برگردان به زبان ساده
امیدگاها در گوشه نامه سید نامی از این بی نشان بر زبان خامه گوهرفشان رفته بود، مصرع: ماکه باشیم که اندیشه ما نیز کنند. باز خانه سرکار آباد که به پاس آشنائی بیست ساله و آمیزش نیم روز، از خاکساران یاد می فرمایند و به نگارش گزاری از او بیدارند.
هوش مصنوعی: در گوشهای از نامهای به سید، به طور غیرمستقیم اشارهای به یک فرد بینام شده بود. شعری نیز به این مضمون آورده شده بود: "ما که هستیم که دیگران هم به افکار ما توجه کنند." دوباره به خانهای اشاره شده که به خاطر دوستی بیست ساله و ارتباطات نیمروزه، یادآوریهایی از افراد خاکی و فروتن صورت میگیرد و نوشتههایی از این افراد در آنجا وجود دارد.
باری بهمان راه و روش و هنجار و منش که دیده و دانی بنده ام و آن پاک هستی را که جاویدان نیستی مباد از در یکتائی پرستنده. بیش از آنکه در نیروی گفتار گنجد یا ترازوی گمان و پندار سنجد آرزومند خجسته دیدارم و آزاداندیش شیوا گفت و گزار دریغ که شوربختی های اختر وارون بختم هرگز در آن خرم انجمن که شرم هزار چمن است و بزرگتر امید جان و تن شب و روزی بار نداد و از گرداب کشتی شکن دوری راه کنار ننمود، جز آنکه دریافت این آرزو را بر در پاک یزدان خاکسارانه روی نیاز سایم و چشمداشت از هر در بر دستگیری های بخشایش خدایی باز دارم چه خواهم کرد، بیت:
هوش مصنوعی: من همواره در پی راه و روش و اصولی هستم که آن را دیده و تجربه کردهام و از آن هستی پاکی که جاودانی نیست، دوری نگزینم. آرزوی من بیش از آن است که بتوان آن را با زبان بیان کرد یا با معیارهای خیال و تصور سنجید. آرزوی من دیدار خوشی است و سخن گفتن آزاداندیشانه، اما متأسفانه مشکلات و ناکامیهای زندگی همیشه بر سر راهم هستند و نمیگذارند در آن جمع خرم و دلپذیر جایی بیابم که پر از زیبایی و امید باشد. من هر روز و شب انتظار میکشم اما نتوانستم از موقعیت دشواری که در آن قرار دارم، دور شوم. تنها راهی که پیش رو دارم، این است که به درگاه پروردگار به حالتی خاضعانه بیفتم و از او کمک بطلبم و هیچگاه از درخواستهای او باز نایستم. چه باید بکنم، در این بیت.
بی سر و پا می روم تا به کجا سر نهیم
بارگی شاه تند گردن ما در کند
هوش مصنوعی: من بیخبر و بدون هدف به جایی میروم، نمیدانم در این مسیر چه سرنوشتی در انتظارم است. این سفر، بهدلیل گردن افراشته و مغرور شاه، برای ما مشکلاتی به همراه دارد.
بیش از این گستاخی شوخ چشمی و سخت روئی و بی شمری و یاوه گوئی است، فراموشم مکن و خامه نامه نگار از پرستش روزگار و دلجوئی جان امیدوارم خاموش مخواه، فرمایشی که سرانگشت توانائی این خاکسارش گره گشائی تواند نگارش نما که در انجامش کیش بندگی و آئین پرستندگی کار خواهم بست.
هوش مصنوعی: این رفتارهای بیادبانه و بیمعنی نشانههای ناپسندی هستند. لطفاً من را فراموش نکن و از نوشتن نامهام غافل مشو. امیدوارم که بتوانم خواستههایم را بیان کنم. در این نوشتار، تلاشم بر اساس وفاداری و ادب خواهد بود.