برگردان به زبان ساده
بسی جستم نشان از اسم اعظم
که بد نقش نگین خاتم جم
هوش مصنوعی: مدتهای طولانی به دنبال نشانی از اسم بزرگ و مقدس بودم که در نقش نگین انگشتر جم ثبت شده است.
همه اقطار عالم سیر کردم
مگر جویم نشان زان نقش خاتم
هوش مصنوعی: من در تمام زوایای جهان سفر کردم، اما نتوانستم نشانی از آن نقش خاتم پیدا کنم.
بزرگی گفت چون آدم بمینو
مقر بگزید والاسماء علم
هوش مصنوعی: یک فرد بزرگوار گفت که وقتی آدم به مقام و منزلت خاصی دست پیدا کرد، نام و نشانهٔ او نیز شناخته خواهد شد.
بامر ایزد این نام از ملایک
بباغ خلد تلقین شد بر آدم
هوش مصنوعی: به فرمان خدا، این نام از سوی فرشتگان به آدم در بهشت تعلیم داده شد.
ز آدم یافت تلقین شیث و از شیث
سبق آموخت ادریس مکرم
هوش مصنوعی: انسان از آدم یاد گرفت و شیث به او درس داد، و ادریس نیز این آموختهها را به خوبی یاد گرفت و پرورش یافت.
هم از ادریس هود آمد ملقی
چنان کز هود نوح آمد معلم
هوش مصنوعی: از نبی ادریس، پیامبری به نام هود به وجود آمد که مانند نوح از هود درسی بزرگ گرفت و معلمی را به وجود آورد.
نمیدانست اگر این نام را نوح
نجاتش کی شد از طوفان فراهم
هوش مصنوعی: او نمیدانست که اگر این نام را بگیرد، به دست نوح نجاتش از طوفان فراهم میشود.
ز نوح آمد بر ابراهیم و زین نام
بر او شد نار ریحان و سپر غم
هوش مصنوعی: نوح به ابراهیم آمد و این نام بر او گذاشته شد، بنابراین به عنوان وسیلهای برای تحمل غم و دردها معرفی گردید.
بابراهیم وارث شد سماعیل
که جاری زیر پایش گشت زمزم
هوش مصنوعی: اینجا میگوید که اسماعیل به عنوان فرزند ابراهیم، میراثی بزرگ به ارث برد که منبعش چشمه زمزم است که به زودی زیر پای او جاری میشود. این اشاره به موقعیت و اهمیت خاص اسماعیل در تاریخ و فرهنگ دارد.
ز اسمعیل بر اسحق و یعقوب
هم از یعقوب موسی گشت ملهم
هوش مصنوعی: از اسماعیل فرزندان اسحاق و یعقوب آمدهاند و از یعقوب، موسی به وجود آمده است که الهام الهی دریافت کرد.
ز فر آن ید و بیضا و ثعبان
بدست آورد و راند اندر دل یم
هوش مصنوعی: میراث و قدرتی شگرف به دست آورد و دل دریا را تسخیر کرد.
ز موسی یافت داود و ز داود
سلیمان را شد این مسند مسلم
هوش مصنوعی: از موسی علم و حکمت به داود رسید و از داود نیز به سلیمان انتقال یافت و این نشاندهنده استحکام و ثبات این مقام است.
چو او بدرود گیتی کرد از حق
رسید این راز بر عیسی بن مریم
هوش مصنوعی: زمانی که او از دنیا وداع کرد، این راز به عیسی بن مریم revealed شد که از جانب حق آمده است.
مسیحا گرد ازین نام همایون
علاج اکمه و درمان ابکم
هوش مصنوعی: مسیحا به خاطر این نام با ارزش، قادر به درمان بیماریهای روان و حل مشکلات افرادی که سخن نمیگویند، شده است.
هم از این نام فرخ کرد عیسی
هزاران مرده را احیا یکدم
هوش مصنوعی: عیسی با نام پر فیض و خوشی که دارد، در یک لحظه هزاران مرده را زنده میکند.
چو بردار جهودان خواندش از دار
بگردون رفت بی مرقات و سلم
هوش مصنوعی: وقتی که یهودیان در زندگیاش را برداشتند، او از دار به آسمان رفت بدون هیچ زحمت و مشکل.
پس از عیسی سروش این خاتم آورد
باحمد کانبیا را بود خاتم
هوش مصنوعی: پس از عیسی، پیامآور دیگری به نام خاتم (پیامبر اسلام) آمد که با حمد و سپاس به پیشگاه بقیهی پیامبران، به عنوان آخرین نبی شناخته شد.
پس از احمد علی را گشت میراث
که بودش نایب و صهر و پسر عم
هوش مصنوعی: پس از احمد علی، میراث او به کسی رسید که نایب و شوهر خواهر و پسر عموی او بود.
چو شد ریش علی با خون مخضب
ز تیغ عبد رحمن بن ملجم
هوش مصنوعی: وقتی ریش علی به خون آغشته شد از ضربت عبد الرحمن بن ملجم.
از او بر یازده فرزند پاکش
رسید این خاتم از خلاق عالم
هوش مصنوعی: این خاتم از طرف خالق عالم به یازده فرزند پاک او رسیده است.
بغیر از انبیا یا اوصیا کس
بدان راز مقدس نیست محرم
هوش مصنوعی: جز انبیا و اوصیا، کسی به این راز مقدس دسترسی ندارد و محرم نیست.
نه از خیرالوری بشنید بوذر
نه از شیر خدا آموخت میثم
هوش مصنوعی: نه بوذر چیزی از خیرالوری یاد گرفت و نه میثم از شیر خدا چیزی آموخت.
نه از شاه خراسان شیخ معروف
نه از سجاد ابراهیم ادهم
هوش مصنوعی: نه به خاطر بزرگی و مقام شاه خراسان، نه به دلیل نام و مقام شیخ معروف، و نه به خاطر نسبتی که با ابراهیم ادهم دارم.
مگر بدبخت مردی در فلسطین
ز زهاد جهان کش نام بلعم
هوش مصنوعی: مگر آنکه مردی بدبخت در فلسطین باشد که به خاطر زهد و پارساییاش، نام بلعم را کشیده باشد.
که از ابلیس دستان خورد و این نام
فرامش کرد و رفت اندر جهنم
هوش مصنوعی: او که تحت تاثیر ابلیس قرار گرفت و نامش را فراموش کرد، در نهایت به جهنم رفت.
بگفتم آنچه گفتی راست گفتی
سر موئی نه افزون بود و نه کم
هوش مصنوعی: گفتم آنچه تو گفتی راست است؛ نه چیزی به آن اضافه شده و نه چیزی از آن کاسته شده است.
ولی اینان که بر خواندی من از پیش
سراسر خواندم از آیات محکم
هوش مصنوعی: ولی کسانی که تو در موردشان صحبت کردی، من از قبل همه چیز را بر اساس نشانههای واضح و محکم خواندهام.
هم از تفسیر و ابیات بزرگان
هم از گفتار دانایان اقدم
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که هم به تعبیر و اشعار بزرگان ادبیات و هم به سخنان و آموزههای دانایان قدیمی اهمیت داده شده است.
نخواهم من که برخوانی تواریخ
ز قول حمزه و گفتار اعثم
هوش مصنوعی: من نمیخواهم که تو تاریخها را از زبان حمزه و گفتار اعثم بخوانی.
بخواهم آنچه نه کلبی بدانست
نه مسعودی نه وصاف و نه معجم
هوش مصنوعی: من میخواهم چیزی را که نه یک کلبی از آن اطلاع داشته، نه مسعودی، نه وصاف و نه معجم.
برآنم کاسم اعظم را بدانم
گشایم پرده زین اسرار مبهم
هوش مصنوعی: میخواهم دانشی بزرگ درباره عالم بدست آورم و رازهای پیچیده و نامشخص را برای خودم روشن کنم.
برآنم تا در این الحان کنم جفت
مثانی با مثالث زیر بابم
هوش مصنوعی: من تصمیم دارم که در این نغمهها، دو بخش همترازی را با اشعار دیوانهوار زیر بزنم.
چه نام است آنکه آرد شیر و شکر
ز نیش عقرب و دندان ارقم
هوش مصنوعی: این شعر به بررسی قدرت و قابلیتهایی اشاره دارد که میتواند از چیزهای تلخ و زشت مانند نیش عقرب و دندان مار، شیرینی و لذت بسازد. به نوعی، صحبت از این است که آنچه که به نظر ناخوشایند یا خطرناک میآید، ممکن است به چیزی شیرین و خوشایند تبدیل شود. در واقع، این بیت به خالق و تواناییهای او اشاره دارد که میتواند از موارد دشوار، زیبایی و خوبی به وجود آورد.
اگر زین راز پنهان هیچ دانی
بگو ور خود نمی دانی مزن دم
هوش مصنوعی: اگر از این راز مخفی چیزی میدانی، بگو؛ و اگر بیخبر هستی، حرفی نزن.
بگفت از صدر ایوان رسالت
علیه و آله صلی و سلم
هوش مصنوعی: گفت از بالای ایوان پیامبری، با سلام و درود بر او و خاندانش.
شنیدم کاسم اعظم داند آن کس
که باشد با لسان صدق توام
هوش مصنوعی: شنیدم که بزرگترین شخصیتها میدانند کسی را که با زبان صادق و راستگو همراه است.
لسان الصدق را دانند مردان
کلید علم حق والله اعلم
هوش مصنوعی: زبان راستین را مردان میشناسند و این کلید دانش حقیقت است و خدا بهتر میداند.
بگفتم کر چنین باشد که گوئی
ندانم یک تن از اولاد آدم
هوش مصنوعی: گفتم آیا ممکن است که تو بگویی نمیدانم یک نفر از نسل آدم کیست؟
که دارای لسان الصدق باشد
بگیتی جز سپهسالار اعظم
هوش مصنوعی: کسی در دنیا زبان صداقت دارد جز آنکه فرماندهی بزرگ باشد.
رئیس جمع دستوران دولت
سرو سردار دانایان عالم
هوش مصنوعی: رئیس جمعیت و فرمانده دولت، شخصی با دانش و قدرت فهم عمیق از دنیای اطراف است.
خداوندی که شیر بیشه باشد
به پیش پرچمش چون شیر پرچم
هوش مصنوعی: خداوندی که قدرتمند و قوی است، وقتی پرچم او در میان است، مانند شیر در مقابل پرچمش قرار میگیرد.
بدرد در مسالک سینه جور
ببرد از مهالک پای استم
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که درد و رنج در راههای زندگی، از مشکلات و موانع ناشی میشود. همچنین اشاره دارد که این دردها میتوانند از سختیهای مسیر به وجود بیایند. زندگی پر از چالشها و موانع است که باید با آنها کنار آمد.
یکی چون اجوف واوی باعلال
یکی همچون منادای مرخم
هوش مصنوعی: شخصی مانند اجوف واوی (که به نظر بیفایده و کمارزش میرسد) و کسی مانند منادای مرخم (که در موقعیت کنونی بیمعنی و بیمحتواست) وجود دارد.
توئی ای میر آن ذات مقدس
توئی ای خواجه آن روح مجسم
هوش مصنوعی: تو ای سرور، آن موجود وروح قدسی، تو ای بزرگوار، آن حقیقتی که در عین جسمانی به تجلی درآمدهای.
که گر بر دیده ی گردون نشینی
ز جان گوید سپهرت خیر مقدم
هوش مصنوعی: اگر بر آسمان و ستارهها نظر کنی، آسمان از جان تو استقبال خواهد کرد و به تو خوشآمد خواهد گفت.
بود دیری که در ایران سپه نیست
از آن روز است چون شب تار و مظلم
هوش مصنوعی: مدت زیادی است که در ایران نیروی نظامی وجود ندارد و از آن روز به بعد، شب های تاریک و ظلمانی حاکم شده است.
دل مردم پر از آزار و وحشت
خزانه خالی از دینار و درهم
هوش مصنوعی: دلهای مردم پر از درد و ترس است، در حالی که ثروت و داراییها خالی از سکه و پول است.
ایا دست تهی آن کار کردی
که از اندیشه اش مات است رستم
هوش مصنوعی: آیا با دستان خالی، کار بزرگی انجام دادی که حتی رستم هم از فکر آن حیران مانده است؟
بروزی چند با فر الهی
نظامی ساز کردی بس منظم
هوش مصنوعی: مدت زمانی با لطف و اراده الهی، نظامی را به بهترین شکل ساماندهی و مرتب کردی.
همه با چره تابان و دل شاد
همه با جسم پاک و جان خرم
هوش مصنوعی: همه با چهرهای درخشان و دلهای شاداب، همگی با بدنهای پاک و روحهای خوشحال.
بدشت اندر چو آهو لیک در رزم
گرفته شیر از دیدارشان رم
هوش مصنوعی: در دشت که آهوها در حال دویدناند، شیر هم در میدان جنگ به خاطر دیدن آنها دچار ترس و وحشت میشود.
نموده خاتم زرین در انگشت
فکنده حلقه سیمین بمعصم
هوش مصنوعی: در این شعر، گفته شده که انگشتری از طلا بر روی انگشت گذاشته و حلقهای از نقره به دور مچ دست بسته شده است.
فراز پیرهن خفتان رومی
بزیر پیرهن دیبای معلم
هوش مصنوعی: در دنیای عشق و زیبایی، پارچههای لطیف و زیبا، نمادی از رفیق و محبوبی هستند که دلها را تسخیر میکنند. عشق همچون جامهای زیبا و پررنگ است که بر تن عاطفهها دیده میشود و هر یک از ما را به دنیایی از آرزوها و هویتهای جدید سوق میدهند. این زیبایی در جنس و کیفیت عشق نهفته است که به ما احساس آرامش و خوشبختی میدهد.
رکاب سیم بر اسبان تازی
ستام لعل بر خیل مسوم
هوش مصنوعی: در این بیت به زیبایی و جلا و رنگین بودن رکابهای نقرهای بر روی اسبان تازی اشاره شده است. همچنین، رنگ لعل (قرمز) به جمعیتی از اسبان اطلاق شده که زیبایی و جلوه خاصی دارند. به طور کلی، توصیف زیبایی و شکوه اسبها را میتوان از این بیت برداشت کرد.
شنیدستم که هارون ز آل عباس
بدی بر جمله در دانش مقدم
هوش مصنوعی: شنیدهام که هارون از نسل عباس در زمینه علم و دانش بر همه پیشی داشت.
شبی در کار اقلیم خراسان
همی زد رای با یحیی بن اکثم
هوش مصنوعی: در یک شب، در مورد مسائل و اوضاع خراسان، با یحیی بن اکثم گفتگو میکرد.
بیحیی گفت هارون کار آن ملک
فزون از حد پریشان است و درهم
هوش مصنوعی: بیحیی به هارون گفت که وضعیت آن ملک بسیار آشفته و در هم برهم است.
جوابش گفت زخمی نیست در دهر
که از درهم نشاید هست مرهم
هوش مصنوعی: در زندگی هیچ آسیبی وجود ندارد که نتوان با درهم و پول آن را درمان کرد.
بدان صفرای فاتح از رگ ملک
برآید ریشه سودا و بلغم
هوش مصنوعی: بدان که صفراي پیروزی از رگ پادشاهی سرچشمه میگیرد و ریشههای سودا و بلغم نیز از همین جا میآید.
بود سیم سره درمان هر درد
چو زر جعفری تریاق هر سم
هوش مصنوعی: نقره و سرمه به عنوان درمان هر دردی شناخته میشوند، مانند زر و طلای جعفری که به عنوان antidote یا پادزهر هر سمی عمل میکند.
تو ای میر مهین اندر چنین روز
که باشد تیره همچون لیل مظلم
هوش مصنوعی: ای سردار بزرگ، در چنین روزی که به سیاهی شب میماند، نباید ناامید باشی.
رقیبان تو در پیش تو باشند
چو پیش خوشه انگور حصرم
هوش مصنوعی: رقیبان تو در مقابلت مثل انگورهایی هستند که در کنار خوشه قرار دارند.
و یا در بوستان نخل و رمان
پیاز و گندنا و ترب و شلغم
هوش مصنوعی: در باغی پر از درخت نخل و سبزیجاتی مانند پیاز، گندم، ترب و شلغم.
چگویم ز آن تهی مغزان که دیری
در افکندند طرح شور با هم
هوش مصنوعی: چطور میتوانم از آن افراد بیفکر بگویم که مدتها پیش نقشهای برای ایجاد هیجان و شور با یکدیگر کشیدهاند؟
بجای بستن سوراخ انگشت
همی کردند در سوراخ کژدم
هوش مصنوعی: به جای اینکه مشکل واقعی را حل کنند، سعی میکنند با روشهای نادرست و موقتی تنها آن را پوشش دهند.
ز فکر تیره شان زد بر افق چتر
سحابی قیرگون پر وحشت و غم
هوش مصنوعی: افکار تاریک و ناامیدشان، مانند چتری از غم و وحشت، بر آسمان گسترده شده است.
ازیدر شد بساط صلح جویان
سپاه جنگجویان را مخیم
هوش مصنوعی: در اینجا به وضوح بیان شده است که به زودی صلحطلبان به طور مؤثر آرامش را برقرار کرده و جنگجویان را به حالت استراحت در خواهند آورد.
بساط پشه بر همخورد از باد
سرای مور طوفان شد ز شبنم
هوش مصنوعی: در اثر وزش باد، زندگی و آرامش پشهها به هم ریخت و دنیای مورچهها تحت تأثیر آبی که بر روی آنها نشسته بود، دچار طوفانی شد.
شرار فتنه آتش فزوران
رسید از دامن عمان بدیلم
هوش مصنوعی: آتش فتنه و آشوب از طرف عمان به ما رسید.
شتابیدند دزدان روز روشن
بخرمنگاه و بگسستند ز استم
هوش مصنوعی: دزدان در روز روشن به سرعت به سمت خرمن گندم حمله کردند و از آنجا دزدی کردند.
در آن سختی عنان مملکت را
گرفتی سخت با بازوی محکم
هوش مصنوعی: در آن زمان سختی، کنترل کشور را به دست گرفتی و با قدرت و اراده قوی پیش رفتی.
بنای ملک و ملت راست کردی
نیفکندی بطاق ابروان خم
هوش مصنوعی: تو برای ساختن کشور و ملت تلاش کردی و زیباییهای چهرهات را به گونهای تنظیم کردی که هیچ چیز نتواند آن را تحتالشعاع قرار دهد.
غزالان سرائی را رهاندی
ز دندان پلنگ و چنگ ضیغم
هوش مصنوعی: تو غزالان را از خطر شکار پلنگ و چنگال شیر نجات دادی.
درافکندی بساط شور و عشرت
فرو چیدی اساس سوگ و ماتم
هوش مصنوعی: تو شادی و سرور را به کناری انداختی و پایههای اندوه و عزاداری را محکم کردی.
ولی عهدی بر آدم بلکه هستی
ولی نعمت بفرزندان آدم
هوش مصنوعی: پیمان و عهدی که بر آدم و در حقیقت بر تمام هستی بسته شده، نعمتی است برای فرزندان آدم.
سپاهت را سپهدارست جمشید
بنازد از یمینت خاتم جم
هوش مصنوعی: نیرو و سپاه تو فرماندهی دارد که جمشید به او افتخار میکند و از موفقیتهایت به خود میبالد.