برگردان به زبان ساده
الهی تو دوستان خود را به لطف پیدا گشتی تا قومی را بشراب انس مست کردی، قومی را به دریای دهشت غرق کردی، ندا از نزدیک شنوانیدی ونشان از دور دادی، رهی را باز خواندی و آنگاه خود نهان گشتی از وراء پرده خود را عرضه کردی و به نشان بزرگی خود را جلوه نمودی تا آن جوانمردانرا در وادی دهشت گم کردی، و ایشانرا در بیتابی و بی توانی سرگردان کردی، داور آن داد خواهان توئی و داد ده آن فریاد کنان توئی و دیت آن کشتگان توئی دستگیر آن غرق شده گان توئی و دلیل آن گم شدگان توئی، تا آن گم شده کی به راه آید و آن غرق شده کجا به کران افتد و آن جانهای خسته کجا بیاسایند واین قصه نهانی را کی جواب آید و شب انتظار آنانرا کی بامداد آید؟
هوش مصنوعی: خداوندا، تو دوستانت را با لطف خود شکوهمند کردی، تا گروهی را با محبت خود سیراب و خوشحال کنی، و گروهی دیگر را در دریای وحشت غرق نمایی. تو صدای خود را از نزدیکی به گوش شنوندگان میرسانی و نشانههایت را از دور بر میافکنی. راهی را برای گامگذاران میگشایی و سپس خود را پنهان میکنی. خود را از پس پرده جلوهگر میسازی و بزرگیات را نشان میدهی، تا آن جوانمردان در وادی ترس گم شوند و در بیتابی و ناتوانی سرگردان بگردند. تو قاضی دادخواهی و پاسخگوی فریادگران هستی، و کسی که به قربانیان یاری میرسانی و به غرقشدگان کمک میکنی، و راهی برای گمشدگان میگشائی. تا آن گمشده به راه آید و آن غرقشده به کناره برسد، و جانهای خسته کجا آرام بگیرند و این داستان پنهان چه کسی را پاسخ دهد و کی شبی که انتظار میکشند به صبح تبدیل میشود؟
یار از غم من خبر ندارد گوئی
یا خواب به من گذر ندارد گوئی
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که یار از درد و غم من بیاطلاع است، گویی هیچگاه به یاد من نمیافتد یا اصلاً به خوابم نمیآید.
تاریک تر است هر زمانی شب من
یارب شب من سحر ندارد گوئی
هوش مصنوعی: هر لحظه شب من تاریکتر میشود، خدایا! گویی شب من هیچگاه به صبح نمیرسد.