الهی شاد بدانم که اول من نبودم تو بودی، آتش یافتنی با نور شناختن تو آمیختی، از باغ وصال نسیم قرب تو انگیختی، باران وحدانیت بر گرد بشریت تو ریختی به آتش دوستی آب و گل سوختی تا دیده عارف به دیدار خود آموختی
گر روز وصال باز بینم روزی
با او گله های روز هجران نکنم
اطلاعات
وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)
قالب شعری:غزل/قصیده/قطعه
منبع اولیه: ویکیدرج
تعداد ابیات: 1
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
الهی شاد بدانم که اول من نبودم تو بودی، آتش یافتنی با نور شناختن تو آمیختی، از باغ وصال نسیم قرب تو انگیختی، باران وحدانیت بر گرد بشریت تو ریختی به آتش دوستی آب و گل سوختی تا دیده عارف به دیدار خود آموختی
هوش مصنوعی: خدا را شکر میکنم که من نخستین نبودم، بلکه تو هستی. تو آتش وجود را با نور شناختن خود ترکیب کردی و از باغ وصال، نسیم نزدیکی به خود را به وجود آوردی. باران وحدت را بر سر بشریت نازل کردی. با آتش دوستی، آب و خاک را گداختی تا چشم عارف را به دیدار خود آموزش دهی.
گر روز وصال باز بینم روزی