برگردان به زبان ساده
امام عالم و مفتی وقت محیی الدین
تویی به اسب و رخ از کاینات گشته فره
هوش مصنوعی: تو عالم و مفتی زمان خود هستی که زندگی را احیا میکنی، و به مانند اسب و چهرهات، با وجود تمامی موجودات به شکوه و عظمت رسیدهای.
به مدح تو دو سه نوبت قصیده ها گفتم
نکرد سعی تو از کار من گشاده گره
هوش مصنوعی: من چند بار در ستایش تو اشعاری سرودم، اما تلاشهای تو نتوانسته این کار را برای من آسان کند.
ز پیش منبرت امروز مردکی بر خاست
که توبه می کنم از کرده ها تو گفتی زه
هوش مصنوعی: امروز شخصی از کنار من برخاست و گفت که از کارهایی که انجام داده است، پشیمان است و تصمیم به توبه گرفته است. تو به او گفتی "برو!"
ز مردمان تو زر و جامه خواستی و همه
به طبع و طوع بدادند بی لجاج و سته
هوش مصنوعی: تو از مردم طلا و لباس خواستی و آنها بدون هیچگونه مخالفت یا ناراحتی به تو دادند.
ز بهر شعر چو چیزی ندادیم باری
برای توبه که دادی ز شاعریم بده
هوش مصنوعی: اگر برای شعر چیزی به ما ندادند، پس حتماً برای توبهای که به ما دادهاید، چیزی از شاعری خودتان در اختیارمان بگذارید.