برگردان به زبان ساده
در خان حاجی کمال به درد زانوئی دستان بازوی نیرم نیرو گرفتارم و از پرستاران بیش از رنج زانو شکنج آزمای آسیب و آزار، اندیشه مندم در این سختی بمیرم و از بدبختی بار دیگر دیدار دوستان اردکان، ویژه سرکار خداوندی حاجی محمد علی که چرخ بلندش خاک پست و هوش دانشمندش بنده یزدان پرست باد، روزی نشود. با همه خستگی و درد خواستم از در آزمون بارنامه ای بر فرهنگ پارسی بنیاد نهم. دل خسته و دست شکسته پایمرد و دستیاری نکرد. ناگزر روان از گزارش و خامه از نگارش بازداشته رشته دراز درائی کوتاه و خود را بیش از این در سر کار یاران که سرسبزی باغ امیدند چشم سپید و روسیاه نپسندیدم، ندانم چرخه ها که در بند رضای برادر آقا رضا و کوزه که در دست ارجمند کامران رجب بود، به کوشش سرکار رستگی و در بیابانک با دست چرخه بازان و شیره خرمای بلیس و بند از پیوستگی یافت یا نه.
هوش مصنوعی: در خان حاجی کمال، به خاطر درد زانو و ضعف بازوهایم به شدت رنج میبرم. بیشتر از درد و رنجی که متحمل میشوم، در میان پرستاران تنها به این فکر میکنم که در این شرایط سخت بمیرم و دیگر نتوانم دوستانم در اردکان را ببینم، به ویژه حاجی محمد علی که دارای شخصیت برجستهای است. با تمام خستگی و دردهایی که دارم، سعی کردم بارنامهای برای ترویج فرهنگ فارسی آماده کنم. اما با دل و دست شکستهام نمیتوانستم به درستی ادامه دهم. نمیدانم چرخه کارها در راه رضایت برادر آقا رضا و کوزه در دستان کامران رجب به چه شکل پیش رفت؛ در سایه تلاشهای دیگر دوستان، آیا به نتیجهای رسید یا نه.
بدست باش که هر چند زودتر این کار انجام پذیرد دیر است، ده کوزه سبز زیبای استوار که هر یک به سنگ شاه دو سه من آبگیر باشد اگر توانی فرستاد، من و مردم خانه جاویدان سپاس اندیش خواهیم زیست.
هوش مصنوعی: لطفاً زودتر این کار را انجام بده، زیرا زمان از دست میرود. اگر میتوانی، ده کوزه سبز و زیبای با دو یا سه من آب را بفرستی. ما و مردم خانه همیشه از تو سپاسگزار خواهیم بود.