برگردان به زبان ساده
پیر طریقت گوید: خداوندا یک دل پر درد دارم و یک جان پر زجر خداوندا، این بیچاره را چه تدبیر؟ بار خدایا درماندم نه از تو لکن درماندم در تو، اگر هیچ غائب باشم گوئی کجائی؟ و چون بدرگاه آیم در رانگشائی! پروردگارا چون نومیدی در ظاهر اسلام حرمان است و امید در عین حقیقت بی شک نقصان میان این و آن رهی را با توچه درمان است؟ و چون شکیبائی در شریعت از پسندیدگی نشان است و ناشکیبائی در حقیقت عین فرمان است میان این و آن را با تو چه برهان است؟ خداوندا هر کس را آتش در دل است و این بیچاره را آتش در جان از آنست که هرکس را سروسامانی است و این درویش را نه سرو نه سامان
هوش مصنوعی: بزرگمرد مکتب میگوید: ای خدا، دل پر درد و جان پر رنجی دارم. ای خدا، چه راه حلی برای این بیچاره هست؟ بار الها، من در تو درماندهام، نه از تو. اگر دور باشم، تو کجا هستی؟ و وقتی به درگاهت میآیم، چه میشود؟ پروردگارا، در ظاهر ناامیدی از دین نشانه ناامیدی است، و امید در حقیقت نشانه کمبودی بین این دو. پس راه علاج من نزد تو چیست؟ و شکیبایی در دین نشانه پسندیدگی است، و ناشکیبایی در واقعیت نشانه فرمانبرداری است؛ بین این دو چه استدلالی میتوان کرد؟ ای خدا، هر کسی آتش در دل دارد، اما این درویش آتش در جانش دارد، چون هر کسی به نوعی سامان یافته است و این بیچاره نه سامان دارد و نه درستی.