برگردان به زبان ساده
مفتی شهر ندارد چوبه میخانه ما
باری از رشک زند سنگ به پیمانه ما
هوش مصنوعی: مفتی شهر، یعنی عالم و فقیه، قدرت و اجازه تعرض به رفتار ما را ندارد. میخانه ما با وجودی که مورد حسد دیگران است، هیچگونه آفتی از سنگدلیها و بدخواهیها به خود نمیبیند.
بتپرستند مقیمان حرم میترسم
تا ز زنار شود سبحه صد دانه ما
سُبحه: رشته و مهره تسبیح
کردم از باده تهی خمکدهها لیک هنوز
نشنیده است کسی ناله مستانه ما
هوش مصنوعی: من از شراب و میخانهها دور شدهام، اما هنوز کسی ناله و سرود شیدایی ما را نشنیده است.
تا چه افتاد که سجاده به محراب افکند
آنکه صد خرقه گرو داشت به میخانه ما
هوش مصنوعی: چرا سجاده را به محراب انداخت کسی که صد لباس روحانی به دوش داشت و به میخانه ما آمد؟
خود پرستی کم از اصنام نه تا حکمت چیست
کهآشنایان حقیقی شده بیگانه ما
هوش مصنوعی: خودپرستی به اندازهٔ پرستش بتها زشت و ناپسند است. پس دلیلش چیست که کسانی که به حقیقت آشنا هستند، از ما دور و بیگانه شدهاند؟
شاد زی ای دل دیوانه که اندر همه شهر
نیست طفلی که نداند ره کاشانه ما
هوش مصنوعی: ای دل دیوانه، شاد باش! زیرا در تمام این شهر، هیچ کسی وجود ندارد که راه خانه ما را نداشته باشد.
گرچه یغما نکنم قصه ولی شوق وطن
میتوان یافت ز فریاد غریبانه ما
هوش مصنوعی: هرچند که داستانی از درد و رنج نگویم، اما میتوان شوق و عشق به وطن را از فریادهای دلتنگانه ما فهمید.