الهی دانی که من به خود به این ورزم، و نه بکفایت خود شمع هدایت افروزم، از من چه آید؟ و از کردار من چه گشاید، طاعت من به توفیق تو، خدمت بهدایت تو، توبه من برعایت تو، شکرمن با نعام تو، ذکر من بالهام تو همه توئی من کیم اگر فضل تو نباشد من برچه ام،
هر که او را دلی و جانی بود
شد بمیدان عاشقی گویش
کشته گشتند عاشقان و هنوز
نشنیده است هیچکس بویش
رحلت عاشقان زهر سوئی
هست از قصد دل مگر سویش
اطلاعات
وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
قالب شعری:غزل/قصیده/قطعه
منبع اولیه: ویکیدرج
تعداد ابیات: 3
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
الهی دانی که من به خود به این ورزم، و نه بکفایت خود شمع هدایت افروزم، از من چه آید؟ و از کردار من چه گشاید، طاعت من به توفیق تو، خدمت بهدایت تو، توبه من برعایت تو، شکرمن با نعام تو، ذکر من بالهام تو همه توئی من کیم اگر فضل تو نباشد من برچه ام،