برگردان به زبان ساده
جان و تنم برخی تن و جانت، در این هنگام خجسته فرجام که فرمان آبشخورد رخت فیروزی بخت سرکاری، را از سامان آذربایجان با تختگاه کی آورد، و خاک ری از در پای بوس و الا که بلندتر آرزوی وی بود کیوان پایه و پروین پی گشت، رهی را دور از آن خرم روان به کنجی اندر رنجی دور سیر و شکنجی دیر پای که باد سرخش همی خوانند، با روئی زرد و روزی سیاه انباز بستر و بالش داشت و دمساز فریاد و نالش. ناگزر این بخت و ارون تختم چون دیگر بندگان در پیشگاه گردون فرگاه سرکاری به نماز و نیازی پایمرد و دستیار نیامد، آزاده راستان شاهزاده راستین سیف الدوله که پژوهش و تیمار بنده و آزاد، ویران و آباد را همواره پای بر آستان است و سر در آستین، از در پرسش بارها سایه بر این مشت خاک افکند و از هر جا دانست و توانست چاره اندیش این زهر بی تریاک افتاد. سرانجامم از آن لانه دل پریش به خانه خویش خواند و بزرگانه کیش کوچک نوازی پیش گرفت، و پرستاری و نواختی بیش از پیش فرمود. اندک اندک آن رنج جان گزا و شکنج تیمار فزا ساز کاستن آورد. و این تن بی تاب و جان و جان ناتوان بالای خاستن افراخت. ولی از این خاستن چه سود و از آن کاستن چه افزود؟ آنگاه پای گسسته پی را پر پویائی رست و جان خسته روان را فر جویائی، که گناه دو رستادن و دیر در پای دستوانه بزم آسمان فر والا افتادن، چنانم پژمان و پراکنده داشت و روسیاه و شرمنده، که آسیمه سر و نوان، چار اسبه چپ و راست همی بایست گریخت و آمرزش این تباهی و نامه سیاهی را زیر و بالا با دست و دندان در دامان این و آن همی آویخت. دیری است تا بر این راه، و روشم و در این خوی و منش، هیچکسم از پای دل خاری نکشید و از دوش جان باری نپرداخت.
هوش مصنوعی: در این زمان خوشبختی، فرمانی به من داده شد که از آذربایجان به تختگاه منتقل شد، و زمین ری به پای بوس آمد و بخت بلندتر را آرزو کرد. گویی روحم و جسمم دور از آن شادابی به گوشهای رنجور و آزاردهنده کشیده شده بود، جایی که به آن باد سرخ میگویند و حالتی زرد و روزی سیاه داشت. در اینجا، کسی به کمک دعاها و درخواستها به من نیامد و من مانند دیگران زیر آسمان تنها مانده بودم. همواره فکری از سوی سیف الدوله، که به مددکاری و نیکویی مشهور است، در مورد من وجود داشت؛ او بارها سایهاش را بر این خاک افکنده و در جستجوی چارهای برای درد من تلاش کرده است. در نهایت، او مرا به خانهام خواند و با بزرگواری نسبت به من عمل کرد و به من محبت و پرستاری بیشتری ارائه داد. به تدریج، آن رنج و زندان طاقتفرسا کم شد. اما با این وجود، از این بهبود چه فایدهای حاصل شد؟ با پای شکسته و روح خسته، من به جستجوی رهایی پرداختم و از گناهانم احساس شرمندگی و پریشانی کردم. به قدری نگران بودم که از چپ و راست در پی فرار بودم و درخواست بخشش این سیاهی را از دیگران داشتم. مدتی است که در این مسیر و روش، هیچکس نتوانسته از دل من احساس درد و رنج را کمرنگ کند و از دوش جانم باری را بر ندارد.
همان خوشتر که خوشتر از این ها پایمرد و دستاویز گیرم و از سرکار والا هم سوی سرکار والا گریز، فرد:
هوش مصنوعی: بهتر است که در این موقعیت، به جای تلاش برای فرار از مسئولیت یا از سرکار بودن، بر رویارویی با چالشها و پیدا کردن راهکارهای مناسب تمرکز کنم.
بسکه هست از همه کس وز همه سو راه به تو
به تو برگردد اگر راه روی بر گردد
هوش مصنوعی: به خاطر اینکه از هر طرف و از سوی هر کسی به تو راه وجود دارد، اگر به سمت جلو حرکت کنی، در نهایت به تو برمیگردد.
با این نگارش که آراسته راستی است و این گزارش که پیراسته کاستی به درستی خواهند یافت، که لغزش و گناهی که رفت بی دانست و توانست من بنده خاست، و این گریز و گران جانی که همی رود نه از راه ناسپاسی و نافرمانی است آن از بیماری زاد و این از شرمساری رست. اگر خداوندانه پرده داری کنند و آمرزگاری فرمایند، هر هنگام فرخ روان و فرخنده فرگاه سرکاری را پروای رنج افزائی این تباه کار سیاه نامه باشد، سربندگی بر خاک درگاه خواهم سود و گردن سر بلندی بر اوج مهر و ماه خواهم افراشت. بار خدا آگاه است و پاک نهاد بزرگان گواه، که آن هستی را که پای تا سر خداپرستی است به خداوندی بنده ام و بنده وارش از در یکتائی پرستنده، زندگانی پاینده باد و کامرانی فزاینده.
هوش مصنوعی: این متن به نوعی بیانگر احساسات عمیق و نگرانیهای نویسنده در مورد اشتباهات و گناهانش است. نویسنده با تأکید بر اینکه اشتباهاتش از روی نادانی و ناتوانی صورت گرفته، از خداوند طلب بخشش میکند. او به شدت به دنبال رستگاری و جبران خطاهایش است و امیدوار است که خداوند او را مورد رحمت قرار دهد. نویسنده به نمایش احساس فروتنی و وابستگی به خدا پرداخته و آرزو دارد که همواره در مسیر درست و خداپسندانه زندگی کند. با توجه به این مضامین، او به نیکی و بزرگواری خداوند و قدرت او ایمان دارد و در پی دستیابی به زندگی بهتر و پرثمر است.