برگردان به زبان ساده
زاین پس به دامن از غم دل لخت خون کنم
باشد بدین وسیله غم از دل برون کنم
هوش مصنوعی: از این به بعد، با ریختن اشک و احساساتم، درد و غم را از دل بیرون میآورم و امیدوارم با این کار، راحتی بیشتری پیدا کنم.
از بس رمیده خاطره از ذوق بی حضور
ساقی گرم پیاله دهد سرنگون کنم
هوش مصنوعی: به خاطر یادآوری مداوم و بیقراری ناشی از عدم حضور ساقی، احساسی ناامیدانه دارم و میل دارم که پیالهام را زمین بیفکنم.
خواهم هزار چشم و بهر چشم چشمه ها
تا گریه بر مصیبت خود گونه گون کنم
هوش مصنوعی: میخواهم هزار چشم داشته باشم و برای هر چشمی چشمهای باشد تا بتوانم به خاطر مصیبت خود به صورتهای مختلف گریه کنم.
از حالت برون من آگاه کس نشد
کو محرمی که شکوه ز درد درون کنم
هوش مصنوعی: هیچکس از حال من خبر ندارد، زیرا کسی را ندارم که با او از دردهای درونیام صحبت کنم و دردی را که در دل دارم، بگویم.
یغما چه می خوری غم دوران به دور جام
می خور که خاک بر سر دنیای دون کنم
هوش مصنوعی: نگران غم و اندوه زمانه نباش، به جای آن از شراب بنوش و لحظهها را فراموش کن، تا بتوانی بر بیارزشی این دنیا خرده بگیری و آن را زیر پا بگذاری.