین، باید دانش و علم را مانند باران بر خود نازل کرد و پرورش داد.
بی هنر از بخت ناله دارد چونان
کس گره دست برگشود بدندان
هوش مصنوعی: بیمهارت و بیهنر در زندگی خود مرتب شکایت میکند، مانند کسی که با دندانش گرهای را که با دستش باز کرده، دوباره محکم کرده است.
بخت کدام است و چرخ کیست قضاچه
باید در کار دست و پا و دل و جان
هوش مصنوعی: کدام سرنوشت واقعی است و گردش روزگار چه کسی است؟ قضا و قدر باید در امور زندگی و احساسات ما دخالت کند.
دلکش و هشیار و نغز باید گفتار
محکم و ستوار و سخت باید پیمان
هوش مصنوعی: برای داشتن گفتاری جذاب و شگفتانگیز، باید دقت و هشیاری داشت. همچنین، در ایجاد ارتباطات، وعدهها و پیمانها باید محکم و استوار باشند.
بخت اگر کاردان و کارکن آمد
خارج گشتی اصول خلق ز میزان
هوش مصنوعی: اگر بخت به کسی یاری کند و او هم با دانش و کارایی باشد، آن شخص از اصول و قوانین جامعه فراتر میرود و موفقیتهای بیشتری کسب میکند.
آب روان همچو کوه کردی پیکر
کوه گران همچو آب کردی ستخوان
هوش مصنوعی: جریان آب باعث میشود تا کوهها نرم و سبک شوند، در حالی که کوههای سنگین نیز میتوانند چون آب، به حالت سیال درآیند.
اینکه بشهنامه گفت خواجه طوسی
بیژن را بخت چیره کرد بهومان
هوش مصنوعی: در اینجا اشاره شده است که خواجه طوسی، در اثر بشهنامه، به داستان بیژن اشاره کرده و میگوید که بخت به بیژن کمک کرده و او را بر هومان چیره ساخته است. در واقع، این بیان نشاندهندهی موفقیت بیژن در یک نبرد یا چالش مهم است که به او فرصتی برای پیروزی داده است.
فی المثل ار دانیش مطابق واقع
نادره کاری فتاده است بدوران
هوش مصنوعی: به عنوان مثال، اگر بفهمی که واقعاً در دوران معین، کار نادر و خاصی انجام شده است.
گوهر دانش ترا چو باشد در تن
جیب توان پرکنی ز گوهر و مرجان
هوش مصنوعی: اگر دانش را در درون خود داشته باشی، میتوانی هر جا که بخواهی از آن بهرهبرداری کنی و خود را پر از جواهرات و زیباییها کنی.
سیرت انسان همی بباید ازیراک
مهر گیانیز شد بصورت انسان
هوش مصنوعی: انسان باید شخصیت و رفتار خود را با محبت و دوستی بهبود بخشد تا به صورت واقعی انسانی دست یابد.
تا بجهان نام نیک مانی برجای
بر سر گردون سمند همت بجهان
هوش مصنوعی: برای اینکه در دنیا یاد نیک از تو باقی بماند، باید با تلاشی بلندمرتبه و شجاعانه در سطحی عالی زندگی کنی.
ننگ بیفکن تن از هلاک میندیش
نام طلب کن دل از زوال مترسان
هوش مصنوعی: شرم و ننگ را کنار بگذار و به فکر نابودی خود نباش. نام را بخوان و از زوال و از دست رفتن دل نگران نباش.
سخت همی کوش در مقابل دشمن
تند همی جوش در مقابل فرسان
هوش مصنوعی: در برابر دشمن باید با تلاش و جدیت عمل کنیم و در مقابل جنگاوران باید با انرژی و شجاعت واکنش نشان دهیم.
التونتاش آن امیر خطه خوارزم
چون ز مصاف علی تکین شد نالان
هوش مصنوعی: التونتاش، آن امیر سرزمین خوارزم، وقتی که از نبرد با علی شکست خورد و به زمین افتاد، به شدت ناله میکرد.
تا نفس آخرین که دست ز جان شست
پای جلادت برون نهشت ز میدان
هوش مصنوعی: تا زمانی که آخرین نفس را میکشم و جانم از بدن بیرون میرود، پای شجاعت من از میدان نبرد خارج نخواهد شد.
داشت بهنگام نزع گونه عبهر
آن رخ رنگین که چون شقایق نعمان
هوش مصنوعی: در لحظات آخر زندگی، چهره زیبای او همچون گل شقایق در حال تغییر رنگ و جلوهگری است.
احمد عبدالصمد ستاده ببالینش
گریه کنان بود همچو ابر به نیسان
هوش مصنوعی: احمد عبدالصمد در کنار بستر خود ایستاده است و با حالتی غمگین و اشکبار به او نگاه میکند، مانند اینکه ابرها در بهار باران میبارند.
دید چو خوارزم شه گریستنش را
گفت بمن بر مدار ناله و افغان
هوش مصنوعی: خوارزمشاه وقتی که دید، شروع به گریه کرد و به من گفت که به خاطر ناله و فریاد، از آن دوری کن.
مرگ مرا کی ز گریه یابی چاره
درد مرا کی ز ناله تانی درمان
هوش مصنوعی: مرگ من چه زمانی با گریه من راه حلی برای دردهایم پیدا میکند؟ و کی نالههای من برای دردم درمانی خواهد آورد؟
من سر و سامان زندگی دهم از دست
تو بسپاه و ملک ده سر و سامان
هوش مصنوعی: زندگیام را به تو میسپارم تا آن را به بهترین شکل اداره کنی و آرامش و prosperity برایم به ارمغان بیاوری.
تا نشناسد عدو که خصمی چون من
داده در آماجگاه ناوک اوجان
هوش مصنوعی: تا وقتی که دشمن نبیند و نشناسد که من چگونه در تیررس تیر او قرار گرفتهام و چقدر قادر به مقابله با او هستم.
می بنخواهم بیان قصه و تاریخ
ورنه حکایات نغز کردم عنوان
هوش مصنوعی: من میخواهم داستان و تاریخ را بیان کنم، وگرنه داستانهای زیبایی را با عنوانی مناسب روایت کردهام.
غصه مجنون و خوبروئی لیلی
قصه ابسال و روزگار سلامان
هوش مصنوعی: این جمله به داستان غمانگیز مجنون و زیبایی لیلی اشاره دارد و نیز به قصههای دیگری از محبت و مشکلاتی که در زندگی انسانها وجود دارد. به نوعی میخواهد بگوید که عشق و دردهای مرتبط با آن همیشه در زندگی بشر وجود داشته و هست.
ترجمه داستان خضر و سکندر
عاقبت فتنهای دیو و سلیمان
هوش مصنوعی: در این داستان، خضر و سکندر به ماجرایی میپردازند که نشاندهندهی نبرد میان خیر و شر است. این دو شخصیت نمایندگان دو نیروی متفاوت هستند: خضر به عنوان نماد حکمت و رستگاری، و سکندر به عنوان نماد قدرت و تسلط. در این مسیر، آنها با فتنهها و چالشهایی مواجه میشوند که نمایانگر تقابل میان دیو (بدی) و سلیمان (خیر) است. این داستان به ما میآموزد که در زندگی، همواره با آزمونها و مسائلی روبرو میشویم که بر سر انتخاب بین راست و نادرست، خوب و بد، قرار داریم.
تا بنیوشند خلق و عبرت گیرند
از سیر مردمان و کار بزرگان
هوش مصنوعی: مردم باید به دقت گوش دهند و از حوادث و رفتارهای بزرگترها عبرت بگیرند.
مهمان باشیم این دو روز و بناچار
دیر و یا زود رفت باید مهمان
هوش مصنوعی: ما فقط در این دو روز مهمان زندگی هستیم و ناگزیر باید هر چه زودتر برویم.
ای خنک انرا که نام نیک گذارد
باقی و جاوید در صحیفه کیهان
هوش مصنوعی: خوشا به حال کسی که نام نیک و ماندگاری از خود به جای بگذارد که در تاریخ جهان ثبت شود.
همچو امیری که از مدیح خداوند
فخر کند تا ابد به اعشی و حسان
هوش مصنوعی: مانند امیری که به خاطر ستایش خداوند به افتخار میبالد و تا ابد در مورد شاعران بزرگی چون اعشی و حسان صحبت میکند.
خواجه افخم خدایگان معظم
کشتی دانش محیط حکمت و عرفان
هوش مصنوعی: آقای بزرگوار و محترم، انسانی اندیشمند و فرهیخته هستند که به دانش و حکمت تسلط دارند و در دریای عرفان غوطهورند.
میر مهین آسمان رفعت و اقبال
قطب یقین آفتاب کشور ایقان
هوش مصنوعی: سرور بزرگ آسمان خوشبختی و موفقیت، قطب مطمئن و روشنایی بخش سرزمین ایمان است.
حضرت اعظم مهین امیر نظام آنک
در کف او شد نظام عالم امکان
هوش مصنوعی: حضرت بزرگ و مکرّم، امیر و سرپرست نظام، کسی است که با او به سامان رسیدن جهان امکان پیدا کرده است.
داور سیف و قلم وزیر جهان بخش
صاحب چتر و علم امیر جهانبان
هوش مصنوعی: این جمله به توصیف شخصی میپردازد که در موقعیت مهمی قرار دارد. او به عنوان داور و حاکم، قدرتی برای قضاوت و اداره امور دارد. سیف و قلم او نشاندهنده دو ابزار قدرت و علم او هستند، که یکی نماد زور و دیگری نماد دانش و حکمت است. او به عنوان امیری جهانی شناخته میشود که با چتر و علم خود به دیگران سایه میافکند و برای مردمش حمایت و راهنمایی فراهم میآورد.
چاکر بزمش بر از نبیره جوزی
حاسد جاهش کم از معلم صبیان
هوش مصنوعی: خدمتگزارش در میهمانی، از حسادت فرزند جوزا، در مقام و جایگاهش کمتر از معلم کودکان نیست.
پیل بدزدد همی ز بیمش خرطوم
شیر بخاید همی ز سهمش دندان
هوش مصنوعی: فیل از ترس خود، خرطوم شیر را میدزدد و از قدرت او به دندانش میافتد.
آذر آبادگان ز مهرش آباد
فضل و هنر اندرو چو لاله و ریحان
هوش مصنوعی: آذربایجان به خاطر محبتش سرسبز و آباد است و در آن علم و هنر مانند لاله و ریحان رو به رشد است.
من دخله کان آمنا نبشته است
عدلش بر باب این همایون بستان
هوش مصنوعی: در این بیت به این موضوع اشاره شده است که حاکمیت و قدرتی که بر سرزمینها حاکم است، با قضاوت عادلانه و حکمت به سرنوشت و وضعیت مردم توجه دارد. این بیان نشاندهنده ارتباط بین عدالت و حاکمیت الهی در اداره امور جامعه است.
گشته ز گلهای رنگ رنگ بعینه
بستر مأمون شب عروسی بوران
هوش مصنوعی: در شب عروسی، بستر مأمون با گلهای رنگی تزیین شده و به زیبایی آراسته است.
ماهی و مرغش در آبگیر شناور
چون دل عاشق بروز وعده جانان
هوش مصنوعی: ماهی و پرندهاش در آبگیر در حال شنا کردن هستند، مانند دل یک عاشق که به وعده محبوبش میبالد.
تا بدمد اندرین فیافی لاله
تا بچمد اندرین مراتع حیوان
هوش مصنوعی: به زودی گلهای لاله در این دشتها شکوفا خواهند شد و همچنین حیوانات در این مرتعها به چرا خواهند پرداخت.
تند نبیند کسی بدیده نرگس
تیز نراند کسی بجانب ظبیان
هوش مصنوعی: هیچکس نمیتواند زیبایی و تیزی نگاه نرگس را ببیند و کسی نمیتواند به سوی گوزنها تند براند.
مار در این روضه مهره داده بگنجشک
شیر در این بیشه رام گشته بغزلان
هوش مصنوعی: این بیت به توصیفی از دنیای طبیعی و حیات وحش میپردازد. در آن گفته میشود در این باغ، مار به طریقی آرام و بیخطر دیده میشود و گنجشک شیر نیز در این جنگل به گونهای مهار شده و رام شده است. به نوعی این تصویر از هماهنگی و آرامش در میان موجودات مختلف در طبیعت حکایت دارد.
سیل بناگه در اوفتاد در این شهر
چونان سیلی که کس ندیده بدانسان
هوش مصنوعی: ناگهان در این شهر سیلی به راه افتاد که مانند آن را هیچکس هرگز ندیده بود.
کرد بیکباره کوهها را دریا
کند بیکباره خانها را بنیان
هوش مصنوعی: ناگهان کوهها را به دریا تبدیل کرد و به یکباره خانهها را ویران کرد.
همچون سیل العرم که شهر سبارا
کند ز بن دانی ار بخواندی قران
هوش مصنوعی: چنین است که اگر در دل انسان درک عمیقی از قرآن وجود داشته باشد، میتواند مانند سیل بزرگی که شهرها را ویران میکند، تغییرات بزرگ و عمیقی در دل و زندگی او به وجود آورد.
فریاد از جان اهل شهر برآمد
بر در وی شد روان کلانتر و دهقان
هوش مصنوعی: اهالی شهر به شدت از درد و رنج خود شکایت کردند و برای اعتراض، رئیس و کشاورز به در خانه او رفتند.
گفتند ای خواجه بزرگ خجسته
گفتند ای صاحب رشید سخندان
هوش مصنوعی: گفتند ای بزرگوار و از هر نظر خوشبخت، ای صاحب عقل و درایت که همیشه سخن سنجیده و حکیمانه میگویی.
آب نموده است خاکهامان هموار
سیل نموده است خانهامان ویران
هوش مصنوعی: آب خاکهای ما را صاف کرده و سیل باعث ویرانی خانههایمان شده است.
شست یکی آنچه کاشتیم بصحرا
برد یکی آنچه داشتیم در ایوان
هوش مصنوعی: چیزی که در مزرعه کاشته بودیم، شسته شد و به بیابان رفت و آنچه را که در خانه داشتیم، از دست دادیم.
زنهار ای داد بخش خسته دلان زود
داد دل ما ز چرخ گردون بستان
هوش مصنوعی: ای دادرس مهربان، از دلهای خسته و غمگین حمایت کن و زودتر دل ما را از چرخ روزگار که همیشه در حال چرخش است بگیر و نجات بده.
میر مهین چون بدید روز رعیت
بگشود ابواب لطف و رحمت و احسان
هوش مصنوعی: وقتی میر مهین روز خوشی و سرور را دید، درهای محبت و مهربانی و خوبی را به روی مردم باز کرد.
گفت چو از آسمان بلا شده نازل
عاقله چرخم و مؤدب کیوان
هوش مصنوعی: گفت وقتی که بلا از آسمان نازل میشود، من دوستدار و دارای فهم و معرفت از تأثیرات کیوان (سیاره زحل) هستم.
سیل ز خشم من است چاره کنم این
ابر بدست من است سود دهد آن
هوش مصنوعی: سیل ناشی از خشم من است، اما میتوانم این وضعیت را کنترل کنم. این ابر در دستان من است و میتواند به من سود برساند.
آنچه خسارت رسیده است شما را
هین بنمائید تا ببخشم تاوان
هوش مصنوعی: هر آنچه به شما آسیب رسانده است، به من بگویید تا بتوانم خسارت شما را جبران کنم.
خانه چوبین و سقفهای گلین را
بهتر سازم ز صدهزار گلستان
هوش مصنوعی: من میتوانم خانهای ساخته شده از چوب و سقفهایی از گل درست کنم که بهتر و زیباتر از صد هزار باغ گل باشد.
گفت و وفا کرد ساخت در دو سه روزی
خانه هر یک برا ز فراخور ایشان
هوش مصنوعی: او صحبت کرد و به وعدهاش عمل کرد و در چند روز کوتاه، خانهای برای هر یک از آنها بر اساس نیازهایشان ساخته شد.
الحق اینمردمی که زاد ازین میر
واینهمه بخشش ز لعل و گوهر و مرجان
هوش مصنوعی: درست است که این مردم از این خاندان به وجود آمدهاند و از این همه نیکی و بخشش، چون لعل و گوهر و مرجان برخوردارند.
بشگفت آید بچشم خلق از ایراک
ذاتش پیدا و قدر ذاتش پنهان
هوش مصنوعی: مردم از زیبایی و ویژگیهای او شگفتزده میشوند، در حالی که اصل وجودش برای آنها آشکار است و ارزش واقعیاش هنوز در پس پرده پنهان مانده است.
قصه میر مهین و مردم گیتی
قصه پیل است و سیر کردن عمیان
هوش مصنوعی: داستان نشاط و زندگی در میانهی انسانها، مانند داستان فیل و راه رفتن مردمان نابینا است.
ای لب لعلت حدیث عیسی مریم
ای سر کلکت عصای موسی عمران
هوش مصنوعی: ای لبهای رنگینی که چون عیسی مریم صحبت میکنی، ای سر زیبا و پرشکوهی که به مانند عصای موسی، قدرت و جرات به همراه دارد.
قبله گه جز درگهت نشیمن طاغوت
سجده که جز بر درت عبادت اوثان
هوش مصنوعی: معبدی جز درگاه تو نیست که worship شود، و جایی برای آرامش و سکونت غیر از خانه تو وجود ندارد. سجده و عبادتی جز در حضور تو معنایی ندارد و تمام عبادات دیگر باطل و بیارزش هستند.
هر دو کفت همچو دو درخت برومند
گشته ز تیغ و قلم ذواتاافنان
هوش مصنوعی: آنها همچون دو درخت بلند و تنومند شدهاند که از تیغ و قلم و نوشتههای مختلف رشد کردهاند.
گه ز کفت فخر کرده خامه بشمشیر
گه ز کفت رشک برده خامه بچوگان
هوش مصنوعی: گاهی قلم از قدرت و توانایی خود به خود میبالد و خود را مانند شمشیر قوی و نیرومند میداند، و گاهی دیگر، از توانایی دیگران به شدت حسرت میخورد و خود را در مقابل آنها کوچک میبیند.
بسکه فزودی بعدل و داد بفرسنگ
در پی ظلم اندر است هر شبه دهقان
هوش مصنوعی: به خاطر افزایش ظلم و بیعدالتی، هر شب کشاورز به دنبال نجات از این معضلات و مشکلات است.
همچو کسی کش دهان ز خوردن حلوا
رنجد و جوید از آن بترشی درمان
هوش مصنوعی: مانند کسی که از خوردن حلوا دلخور شده و به دنبال طعمی تلخ میگردد.
سبحان الله که ظلم نیز از این ملک
گشته ابا صد هزار پای گریزان
هوش مصنوعی: درود بر خداوند که حتی ظلم نیز در این سرزمین به حالتی تبدیل شده که از صد هزار پا گریزان است.
قصه عدل تو و گریختن ظلم
خواندن بسم الله هست و راندن شیطان
هوش مصنوعی: قصه عدالت تو و فرار ظلم، آغازش با نام خداست و با دور کردن شیطان همراه است.
خور، سوی برج اسد شده است در اینروز
تا برکاب تو شیر سازد قربان
هوش مصنوعی: خورشید در این روز به برج اسد رفته است تا تو را به مانند شیری قوی و برجسته کند.
حضرت باری اگر فدای سماعیل
کبش فرستاد هم ز روضه رضوان
هوش مصنوعی: اگر خداوند، برای فدای اسماعیل، پسری را به عنوان قربانی فرستاد، این کار از باغ رضوان و به خاطر محبت و رحمت او بود.
بهر فدای تو از نژاد سماعیل
کبش کتائب رسید و صاحب ثعبان
هوش مصنوعی: به خاطر تو، از نسل اسماعیل، سپاههای بزرگ و مردان شجاع به میدان آمدند و به همراه خود اژدهایی آوردهاند.
آمدم اینک بحضرت تو نهم روی
آمدم اینک بدرگه تو دهم جان
هوش مصنوعی: من به حضور تو آمدهام و روی خود را به تو میسپارم، با تمام وجودم به تو تقدیم میکنم.
تا که رسد اعشی از یمامه و بطحا
تا که بود نابغه ز جعده و ذبیان
هوش مصنوعی: تا زمانی که شاعر معروف «اعشی» از منطقه یمامه و بطحا بیاید، همچنان نابغه از قبایل جعده و ذبیان وجود دارد.
اعشی را روح در بر تو ثناگوی
نابغه را هوش بر در تو ثناخوان
هوش مصنوعی: اعشی (شاعر نابینا) در حضور تو از روح خود و احساساتش ستایش میکند، و نابغه نیز با تمام هوش و ذکاوتش دربارهات مدح میسراید.