برگردان به زبان ساده
به چراگاه چو در شد سپه انجم
کوفتندی بسر سبزه غزالان سم
هوش مصنوعی: وقتی سپاه ستارهها به چراگاه وارد شد، غزالان با سمهایشان بر روی سبزهها میکوبند.
شاخ بزغاله شکستند و حمل گردید
حامل از نطفه خورشید نه از انجم
هوش مصنوعی: شاخ بزغاله را شکستند و کسی که او را حمل میکرد، از نطفه خورشید آمده بود و نه از ستارهها.
بره پیوست به آهو سر شب زان پیش
که شود پیدا از گرگ سحرگه دم
هوش مصنوعی: در دمی که شب شروع میشود، بره به آهو ملحق میشود، پیش از آنکه در سحرگاه، گرگ نمایان شود.
باغ آراست تن از خلعت نوروزی
چون شغالی که همی زد اندرخم
هوش مصنوعی: در باغ زیبایی به پا شده و تن خود را با لباس نوروزی آراسته کرده، مانند شغالی که به انتظار نشسته و در گوشهای در کمین است.
گربه بید آمد چون مرغ بشاخ اندر
پوستین کرد به دوش از خز و از قاقم
هوش مصنوعی: گربه به آرامی از خواب بیدار شد و مانند پرندهای بر شاخه نشسته، پوستینش را از خز و پشم بر دوش انداخت.
ارغوان دیبه گلگونه ببر پوشید
با دو صد کشی چون سیده جرهم
هوش مصنوعی: ارغوان، با پارچهای زیبا و گلمانند، خود را پوشیده است و به زیورهایی آراسته است، مانند زنی از قبیلهی جرهم که با ظرافت و زیبایی درخشیده است.
لاله بر کرسی بنشست وصبا بروی
آیت الکرسی برخواند و قل اللهم
هوش مصنوعی: لاله بر جایی نشسته و نسیم بر او آیتی از آیات قرآن میخواند و دعا میکند.
سوره فیل بخواندند ابابیلان
خوانده مرفاختگان سوره الهیکم
هوش مصنوعی: پرندگان ابابیل، آیات سوره فیل را خواندند و مرفاختگان نیز سوره الهیکم را تلاوت کردند.
خنک اسفند بدی چون جمل عسکر
فروردین همچون سالار غدیر خم
هوش مصنوعی: خنک و خوشحال است اسفند، زیرا زمانی که بهار و شکوفایی فروردین میرسد، مانند سالاری در غدیر خم که برتری و عظمت خود را نشان میدهد، جلوهای زیبا و شگفتانگیز دارد.
ذوالفقارش بکف از مهر فروزنده است
تا نماید شتر عایشه را پی سم
هوش مصنوعی: ذوالفقار در دست اوست و این شمشیر به خاطر نور و روشنیاش است که میتواند شتر عایشه را نشان دهد.
فتنه برخواست بگلزار، بتا منشین
سرور آراست صف باغ حبیبی قم
هوش مصنوعی: در باغ گل، بلوا و آشوبی به پا شده است، ای بت زیبا، نایست که زیباییهای باغ حبیب شهر قم را تحتالشعاع قرار میدهد.
محفل از باده چو گردون شده از خورشید
گلشن از لاله چو افلاک شده ز انجم
هوش مصنوعی: محفل مانند آسمان پر از شراب است و گلشن همچون زمین رنگین از لالهها شده است، گویی دیگر ستارهها درخشان شدهاند.
روشنی چشم همه مردم می باشد
می بود روشنی چشم همه مردم
هوش مصنوعی: روشنی چشم همه مردم، نور زندگی و خوشبختی آنهاست.
هله ای سبزه روشن بدر آی از خاک
هله ای باده روشن بدر آی از خم
هوش مصنوعی: سلام سبزهی زیبا و درخشان، از خاک بیرون بیا! و ای شراب روشن و دلانگیز، از ظرف خود بجه!
تا بسرسبزی فرخنده امین الملک
سرخ می نوشم بر سبزه بر این طارم
هوش مصنوعی: من به شادی و خوشحالی در این باغ زیبا نشستهام و از شراب قرمز رنگ مینوشم که بر روی سبزهها ریخته شده است.
آنکه خورشید ز رخسار خوشش پیدا
آنکه افلاک بر پایه حلمش گم
هوش مصنوعی: کسی که زیباییاش به اندازهای است که خورشید از چهرهاش تابش میکند و آنکه عظمت و بلندای آسمانها در برابر صبر و حلم او کوچک است.
ای ز هر چشمه طبع تو روان عمان
وی بهر گوشه دست تو روان قلزم
هوش مصنوعی: تو همچون جویی از هنر و لطافت در دل عمان، و در هر گوشه از وجودت، جوشان و پرخروش مانند دریا هستی.
عزمت از بیخ برآرد بن هرمان را
برکند خشمت بنیان کنیسه رم
هوش مصنوعی: عزیمت و ارادهات ریشه کنی میکند و خشمت میتواند پایههای کنیسه رم را از بین ببرد.
خوی تو آتش بر تازه ترین عود است
خشم تو آذر بر خشکترین هیزم
هوش مصنوعی: طرز رفتار و خوی تو مانند شعلهای است که بر روی بهترین عود (چوب خوشبو) میتازد و خشم تو همچون آتش است که بر روی خشکترین هیزم میسوزد.
بکمتر از سیصد قنطار نبخشی کم
گنج بادآور داری مگر اندر کم
هوش مصنوعی: اگر کمتر از سیصد قنطار را تقسیم کنی، کم ارزش است و چنانچه گنجی از باد داشته باشی، آن هم در گروه کم به حساب میآید.
بجوی، باز خرد، دست گهر بخشت
روضه ای کادم بفروخت بدو گندم
هوش مصنوعی: بگرد و دوباره فکر کن، با ارزشتر از هر چیزی که داری، برای کسب دانش تلاش کن. دروازهای که به تو معرفت و علم میدهد، به مانند مزرعهای است که محصولش را در اختیار تو میگذارد.
ای خداوند کمین بنده این درگه
که زده ساغر اخلاص ترا در خم
هوش مصنوعی: ای پروردگار، بندهات در این درگاه به دنبال توست و شتابان است که جام اخلاص تو را در دل خود جا دهد.
دیرگاهیست که از کعبه نشان جوید
گرچه در تیه ضلالت شده دایم گم
هوش مصنوعی: مدت زیادی است که در جستجوی نشانی از کعبه هست، هرچند که در بیراهگی و سردرگمی بهسر میبرد و همواره گمشده است.
در حرم سالکم از دیر مغان زیراک
در حقیقت ز مجاز است ره مردم
هوش مصنوعی: در مکان مقدس ساکن شدهام و از میخواران دوری میکنم، زیرا در واقع، مسیر انسانها از ظواهر به باطن برمیگردد.
آخرین کام بمستی نهم اندر آن
اولین بیت که او را نبود دوم
هوش مصنوعی: در آخرین لحظه لذت میبرم از چیزی که در ابتدای کار به آن اشاره کردم و هنوز هیچ چیز دیگری وجود ندارد که بر آن بیفزایم.
گر دهد رخصت فرمان همایونت
ور کند یاری تأیید شه هشتم
هوش مصنوعی: اگر فرمان شاهانهات اجازه دهد و پشتیبانی و تأیید شاه هشتم را نیز داشته باشی،
نفس اماره پشیمان شده جانم را
بشهادت طلبیده است و من یکتم
هوش مصنوعی: روح سرکش من پشیمان شده و جانم را به گواهی طلبیده است و من در سکوت به این مسئلهاندیشی میکنم.
شاید از طوس سوی کعبه برد بازم
آنکه آورده مرا جانب طوس از قم
هوش مصنوعی: شاید من را از طوس به کعبه برد، همان کسی که مرا از قم به سوی طوس آورده است.
تا به نوروز برویند نجوم از خاک
تا بر افلاک برآیند همی انجم
هوش مصنوعی: تا زمان نوروز، ستارهها از زمین رشد میکنند و به آسمان میروند.
تا احبای تو با دولت و با عصمت
تا حسودان تو نابخرد و نامردم
هوش مصنوعی: در حالی که دوستان و محبوبان تو با خوشبختی و پاکدامنی زندگی میکنند، بدخواهان تو افرادی نادان و بیوفا هستند.
نوش در کام احبای تو از منجک
نیش در چشم حسودان تو از کژدم
هوش مصنوعی: نوشیدنی در کام دوستان تو از شفای من است و نیشی که به چشم حسودان تو زده میشود، از زهر مار است.