برگردان به زبان ساده
از لعل تو آنکه ساخت خاتم
بر هیچ نگاشت اسم اعظم
هوش مصنوعی: کسی که از سنگ قیمتی تو انگشتری ساخته، هیچ نامی بر آن ننوشته است.
میکرد دلم خراب و میگفت
از کشور ما خرابهای کم
هوش مصنوعی: دل من دچار درد و ناراحتی بود و او میگفت که از جایی که ما هستیم، چیزی کم و کسر است.
از دیده بپرس قصه دل
از جام شنو حکایت جم
هوش مصنوعی: از چشم بپرس که چه داستانی درباره دل دارد و از جام بشنو داستان جم.
در دور لبت به روح بخشی
بازیچه بود مسیح مریم
هوش مصنوعی: در اطراف لبهای تو، به مانند یک بازیچه، روحی که مریم را به زندگی آورد، وجود دارد.
ای گندم خال دوده فامت
آتش زن دودمان آدم
هوش مصنوعی: ای گندم با دانههای سیاه، به آتش بزن و نسل آدم را بسوزان.
شمشیر تو سد آهنین ساخت
جاوید میان زخم و مرهم
هوش مصنوعی: تو با شمشیرت به قدری قوی و مقاوم شدهای که در برابر زخمها و دردها، مانند سدی آهنین عمل میکنی و فاصلهای جاودانه بین زخم و درمان ایجاد میکنی.
در سجده کعبه جمالت
مژگان شده راست و ابروان خم
هوش مصنوعی: در سجدهی کعبه، زیبایی تو باعث شده که مژگانها به سمت راست بچرخند و ابروها خم شوند.
تا زلف و لب تو شد پدیدار
گم شد شب قدر و اسم اعظم
هوش مصنوعی: وقتی که زلف و لب تو نمایان شد، شب قدر و نام بزرگ و مقدس به فراموشی سپرده شد.
چون هست اساس دهر بر باد
چون نیست بنای عمر محکم
هوش مصنوعی: از آنجا که بنیاد زندگی بر باد است، بنابراین بنای عمر هیچ استحکامی ندارد.
یغما من و ساغر پیاپی
مطرب تو و نغمه دمادم
هوش مصنوعی: من در حال سرشاری و شور و شوق هستم و تو با نغمههای پیوستهات مرا در این حال غرق کردهای.