الهی نزدیک نفسهای دوستانی، حاضر دل ذاکرانی، از نزدیک نشانت میدهند و بر تر از آنی در دورت میجویند و تو نزدیکتر از جانی، ندانم که در جانی یا جانرا جانی نه این و نه آنی، جان را زندگانی مییابد تو آنی. خدایا هر که نه کُشته ای خودی مُردار است و مغبون کسی است که نصیب او از دوستی گفتار است، او را که راه جان و دل بکار است او را با دوست چه کار است.
اطلاعات
منبع اولیه: سید جابر موسوی
تعداد ابیات:
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
الهی نزدیک نفسهای دوستانی، حاضر دل ذاکرانی، از نزدیک نشانت میدهند و بر تر از آنی در دورت میجویند و تو نزدیکتر از جانی، ندانم که در جانی یا جانرا جانی نه این و نه آنی، جان را زندگانی مییابد تو آنی. خدایا هر که نه کُشته ای خودی مُردار است و مغبون کسی است که نصیب او از دوستی گفتار است، او را که راه جان و دل بکار است او را با دوست چه کار است.
هوش مصنوعی: خدای من، دوستان نزدیک تو را از طریق نفسهای خود میشناسند و دلهای زاکر و یادآور تو را از نزدیک احساس میکنند. آنها تو را جستجو میکنند و تو از هر چیز دیگری به آنها نزدیکتری. نمیدانم آیا در جانم هستی یا خود جان هستی، تو نه اینی و نه آن. جان فقط به زندگی تو معنا مییابد. ای خدا، هر کس که خود را در عشق تو نازیده و بیخبر از تو باشد، مرده به حساب میآید و کسی که تنها به گفتار محبتآمیز اکتفا کند، مغبون است. آن کسی که در پی جان و دلش است، با دوست چه نسبتی دارد؟