برگردان به زبان ساده
از بس که غم به سینهٔ من بسته راه را
دیگر مجال آمد و شد نیست آه را
هوش مصنوعی: دل من از شدت غم آنقدر پر شده که دیگر جایی برای رفت و آمد احساسات نیست. فقط آه و افسوس در دل دارم.
دانم چو دیده دید، دل از کف رود ولی
نتوان نگاه داشت ز خوبان نگاه را
هوش مصنوعی: میدانم زمانی که چشم به جمال محبوب بیافتد، دل از دست میرود، اما نمیتوان چشم را از زیباییهای او برداشت.
هر شب ز عشق روی تو ای آفتابروی
از دود آه تیره کنم روی ماه را
هوش مصنوعی: هر شب به یاد عشق تو، ای همچون آفتاب زیبا، به خاطر غم و دودی که از آن به وجود آمده، چهره ماه را تیره و کمرنگ میکنم.
ما را مخوان به کعبه که در کیشِ اهلِ دل
معنی یکیست میکده و خانقاه را
هوش مصنوعی: ما را به کعبه نخوان، چون در مکتب اهل عشق و دل، معانی میکده و خانقاه یکی است.
بگشای گوش و هوش که در خلوت صبوح
خوش لذتی است، زمزمهٔ صبحگاه را
هوش مصنوعی: گوش و حواست را باز کن که در تنهایی صبحگاه لذت خوبی دارد، صدای آرامشبخش صبح را بشنو.
زین بیشتر به ریختن خون مردمان
فرصت مباد مردم چشم سیاه را
هوش مصنوعی: از این بیشتر، نباید به کشتن مردم فرصت داده شود، به ویژه انسانهایی که چشمان تیره دارند.
تو مست خواب غفلتی ای پادشاهِ حُسن
مینشنوی خروشِ دلِ دادخواه را
هوش مصنوعی: ای پادشاه زیبایی، تو در خواب غفلت به سر میبری و صدای فریاد دلهای دردمند را نمیشنوی.