برگردان به زبان ساده
پیر طریقت گوید: خدایا به شناخت تو زندگانیم به نصرت تو شادانیم بکرامت تو نازانیم، به عزت تو عزیزانیم، خداوندا ما که به تو زنده ایم هرگز کی میریم؟ ما که بتو شادمانیم کی اندوهگین شویم؟ ما که به تو نازانیم چون بیتو به سر آریم ما که به توعزیزیم هرگز چون ذلیل شویم؟ الهی چه غم دارد او که تو را دارد کرا شاید او که تو را نشاید؟ آزاد آن نفس که به یاد تو یازان و آباد آن دل که به مهر تو نازان و شاد آن کس که با تو در پیمان است
هوش مصنوعی: پیر طریقت میفرماید: ای خدا، به خاطر شناختی که از تو داریم زندهایم و به لطف تو شادمانیم. به کرامت تو مفتخر و به عزت تو محترم هستیم. ای خداوند، ما که به وجود تو زنده هستیم، چگونه ممکن است بمیرم؟ ما که به خاطر تو خوشحالیم، کی میتوانیم غمگین شویم؟ ما که به تو افتخار میکنیم، چگونه ممکن است ذلیل شویم؟ ای خدا، آن کس که تو را دارد، چه غمی میتواند داشته باشد؟ و آن که تو را نداشته باشد، چه چیزی از او کم است؟ کسی که به یاد توست آزاد و دلش آباد میشود و کسی که با محبت تو در ارتباط است، خوشحال است.
قومی بینیم به این جهان از او مشغول قومی بآن جهان از او مشغول و قومی از هر دو جهان به وی مشغول گوش فرا داشته تا نسیم سعادت از جانب قربت کی دمد؟ و آفتاب وصلت از برج عنایت کی تابد؟ به زبان بیخودی و بحکم آرزومندی میزارند و می گویند: کریما مشتاق تو بی تو زندگانی چون گذارد؟ و آرزومند به تو از دست دوستی تو یک کنار خون دارد و بزبان حال گوید:
هوش مصنوعی: در این دنیا گروهی هستند که مشغول امور دنیویاند، گروهی دیگر به یاد آخرت و مسائل معنوی هستند، و برخی نیز به هر دو جهان توجه دارند. آنها منتظرند که چه زمانی نسیم خوشبختی از جانب نزدیکی به حق بوزد و آفتاب وصال و نزدیک شدن به او تابش کند. در حالتی از حالت بیخودی و شوق، فریاد میزنند که ای کریم! چگونه مشتاق تو بدون تو زندگی کند؟ و کسی که آرزومند تو است، از دوستی با تو در قلبش احساس درد دارد و به نوعی حالش را بیان میکند.
بی تو ای آرام جانم زندگانی چون کنم
چون نباشی در کنارم شادمانی چون کنم؟
هوش مصنوعی: بدون تو، ای مایه آرامش من، چگونه میتوانم زندگی کنم؟ وقتی که تو در کنارم نیستی، چگونه میتوانم شاد زندگی کنم؟