برگردان به زبان ساده
جانم خاک راهت باد و روانم گرد گذرگاهت، در کجائی و چه جائی چه می دهی و چه می ستانی؟ بختت مهربان است یا سرگران، همراهان یار دلند یا بار دل، از گفته های گهر سفت دو استاد کهن و دو خداوند سخن خواجه و شیخ چه اندوخته و از روان پروران که سخن گستران این روزگارند چه آموخته ای؟ همگنان را با تو آشتی یا جنگ است و ترا با ایشان اندیشه نام یا ننگ؟ بدان فرخ فرگاهت که چرخش خاک درگاه باد به دستور پیشین راه است یا دست آویز بیماری های بربسته خاک گذرگاه، شمارت با ساز و سرود است، یا نماز و درود؟ رشک اندیشان را در آویز و آزار فراز است یا راه آمیز و سازش باز؟ بدخواه دستان دست نیرم نیرو دوستی اندیش است یا بر همان هنجار دیرین و آئین پیش؟ بدان خدای که ما را بندگی داد. و ترا خداوندی گزارش تیمار و خرسندی خواری و ارجمندی کاستی و فزایش بی تابی و آسایش، بلندی و پستی، هشیاری و مستی، هر چه هست بی کاست و فزود نگارش فرمای و همراه هر که دانی و توانی پیش از آنکه سایه خورشید در فراخای شمیران پهن و دراز افتد و سامان دزآشوب و تجریش از جوش خرانبار بیگانه و خویش با رسته رستاخیز انباز آید با بنده خاکسار خویش فرست که روزم از امید سیاه است و دیده از چشمداشت سفید.
هوش مصنوعی: جانم فدای راه تو و روح من فدای گذرگاهت، در کجایی و چکار میکنی؟ آیا بختت با تو مهربان است یا در حال نگران است؟ آیا همراهانت دل را شاد میکنند یا بار سنگینی هستند؟ از آموزشهای استادان بزرگ و دانایان چه آموختهای؟ آیا با دیگران صلح داری یا جنگ؟ آیا نام تو را به نیکی میبرند یا به بدی؟ بدان که در گذرگاهت، زمین چه سرنوشتی دارد و آیا تو با ساز و شعر زندگی میکنی یا با عبادت و دعا؟ آیا حسادت دیگران را حس میکنی یا تلاش میکنی تا با آنها سازش کنی؟ آیا دوستانت به تو کمک میکنند یا مانند گذشته به همدلی ادامه میدهند؟ بدان که خداوند ما را به بندگی خود برگزیده و تو را سرپرست خویش نامیده است. او به تو وضعیت راضیکننده و خجسته میدهد، و در مورد کمبودها و افزایشها، آرامش و نگرانی، بلندی و پستی، آگاهی و مستی، هر آنچه هست را بدون کم و کاستی قرار میدهد. پیش از آنکه سایه خورشید بر سرزمین گسترده شود و وضعیت دزآشوب و تلاطم ایجاد گردد، با بندگان خاکی خود فرستادهای داشته باش، زیرا روز من از ناامیدی تیره است و چشمانم در انتظار روشنایی هستند.