الهی چه غم دارد که تو را دارد و کرا شاید که تو را نستاید، آزاد آن نفس که بیاد تو بازان و آباد آن دل که بمهر تو نازان و شاد آن کس که با تو در پیمان است
ما را سر و سودای کس دیگر نیست
در عشق تو پروای کس دیگر نیست
جز تو دگری جای نگیرد در دل
دل جای تو شد جای کس دیگر نیست
اطلاعات
وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)
قالب شعری:غزل/قصیده/قطعه
منبع اولیه: ویکیدرج
تعداد ابیات: 2
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
الهی چه غم دارد که تو را دارد و کرا شاید که تو را نستاید، آزاد آن نفس که بیاد تو بازان و آباد آن دل که بمهر تو نازان و شاد آن کس که با تو در پیمان است
هوش مصنوعی: خداوند، چه غمی دارد کسی که تو را دارد و چه کسی میتواند تو را نپرستد؟ دل آن کس آزاد است که به یاد تو زندگی کند و دل آن کس آباد است که به عشق تو زندگی کند. خوشبخت آن کسی است که با تو در پیمان است.