برگردان به زبان ساده
ای بعزم تو فتح را پیوند
پست با همت تو چرخ بلند
هوش مصنوعی: ای عزم تو به پیروزی ارتباطی میدهد، زحمت و تلاش تو باعث شکوه و عظمت در آسمانها میشود.
خان عادل تویی و از عدلت
هست چون خلد عدن خطبه چند
هوش مصنوعی: تو ای خان عادل، عدالت تو چون باغ عدن است که زیبایی و آرامش را در دل دارد.
دین حق را کمالی و مرساد
بکمال تو از زوال گزند
هوش مصنوعی: دین واقعی به کمال رسیده و راهی برای رسیدن به کمال تو از آسیبها و خطرات محفوظ است.
از تو بر فرق نیک خواهان تاج
و زتو بر پای بدسگالان بند
هوش مصنوعی: بر سَر نیک سرپرستان تاجی از تو باشد و بر پای بدخواهانت، زنجیری از تو.
خسروان را بمهر تو ایمان
سروران را به جان تو پیوند
هوش مصنوعی: مردان بزرگ به محبت تو ایمان دارند و سروران به جان تو وابسته هستند.
خار با یاد مجلس تو چو گل
زهر با مهر حضرت تو چو قند
هوش مصنوعی: بذر تلخیها در یاد تو شیرین میشود و دردها با محبت تو به شادی بدل میگردد.
ناصح از دولت تو یابد کام
حاسد از صولت تو گیرد پند
هوش مصنوعی: وظیفهدان از نعمتهای تو بهرهمند میشود، در حالی که حسود از قدرت و تأثیر تو نصیحت میگیرد.
مملکت بر کنار نشاندست
از تو امیدوار تر فرزند
هوش مصنوعی: سرزمین کناری تو، به خاطر وجود تو به آینده امیدوارتر شده است.
کشت زار امید شد تازه
تا کفت تخم جود بپراکند
هوش مصنوعی: مزرعه امید دوباره زنده و سرسبز شده است تا او تخم سخاوت را بپاشد.
پردهٔ جهل علم تو بدرید
خانه ظلم عدل تو بر کند
هوش مصنوعی: جهل تو پردهای از علم را پاره میکند و ظلم تو خانهای از عدل را ویران میسازد.
لفظ تو گوشها بدر آراست
خلق تو مغزها بعطر آکند
هوش مصنوعی: صوت تو به گوشها زیبایی میبخشد و وجود تو روحها را با عطر خود پر میکند.
برنخیزد مگر به نفع الصور
هر مه را زخم تیغ تو بفکند
هوش مصنوعی: هرگاه مهتاب نمایانی نداشته باشد، تنها به خاطر زخمهایی است که از تیغ تو خورده است.
خسروا، بودهام بهر وقتی
از قبول در تو روزی مند
هوش مصنوعی: من در هر زمانی به خاطر تو به امید روزی خوب بودهام.
دسته اعراض تو مرا امروز
سوخت بر آتش عنا چو سپند
هوش مصنوعی: امروز از بیمحلی و بیتوجهی تو به شدت ناراحت و دلمردهام، مانند اینکه بر آتش عشق شمعی بسوزم.
گشته ام بی عنایت تو دژم
مانده ام بی رعایت تو نژند
هوش مصنوعی: در غیاب محبت و توجه تو، دلم بینهایت ناراحت و گرفته است و احساس تنهایی میکنم.
چرخ بیدادگر بروی آورده
این چنین محنتم بهریک چند
هوش مصنوعی: زمانه به من سختی و مصیبتهای زیادی را تحمیل کرده و به هر دلیلی، من این مشکلات را تجربه میکنم.
حال بنده به کام بدخواهست
اندرین حال بنده را مپسند
هوش مصنوعی: وضعیت من به خاطر دشمنان خوش نیست، در این شرایط من را نپسند.
تا بود پشت عاشقان چو کمان
تا بود زلف دلبران چو کمند
هوش مصنوعی: تا زمانی که عشقورزان پشتشان مانند کمان است، و زلف معشوقان همچون کمند به دور دلها پیچیده است.
باد گیتی به امر تو راضی
باد گردون بحکم تو خرسند
هوش مصنوعی: باد جهان به خواسته تو راضی است و آسمان به فرمان تو شادمان است.
سوی صدر رفیعت آورد
عاملان تو مال چاچ و خجند
هوش مصنوعی: عاملان تو با کوشش و تلاش، نعمتها و ثروتها را از نقاط مختلف به سوی مکان باعظمت و بلندمرتبهات میآورند، مثل منطقههای چاچ و خجند.