برگردان به زبان ساده
وطن ناچار رندان را چو در میخانه بایستی
حرم میخانه قندیل حرم پیمانه بایستی
هوش مصنوعی: وطن، برای رندان و آزادگان، مانند میخانهای است که در آن باید از حرمت و مقدسات آن مراقبت کرد. در اینجا، فضای میخانه نمادی از آزادی و زندگی سرشار از شادی و لذت است و حرم و قندیلی که در آن است، نماد ارادت و احترام به این فضا و مفاهیم آن محسوب میشود. در حقیقت، انسانها باید به این کیفیت زندگی توجه کنند و آن را پاس دارند.
به زاهد تا ز می بوئی رسد بعد از شکستن ها
سفال می فروشان سبحه صد دانه بایستی
هوش مصنوعی: به زاهد تا وقتی که بوی می (شراب) را حس کند، باید پس از شکستها و سختیها، با دقت و توجه با سبحهای که صد دانه دارد، به نیایش و ذکر بپردازد.
جنون غوغا ز شهرم سوی هامون برد و دل تنگم
ز من در هر سر بازار صد افسانه بایستی
هوش مصنوعی: جنون و آشفتگی من باعث شد که از شهرم به سمت هامون بروم و قلب پریشانم در هر خیابان و بازار پر از داستانهای مختلف است.
عیار نقد اخلاص حرم جویان نشد ظاهر
به هر یک سال روزی کعبه آتش خانه بایستی
شاعر می گوید اگر واقعا میخواهید عیار حرم جویان را ببینید کافی کعبه را یکبار و فقط یکبار آتش خانه کنید آنگاه ببینید که آیا حرم جویان همچنان به ایمان خود به حرم ادامه میدهند یا نه. مهم این است که با پای دل و اخلاص حرم بجویی
نبودی هر نظر شایسته نظاره لیلی
وگرنه در جهان هر عاقلی دیوانه بایستی
هوش مصنوعی: اگر لیلی را هر کسی میدید، به خاطر زیبایی و جذابیتش، دیوانهاش میشد، بنابراین اینگونه نیست که هر نظری شایسته دیدن او باشد. در واقع، اگر اینطور بود، در عالم به جز دیوانگی چیزی نمیماند.
مگو بازار با یوسف میسر نیست زالی را
قدم در نه در این ره همت مردانه بایستی
هوش مصنوعی: نگو که بازار یوسف در دسترس نیست. اگر زالی (یعنی کسی که مانند زلیخا دل باخته است) میخواهد در این مسیر قدم بگذارد، باید همت و تلاش مردانه داشته باشد.
به حکمت دیر و مسجد شد مقام راهب و زاهد
که بلبل را گلستان جغد را ویرانه بایستی
هوش مصنوعی: اجازه دادن به اینکه حکمت به دیر و مسجد برود، موجب میشود که مقام راهب و زاهد به جایی برسد که بلبل در گلستان و جغد در ویرانه زندگی کند. در واقع، این جمله نشان میدهد که علم و عرفان میتواند افراد را به جایگاههای متفاوتی در زندگی برساند و در عین حال، ممکن است به شرایط ناگوار نیز بینجامد.
دم مردن ز مستی توبه کردم وه ندانستم
به جای تو به در دستم کنون پیمانه بایستی
هوش مصنوعی: در آستانه مرگ، از شدت شادی و سرمستی تصمیم گرفتم که توبه کنم، اما نمیدانستم که به جای تو، اکنون در دستانم باید جامی باشد.
به زلف و خال بردی عاقبت دل از کف یغما
که صید طایر وحشی به دام و دانه بایستی
هوش مصنوعی: در نهایت با زیباییهای چهرهات دل مرا ربودی، مانند اینکه برای شکار پرندهای وحشی باید آن را با دام و خوراک فریب بدهی.