برگردان به زبان ساده
فدای بلخ دل من،که روضهٔ ارمست
حریم او بامان همچو بیضهٔ حرمست
هوش مصنوعی: دل من برای بلخ میتپد، زیرا اینجا باغی بهشتی است که همانند حریمی مقدس و ارزشمند میباشد.
همه سعادت بلخ و همه سلامت او
که بیضهٔ حرمست و چو روضهٔ ارمست
هوش مصنوعی: تمام خوشبختی و امنیت بلخ به خاطر این است که آنجا همانند حرم و باغ ارم گرانقدر و با ارزش است.
نه بحر و چرخ و لیکن چو بحر و چرخ مقیم
پر از جواهر مجد و کواکب حرمست
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که موضوعی که دربارهاش صحبت میشود، نه یک دریا و نه یک آسمان است، اما مانند دریا و آسمان پر از گنجینهای از ارزشها و زیباییهاست که در آن وجود دارد. این چیز میتواند به فضیلتها و نقاط قوتی اشاره کند که در خود جای داده است.
چنین مواخر آن خطه را بسیست و لیک
همه بجنب وجود ضیاء دین عدمست
هوش مصنوعی: در آن سرزمین چیزهای زیادی وجود دارد، اما در واقع همه چیز در سایه و ناآگاهی است که از دین و نور حقیقی محرومند.
پناه دودهٔ حیدر که از سیاست او
تفاخر عربست و تظاهر عجمست
هوش مصنوعی: پناه به نسل حیدر که افتخار عرب به خاطر رفتار اوست و عجم به خاطر نمایشی که از خود نشان میدهد.
بزرگواری ، فرزانه ای ، خداوندی
که پیش درگه او پشت آسمان بخمست
هوش مصنوعی: جایگاه والای یک فرد بزرگوار و دانا را توصیف میکند، کسی که مقامش آنقدر بلند و با ارزش است که حتی در برابر او، آسمانها نیز به نوعی خضوع و تسلیم دارند.
بلند همت او همچو چرخ مرفوعست
بزرگ مجلس او همچو کعبه محترمست
هوش مصنوعی: شجاعت و بلندپروازی او به اندازهای است که مثل آسمان بلند و بینهایت به نظر میرسد و جایگاه او در اجتماع به قدری مهم و باارزش است که به مانند کعبه، محترم و مورد احترام همگان است.
بهر کجا که نهد در طریق دین قدمی
همه ذخایر عقبی طفیل آن قدمست
هوش مصنوعی: هرجا که انسان در مسیر دین و اعتقادات گام بردارد، همه پاداشها و نعمتهای آخرت به خاطر آن گام خواهد بود.
بعلم و حلم و سخا و وفا عدل و حیا
بعالم چون اندر جد خویشتن علمست
هوش مصنوعی: با دانش، فطانت، سخاوت و وفا، و نیز با عدالت و حیا، نیکو است که عالم در کار خود جدی باشد، چون در واقع علم و آگاهی، درون اوست.
ضیاء دین پیمبر تو آن سرافرازی
که بر صحیفهٔ اقبال نام تو رقمست
هوش مصنوعی: تو نور دین پیامبر هستی و آن افتخار توست که نامت در ورق اقبال نوشته شده است.
معلقست بفرخنده کلک میمونت
همه مصالح دنیا ، مگر نگین جمست؟
هوش مصنوعی: همه چیزهای خوشایند و ارزشمند دنیا در زیر دستان خلاق و هنرمند تو قرار دارد، اما هیچ چیز به اندازه نگین جمشید ارزشمند نیست.
هر آنکه پیش تو همچو قلم بسر نرود
سرش بریده و سینه دریده چون قلمست
هوش مصنوعی: هر کس که در حضور تو نمیتواند همچون قلم رفتار کند و به خواستههای تو تسلیم شود، در حقیقت سرش از دست رفته و وجودش آسیب دیده است. مثل قلم که برای نوشتن باید کاملاً تحت اراده و کنترل باشد.
بنظم و نثر در الفاظ تو همه نکتست
بامر و نهی در احکام تو همه حکمست
هوش مصنوعی: در شعر به زیبایی و عمق جملات تو اشاره شده است. هر یک از کلماتت نکتههای مهمی را در بر دارند و در زمینه احکام، تمامی دستورات و قوانین را به روشنی بیان کردهای.
ضمیر ناصح صدرت خزانهٔ طربست
روان حاسد جاهت نشانهٔ المست
هوش مصنوعی: ضمیر نصیحتکننده در درون تو پر از شادی و خوشی است، اما حسادت دیگران نسبت به مقام و موقعیت تو نشانهای از اهمیت و ارزش توست.
منم که تا ز جناب و دور ماندستم
هر آن دمی که برآرم ندیدم او ندمست
هوش مصنوعی: من تا وقتی از حضورش دور ماندهام، در هیچ زمانی او را ندیدهام و احساس نکردهام که او وجود ندارد.
زشوق مجلس و هجر رخ توام دل و چشم
یکی عدیل تفست و یکی ندیم نمست
هوش مصنوعی: از شادی و شوقی که در مجلس دارم و غم فاصله از چهرهات، دل و چشمانم به یکدیگر شبیهاند؛ یکی مانند رفیق خوشحال و دیگری مانند همدم غمگینم.
عنای طبع من و روح روح من بی تو
چو دولت تو فزون و چو حاسد تو کمست
هوش مصنوعی: بیتو، خوشبینی و روح زندگیم کماهمیت و بیمعناست، چون نعمتهای تو بسیار و حسودان نسبت به تو کماند.
مراست غم که کنون صدر تو نمیبینم
کسی که صدرتو بیند بعالمش چه غمست؟
هوش مصنوعی: غم من از این است که حالا نمیتوانم چهره تو را ببینم. کسی که تو را ببیند، دیگر چه غم و اندوهی میتواند داشته باشد؟
همیشه تا که حدوثست و صف هر موجود
مگر خدای تعالی که وصف او قدمست
هوش مصنوعی: هر موجودی که وجود دارد، همیشه ویژگیهای خاصی دارد و به مرور زمان تغییر میکند. اما خداوند متعال، تنها موجودی است که هیچ وصفی برای او وجود ندارد و او از زمان و تغییرات آزاد است.
دل تو شاد و رخت تازه باد ، کز بر چرخ
دل عدوی تو پرانده و رخش دژمست
هوش مصنوعی: دل تو شاد و لباس تو نو باشد، زیرا که دشمن تو در آسمان پرواز کرده و حالش بیحالت است.