برگردان به زبان ساده
پیر طریقت گوید: الهی من به قدر و شأن توا نادانم، سزای تو را ناتوانم در بیچارگی خود سرگردانم و روز بروز در زیانم چون منی چون بود؟ چنانم و از نگرستن در تاریکی بفغانم که خود هستمان را بر هیچ دانم و چشم بروزی دارم که تو مانی و من نمانم چون من کیست اگر آنروز بینم و اگر به نبینم به جان فدای آنم
هوش مصنوعی: عالم راه و حقیقت میگوید: ای پروردگار، من به اندازه و مقام تو ناآگاهام و شایسته تو نیستم. در درد و ناچاری خود سرگردانم و هر روز در حال از دست دادن هستم. حال من چگونه است؟ در این وضعیت، از تماشای تاریکی فریاد میزنم که خود را هیچ میدانم. تنها به تو امید دارم و میدانم که تو باقی خواهی ماند و من نخواهم ماند. اگر آن روز را ببینم یا نبینم، جانم فدای تو خواهد شد.
ای جوانمرد سفر آخرت دراز است زاد و توشه برداشتن باید و از مقام بازپرسی اندیشه باید پل صراط بس باریک و تند است مرکب طاعت ساختن باید و برای روز شمار ایمان داری و ترک گناه کاری باید و چون خداوند با کارهای نهان و آشکار بنده آگاهی دارد از او شرم داشتن باید
هوش مصنوعی: ای مردان بزرگ، سفر به آخرت بسیار طولانی است، بنابراین باید زاد و توشهای برای آن بردارید و به فکر بازپرسی باشید. پل صراط بسیار باریک و سخت است، پس لازم است که اعمال نیکو و اطاعت خداوند را انجام دهید. برای روز محاسبه، ایمان خود را حفظ کنید و از گناه دوری کنید، زیرا خداوند به تمام اعمال پنهان و آشکار انسان آگاه است و باید از او شرم داشته باشید.
الهی تو آنی که خود گفتی و چنانکه خود گفتی چنانی عظیم شأنی و بزرگ احسانی و عزیز سلطانی دیان و مهربانی هم نهانی هم عیانی دیده را نهانی و جانرا عیانی من سزای تو ندانم و تو دانی
هوش مصنوعی: ای خدای من، تو همانگونهای که خود بیان کردهای. تو دارای شأن عظیم و احسان بزرگ هستی. ای پروردگار باعظمت و مهربانی، هم در خفا و هم در آشکارا. چشمها، تو را پنهان میبینند و دلها تو را آشکارا درک میکنند. من شایستهی تو نیستم و این را فقط تو میدانی.
پیر طریقت گوید: وقت بمعنی آنست که جز از حق در آن وقت نگنجد و مردان در آنوقت سه گروهند:
هوش مصنوعی: پیر طریقت میگوید: زمان به این معناست که در آن هیچ چیزی جز حق وجود ندارد و مردان در آن زمان به سه دسته تقسیم میشوند:
وقت یک گروه چون برق سبک وزودگذر است وقت گروه دیگر پاینده و همیشگی و وقت گروه سوم غالب
هوش مصنوعی: زمان برای یک گروه مانند برق سریع و گذراست، در حالی که برای گروه دیگری پایدار و همیشگی به نظر میرسد و برای گروه سوم غالب است.
آنچه چون برق است شوینده و آنچه پاینده است مشغول دارنده و آنچه غالب است کشنده
هوش مصنوعی: آنچه که به سرعت و ناگهانی تغییر میکند، پاککننده و تمیزکننده است. آنچه که پایدار و ثابت باقی میماند، انسان را مشغول و درگیر میکند. و آنچه که غالب و برتر است، میتواند باعث نابودی و خسارت شود.
آنچه چون برق است از فکرت زاید و آنچه پاینده است از لذت ذکر آید و آنچه غالب است از سماع و نظر خیزد، آنچه برق است دنیا فراموش کند تا ذکر آخرت روشن شود و آنچه پاینده است از آخرت مشغول دارد تا حق عیان گردد و آنچه غالب است رسوم انسانیت محو کند تا جز از حق نماند
هوش مصنوعی: آنچه که به طور ناگهانی و فوری به ذهن میرسد، مثل یک شعله برق، زودگذر است و معمولاً به دنیا وابسته است. در مقابل، آنچه که پایدار و ماندگار است، ناشی از لذتی است که از ذکر و یاد خدا میآید. همچنین، حالاتی که از موسیقی و دیدن ناشی میشوند، معمولاً احساسات غالب را شکل میدهند. در این میان، نکته این است که انسان باید دنیا را فراموش کند تا به یاد آخرت و حقیقت وجود برسد. در نهایت، هدف این است که انسانیت و رسوم دنیوی را کنار بگذارد تا فقط حقیقت باقی بماند و انسان به درک عمیقتری از ذات حق برسد.
آشامنده شراب دوستی از دیدار بر میعاد است وبنده راستگو برسد باآنچه بر مراد است الهی بود من بر من تاوان است، تو یکبار بود خود بر من تابان الهی معصیت من بر من گران است تو آب جود خود بر من باران الهی گناه من زیر حلم تو پنهان است تو پرده عفو بر من گستران
هوش مصنوعی: دوستی همچون شرابی است که از دیدار در میانه میجوشد و من، بندهای راستگو، به آنچه که خواستهام میرسم. ای خدا، گناه من بر دوش خودم سنگینی میکند و تو یک بار خودت را بر من نورافشانی کردی. ای خدا، معصیت من برایم سنگین است، اما تو از بخشش و رحم خود بر من میبارانی. گناه من زیر پرده عفو تو پنهان است و تو بر من پوششی از بخشش گستردهای.
گفته اند ارادت مرید خواست خود او است و خواست مرد از خواست حق خیزد و تا او نخیزد نخواهد و تا نخواهد نجوید اینها همه منزلهای بندگی است و مرحله های پرستندگی مرید چون این منزلها را باز برد مطلوب او جمله طالب گردد و ندای ارجعی الی ربک بجان وی رسد و گوید گاه آن رسیده که بازآئی و با ما باشی
هوش مصنوعی: گفته شده است که علاقه و ارادت یک مرید به استاد به خواسته خود او بستگی دارد و خواسته انسان از خواسته الهی نشأت میگیرد. تا زمانی که خداوند اراده نکند، مرید نمیتواند خواستهای داشته باشد و تا وقتی که خواست نکند، جستجویی نخواهد داشت. این مراحل همگی نشانههایی از بندگی و پرستش مرید هستند. زمانی که مرید از این مراحل عبور کند و به هدف خود برسد، ندای بازگشت به سوی پروردگار به او خواهد رسید و خواهد گفت: اکنون زمان آن رسیده که به ما برگردی و در کنار ما باشی.
ای باز هوا گرفته باز آی و مرو
کز رشته تو سری در انگشت منست
هوش مصنوعی: ای پرنده، دست از پرواز برمدار و برگرد، زیرا که با وجود تو، دلهره و غم در زندگیام وجود دارد و من به تو وابستهام.
زینهار که چون آئی از راه دنیا نیائی که پایت به گل فرو رود و از راه نفس نیائی که به ما نرسی بردرگاه ما تنها دل را بار است و هیچ چیز دیگر را بار نیست
هوش مصنوعی: مراقب باش که وقتی از دنیا به ما میآیی، نگذاری پایت به گل و لای بیفتد و از راه نفس نیای که به ما نرسی. زیرا در درگاه ما تنها دل از تو خواسته شده و هیچ چیز دیگری در اینجا پذیرفتنی نیست.