برگردان به زبان ساده
فدای وجودت، دیروز سرکار شاهرخ خان را ملاقات کردم از شوق و محبت سرکار نسبت به ایشان داستان ها گذشت، ایشان نیز از میل و رغبت دیدار حضرت تفصیلات سرودند، در خاتمت گفت و گزار فرمود، که من همواره طالب خدمت و خریدار صحبت ایشانم، روز جنجال مردم مجال معاشرت و فراغ مصاحبت نخواهد داد. چون شب ... لباس کرد خرگاه افق پرده سام افکند . روز ملاقات است، شب نیز برخی اعزه بی جهت و حضور ایشان مکروه خاطر نواب است بدون رضای من می مانند، و بعضی شب ها شاهزادگان و غیره به ضیافتم می خوانند. اولی آن است که هر شب سرکار نواب دولت شهود ارزانی خواهند داشت، اعلامی شود که هم وعده گیران را جواب دهم، هم عزیزان بی جهت را مجاب سازم. هر شب رای شریف به دعوت شاهرخی قرار می گیرد بر نگار آگاهش فردا شب یا شب دیگر هر هنگام مشخص فرمایند من آماده ام و ایستاده.
هوش مصنوعی: دیروز با شاهرخ خان دیدار کردم و احساس عمیق علاقه و محبت او نسبت به من را حس کردم. او نیز از شوق خود برای دیدن من صحبت کرد و در انتها گفت که همیشه آماده خدمت به من و گفتگو با من است. او اضافه کرد که در روزهای شلوغ، خیلی هم فرصت ملاقات و دوستی نخواهیم داشت. او به برخی از شبها اشاره کرد که خانوادههای محترم، بهطور بیدلیل، بدون تصویب من، در جمع ما حضور دارند و برخی دیگر از شبها نیز شاهزادگان و مهمانان به مهمانی من دعوت میشوند. او پیشنهاد داد که هر شب تزکیه یابد که من هم به مهمانان پاسخ دهم و هم به عزیزانی که بیدلیل آمدهاند، بگویم. هر شب قرار ملاقات با شاهرخ خان مشخص میشود و او اعلام کرد که من آماده و منتظر هستم تا در هر زمان که تعیین شود، ملاقات کنیم.