شمارهٔ ۶
وطواط
»
غزلیات
»
شمارهٔ ۶
جانم از عشق تو می بخروشد
دلم از انده تو می جوشد
این همه نامهٔ حسرت خواند
و آن همه جامهٔ محنت پوشد
شخص رنجورم از دست فراق
زهر بر یاد تو چون می نوشد
شادم از عشق تو ، هر چند دلم
باغم عشق بجان می کوشد
گر بمانیم ز عشقت ، یارا
کس بهسیم سرهمان نفروشد
شمارهٔ ۵: جانا ، مرا غم تو به غایت همیرسد
شمارهٔ ۷: جانا ، همه خطاب تو با من جفا بود
اطلاعات
وزن:
فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)
قالب شعری:
غزل
منبع اولیه:
سیاوش جعفری
تعداد ابیات:
5
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
جانم از عشق تو می بخروشد
دلم از انده تو می جوشد
هوش مصنوعی: عشق تو زندگیام را پر از شور و شوق کرده و دل من از غمهای تو پر شده است.
این همه نامهٔ حسرت خواند
و آن همه جامهٔ محنت پوشد
هوش مصنوعی: شخص با حسرت و اندوه بسیار، نامههای زیادی را خوانده و در عین حال ناچار بوده از لباسهایی که نشانهٔ رنج و سختی هستند، استفاده کند.
شخص رنجورم از دست فراق
زهر بر یاد تو چون می نوشد
هوش مصنوعی: شخصی که از دوری تو رنج میبرد، گویی زهر را به یاد تو مینوشد.
شادم از عشق تو ، هر چند دلم
باغم عشق بجان می کوشد
هوش مصنوعی: من از عشق تو خوشحالم، هرچند قلبم در غم عشق به شدت تلاش میکند.
گر بمانیم ز عشقت ، یارا
کس بهسیم سرهمان نفروشد
هوش مصنوعی: اگر به خاطر عشق تو بمانیم، هیچکس راز ما را فاش نخواهد کرد.