برگردان به زبان ساده
دل در کف بیداد تو جز داد ندارد
ای داد که کس همچو تو بیداد ندارد
هوش مصنوعی: دل من در دست بیرحمی تو چیزی جز فریاد و شکایت ندارد، ای عزیز، که هیچ کس جز تو اینگونه بیرحم نیست.
فریادرسی نیست در این ملک وگرنه
کس نیست که از دست تو فریاد ندارد
هوش مصنوعی: در این سرزمین کسی برای کمک وجود ندارد و اگر بود، هیچکس نیست که از دست تو شاکی باشد.
این کشور ویرانه که ایران بودش نام
از ظلم یکی خانه آباد ندارد
هوش مصنوعی: این سرزمین که زمانی به نام ایران شناخته میشد، به خاطر ظلم و ستم دیگران، اکنون هیچ خانهای آباد و سالم ندارد.
دلها همه گردیده خراب از غم و اندوه
جز بوم در این بوم دل شاد ندارد
هوش مصنوعی: دلها از غم و اندوه به شدت ناراحت و پریشان هستند و تنها در این سرزمین هیچکس دلخوشی ندارد.
هر جا گذری صحبت جمعیت و حزب است
حزبی که در این مملکت افراد ندارد
هوش مصنوعی: هر جا که بروی، صحبت از جمعیت و احزاب است، ولی حزبی که در این کشور وجود دارد، افراد و اعضای واقعی ندارد.
دل در قفس سینه تن مرغ اسیریست
کز بند غمت خاطر آزاد ندارد
هوش مصنوعی: دل در سینه مانند پرندهای گرفتار در قفسی است که به دلیل غم تو، آزادی و آرامش را از دست داده است.
عشق است که صدپاره نماید جگر کوه
اینگونه هنر تیشه فرهاد ندارد
هوش مصنوعی: عشق آنقدر قوی و تاثیرگذار است که میتواند حتی سختیهای بزرگ مانند کوه را هم بشکند و خرد کند، به گونهای که هیچ ابزار یا هنری نمیتواند به این قدرت برسد.