من که هرشب با خیالت دیده در خون کِشَم
حاش لله! بار عشق دیگران چون کشم؟
گر چو گردونم بگردانی به گرد این جهان
در سرآبم گر چو گردون ناله بر گردون کشم
ور درون جان من چیزی بود جز عشق تو
دست گیرم جان خود را زان میان بیرون کشم
چون ظهیری از غم عشقت ندارم دست را
چون شفق پا تا گریبان، دامن اندر خون کشم
اطلاعات
وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
قالب شعری:غزل
منبع اولیه: سیاوش جعفری
تعداد ابیات: 4
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
من که هرشب با خیالت دیده در خون کِشَم
حاش لله! بار عشق دیگران چون کشم؟