برگردان به زبان ساده
ای همایون نظر، از من نظری باز مگیر
طوطیم در قفس از من شکری باز مگیر
هوش مصنوعی: ای استاد عزیز، لطفاً دوباره به من نگاه نکن و محبتهای خود را از من دریغ مفرما! طوطی من در قفس است و دیگر نمیتواند از من شکری بگوید.
سگ قصاب توام خورده ز جانم جگری
چون جگر میخورم از من جگری باز مگیر
هوش مصنوعی: من همچون سگی هستم که از دست قصاب زخمی شدهام و دردی عمیق در وجودم حس میکنم. چون جگر را میخورم، تو نیز از من جگری نخواهی گرفت و به من آسیب نزن.
شب امید مرا، روز دلفروز تویی
بنما روز و نسیم سحری باز مگیر
هوش مصنوعی: در شب امید من، تو نوری فرحبخش در روز هستی. لطفاً روز و نسیم صبحگاهی را از من نگیری.
پا اگر بازگرفتن ز تو من آن دگر است
تو ز من پا به امید دگری باز مگیر
هوش مصنوعی: اگر من از دنیای تو جدا شوم، دیگر بین ما رابطهای نخواهد بود. بنابراین تو نیز به امید دیگری از من فاصله نگیر.
ای به تو زنده من و زنده به تو جان ظهیر
تو ز بیمارگران گلشکری باز مگیر
هوش مصنوعی: ای تویی که من به خاطر تو زندهام و جانم به تو وابسته است، ای ظهیر! تو که آوازهدانان را به گلشکرت میخوانی، نمیتوانی از درمانکنندگانت دور بمانی.