برگردان به زبان ساده
تا که در ساغر شراب صاف بیغش کردهایم
بر سر غم خاک از آن آب چو آتش کردهایم
هوش مصنوعی: ما تا زمانی که در لیوان شراب، نوشیدنی خالصی قرار دادهایم، بر اثر غم و اندوهی که داریم، قلب خود را مانند آتش داغ کردهایم.
قدر ما در میکشی میْخوارگان دانند و بس
چون به عمری خدمت رندان میْکش کردهایم
هوش مصنوعی: ارزش و مقام ما تنها توسط مینوشیدگان شناخته میشود و بس؛ زیرا ما عمری در خدمت این رندان و دلخوشها بودیم و تلاش کردهایم تا آنها را راضی نگه داریم.
سعی و کوشش چون اثر در سرنوشت ما نداشت
بیجهت ما خاطر خود را مشوش کردهایم
هوش مصنوعی: تلاش و کوشش ما تاثیری در سرنوشتمان نداشته است و به همین خاطر بیدلیل ذهن خود را ناراحت کردهایم.
نقشهای پرده دل تا که گردد آشکار
چهره را با خامه مژگان منقش کردهایم
هوش مصنوعی: نقشهایی که در دل داریم، زمانی که نمایان شود، چهره را با خط چشمانم زیبا کردهایم.
چشم ما چون آسمان پروینفشان دانی چراست
بس که دیشب یاد آن بیمهر مهوش کردهایم
هوش مصنوعی: چشمهای ما مانند آسمان پرستاره است، میدانی چرا؟ چون شب گذشته به یاد آن معشوق بیرحم و زیبا فکر کردهایم.
دست ما و شانه هرگز عقده از دل وا نکرد
گرچه با زلف تو یک عمری کشاکش کردهایم
هوش مصنوعی: ما هرگز نتوانستیم از دل خود گرهای را باز کنیم، حتی اگر برای یک عمر با موهای تو درگیر بودهایم.
فرخی چون زندگانی نیست غیر از درد و غم
ما دل خود را به مرگ ناگهان خوش کردهایم
هوش مصنوعی: فرخی، چون زندگی چیزی جز درد و غم ندارد، ما دل خود را برای مرگ ناگهانی آماده کردهایم و به آن رضایت دادهایم.