برگردان به زبان ساده
جناب شیخ کاغذی که پسرم از ولایت فرستاده بود شما به آقای علی پیشخدمت سردار کل عزیز خان سپرده بودید. بهمان مهر و نشان امروز به من رسید. گویا به علی اکبر بیک جندقی و علی نام که خود هر دو را آن سال ها دیده و می شناسی محض معادات ذاتی که در حقیقت آورده حسد است نواب اشرف والا را نسبت به او بدخیال کرده اند. راه آمد و شدفیما بین ایشان مسدود است و اسباب مغایرت و مشاجرت موجود، مصرع: یارب این قوم چه خواهند ز جان های فگار.
هوش مصنوعی: شیخ عزیز، کاغذی که پسرم از دیار خود فرستاده بود، شما به آقای علی، خدمتکار سردار کل عزیز خان سپرده بودید. امروز به دست من رسید و همان مهر و نشانی را داشت. به نظر میرسد که به علیاکبر بیک جندقی و علی نام، که هر دو را در آن سالها دیدهاید، از روی حسادت نسبت به نواب اشرف والا بدگمان شدهاند. ارتباط بین آنها قطع شده و شرایطی وجود دارد که باعث اختلاف و مشاجره شده است. شعر زیر به خوبی حال این وضعیت را نشان میدهد: «یارب، این قوم چه میخواهند از جانهای خسته؟»
مرا با سرکار اشرف بازوی مقاومت و نیروی مبارزت نیست، سررشته کار خود را به انصاف منتقم حقیقی رها کرده مغلوب رضایم و تسلیم قضا، هر اوقات میرزا جعفر از شما مطالبت جواب کند از آقا علی بخواه که به او سپرده ام.
هوش مصنوعی: من دیگر با سرکار اشرف در زمینه مقاومت و مبارزه فعالیت ندارم. من مدیریت کارهایم را به عدالت واگذار کردهام و به سرنوشت تسلیم شدهام. هر زمان که میرزا جعفر از شما چیزی خواست، لطفاً به آقا علی بگویید که این موضوع را به او سپردهام.