الهی نه جز از شناخت تو شادی است نه جز از یافت تو زندگانی، زندگانی بیتو بردگی است و زنده به تو هم زنده و هم زندگانی است
غم کی خورد آنکه شادمانیش توئی
یا کی مرد او که زندگانیش توئی
در نسیه آن جهان کجا دل بندد
آن کس که بنقد این جهانیش توئی
اطلاعات
وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)
قالب شعری:غزل/قصیده/قطعه
منبع اولیه: ویکیدرج
تعداد ابیات: 2
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
الهی نه جز از شناخت تو شادی است نه جز از یافت تو زندگانی، زندگانی بیتو بردگی است و زنده به تو هم زنده و هم زندگانی است
هوش مصنوعی: خداوندی، جز شناخت تو شادیای وجود ندارد و زندگانی تنها در پیدا کردن تو معنا مییابد. زندگی بدون تو نوعی بندگی است و تنها کسانی که به تو وابستهاند، هم زندهاند و هم زندگی واقعی دارند.