برگردان به زبان ساده
خسرو حسن تو جائی زده بر خرگه ناز
که به صد واسطه آنجا نرسد عرض نیاز
هوش مصنوعی: خسرو خوشرویی تو در جایی است که به راحتی نمیتوان به آن دسترسی پیدا کرد و هیچ دعای نیاز و خواستهای به آنجا نمیرسد.
سفر کعبه کنم تا به خرابات رسم
زانکه سالک به حقیقت رسد از راه مجاز
هوش مصنوعی: میخواهم به سفر کعبه بروم تا به میخانه برسم، زیرا مسافر حقیقی از طریق ظواهر به حقیقت میرسد.
ختم کردم سفر زلف بتان تا چه شود
شب تاریک و محل خطر و راه دراز
هوش مصنوعی: سفر به عالم زیبایی و عشق را به پایان رساندم تا ببینم در شب تاریک و در مکانهای پرخطر چه اتفاقی خواهد افتاد و راهی طولانی در پیش دارم.
هر که آن خال سیه دید و لب میگون گفت
عاقبت فرش ره میکده شد سنگ حجاز
هوش مصنوعی: هر کس که آن داغ سیاه را ببیند و لبان خوشرنگی را اشاره کند، در نهایت راهش به میکده میافتد و به سنگ سرزمین حجاز میرسد.
بند بر گردن محمود نهم گر ببرد
نام فتراک غلامان تو با زلف ایاز
هوش مصنوعی: اگر بند گردن محمود نهم را ببرند، نام فتراک تو در ذهن غلامان با زلف ایاز باقی خواهد ماند.
همه اوصاف خداوندی از اخلاق و کرم
در تو جمع است دریغا که نه ای بنده نواز
هوش مصنوعی: تمام ویژگیهای خداوندی، از جمله اخلاق و بخشندگی، در وجود تو نهفته است، ولی افسوس که تو از محبت و بخشندگی نسبت به دیگران بیبهرهای.
دل یغما رهد از چنبر زلف تو اگر
رستن صعوه میسر شود از چنگل باز
هوش مصنوعی: اگر دل من بتواند از بند زلف تو آزاد شود، مانند پرندهای که از چنگال شکارچی میگریزد، برایم ممکن خواهد بود.