برگردان به زبان ساده
ای زلف مشک فام تو لاله سپر شده
دلها بپیش غمزهٔ تیرت سپر شده
هوش مصنوعی: زلفهای سیاه تو مانند لالهای است که بهدلیل زیباییاش، دلها را به تسخیر خود درآورده و در برابر نگاه تند و ضربهزنندهات تسلیم شدهاند.
با گونهٔ دو عارض و با طعم دو لبت
بازار لاله رفته و آب شکر شده
هوش مصنوعی: صورت زیبا و دلپذیری داری و لبهایت هم طعمی شیرین دارند، بهطوری که به بازار لالهها رفته و آبی شیرین مانند شکر را ایجاد میکند.
ای بسته بر میان کمر جور وزین قبل
اندر میان دو دست مرا چون کمر شده
هوش مصنوعی: ای کسی که با کمر زیبا و تنوع حالتهایت به من وابستهای، مثل کمرم که در میان دو دستم احساس میشود.
تو رفته از کنار من و در فراق تو
از اشک بی شمار کنار شمر شده
هوش مصنوعی: تو از کنار من رفتهای و در دوریات، اشکهای بیشماری برایم ریخته شدهاند.
پرورده من بخون جگر مر ترا بناز
وز محنت تو غرقه بخون جگر شده
هوش مصنوعی: من تو را با خون دل پرورش دادهام و اکنون به تو مینازم. اما از رنجی که کشیدهای، خودم نیز در خون دل غرق شدهام.
تو برده سر ز عهد من و بی تو عهد عمر
با صد هزار گونه حوادث بسر شده
هوش مصنوعی: تو از تعهد من فاصله گرفتهای و زندگیام بدون تو با هزاران حادثه و وقایع مختلف سپری شده است.
بی روی و مویت ، ای بعزیز چو سیم و زر
مویم چو سیم گشته و رویم چو زر شده
هوش مصنوعی: ای عزیز من، بدون چهره و مو، همچون نقره و طلا هستی؛ موهایم به رنگ نقره درآمده و چهرهام همچون طلای درخشان شده است.
از خوب خوب تر شده نقش جمال تو
و احوال من ز عشق تو از بدبتر شده
هوش مصنوعی: نقش زیبایی تو از هر زیبایی دیگر بهتر شده و حال من به خاطر عشق تو از هر بدی بدتر شده است.
عشق من و جمال تو در کل شرق و غرب
چون مکرمات خسرو غازی سمر شده
هوش مصنوعی: عشق من و زیبایی تو در تمام شرق و غرب، مانند بخششها و کرامات خسرو غازی در سمرقند جلوهگر شده است.
خوارزمشاه عالم عادل ، که صدر اوست
اندر زمانه مقصد اهل هنر شده
هوش مصنوعی: خوارزمشاه که فردی دانا و عادل است، در این زمان به عنوان هدف و مرجع افرادی که به هنر و علم میپردازند شناخته میشود.
در جسم ملک حشمت او چون روان شده
در چشم مجد همت او چون بصر شده
هوش مصنوعی: در بدن ملک، عظمت و جلال او به گونهای تجلی یافته است که همچون روحی زنده است و در چشمان او، اراده و تلاشش به وضوح دیده میشود.
در بسط عدل و رفع ستم عهد ملک او
ایام را قرینهٔ عدل عمر شده
هوش مصنوعی: در زمان سلطنت او، انصاف گسترش یافته و ظلم از بین رفته است و روزگار به نحوی است که نشانگر عدالت در دوران اوست.
با طول و عرض همت بی منتهای او
هفت آسمان و هفت زمین مختصر شده
هوش مصنوعی: با وسعت و بزرگی که او دارد، هفت آسمان و هفت زمین به صورت خلاصه و محدود شدهاند.
تأیید را عزیمت او مقتدا شده
و اقبال را سیاست او مستقر شده
هوش مصنوعی: تأیید و حمایت از او به عنوان پیشوای ما مشخص شده و موفقیت و سرنوشت ما تحت تأثیر تدبیرهای او قرار گرفته است.
هنگام التقای دو لشکر بحربگاه
اعلام او علامت فتح و ظفر شده
هوش مصنوعی: زمانی که دو لشکر در میدان جنگ به هم میرسند، نشانه و علامتی برای پیروزی و موفقیت آنها اعلام میشود.
ای خار دوستان ز وفاق تو گل شده
وی خیر و دشمنان ز خلاف تر شده
هوش مصنوعی: ای دوستانی که در کنار هم قرار گرفتیم، با همکاری و همدمی شما مانند گل شدهایم، اما دشمنان ما به خاطر تنش و دشمنی بیشتر از همیشه دچار آسیب و سختی شدهاند.
در واقعات علم و در حادثات دهر
امر تو پیشوای قضا و قدر شده
هوش مصنوعی: در واقعیتهای علمی و حوادث زمان، تو به عنوان راهنمای تقدیر و سرنوشت قرار گرفتهای.
از آتش حسام تو در ضمن معرکه
چون دود جان دشمن تو پر شر شده
هوش مصنوعی: در میدان نبرد، آتش حسام تو به قدری قوی است که مانند دود، جان دشمن تو را پر از آشفتگی و تلاطم کرده است.
گیتی ز بسط تو کمینهٔ نشان شده
گردون ز رفعت تو کهینه اثر شده
هوش مصنوعی: جهان به واسطه وجود تو به طور کوچکتری نمایان شده و آسمان، به خاطر بلندی تو، به چیز کهنتری تبدیل گشته است.
در باغ و بوستان معالی و مکرمات
ذکر شمایل تو نسیم سحر شده
هوش مصنوعی: در باغها و پارکهای زیبا و با ارزش، توصیف ویژگیهای تو مانند نسیم صبحگاهی منتشر شده است.
در خشک سال حادثهٔ چرخ سفله طبع
انعام تو مبشر رزق بشر شده
هوش مصنوعی: در دوران خشکسالی، گردش روزگار باعث شد که فطرت تو بینظیر و مژدهدهندهی روزی و نعمت برای انسانها شود.
گویندگان مدحت و جویندگان زر
سوی جناب تو نفر اندر نفر شده
هوش مصنوعی: مدحگویان و کسانی که به دنبال ثروت هستند، به سمت جناب شما به صورت صفبهصف آمدهاند.
از اصطناع هاه تو در حق اهل فضل
اندر بلاد مشرق و مغرب خبر شده
هوش مصنوعی: تو در مورد اهل فضل در سرزمینهای شرق و غرب خبرهایی شنیدهای.
من بنده را فضل قبول تو نام و باگ
در جمله بسیط زمین مشتهر شده
هوش مصنوعی: من به لطف و کرامت تو مشهور شدم و نام من در تمام زمین به گوش میرسد.
دیوان من ز بس غرر مدحهای تو
مانند برج انجم و درج درر شده
هوش مصنوعی: کتاب شعر من به خاطر ستایشهای فراوان تو، همچون دژ و برجی از گوهرهای درخشان و ستارهها شده است.
فرخ نهال سعی مرا در ثنای تو
انواع لذت دو جهانی ثمر شده
هوش مصنوعی: تلاش و کوشش من در ستایش تو، همچون درختی پرثمر است که از آن انواع لذتهای دنیایی و آخرتی به دست آمده است.
بوده ز جور حادثه احوال من دگر
و اکنون بحسن تربیت تو دگر شده
هوش مصنوعی: حالات من به خاطر سختیهای زندگی تغییر کرده و حالا به لطف تربیت خوب تو، اوضاع من به سمت بهتری رفته است.
ما را کنار مکرمت و دوش بر تو
همچون کنار مادر و دوش پدر شده
هوش مصنوعی: ما مانند کودکانی هستیم که در کنار محبت و مهربانی مادر و پدر خود احساس امنیت و آرامش میکنیم.
تا هست چرخ دایر و سیر نجوم او
اصناف خلق را سبب نفع و ضر شده
هوش مصنوعی: تا زمانی که چرخ فلک و حرکت ستارهها وجود دارد، انواع مختلفی از انسانها تحت تاثیر این تغییرات قرار میگیرند و دچار نفع و ضرر میشوند.
تا دور حشر باد ، علی رغم روزگار
جاه ترا بقدر مقر قمر شده
هوش مصنوعی: تا زمان بزرگ رستاخیز، علی رغم سختیهای زمان، تو به اندازهای ارزشمند و بینظیر شدهای که مانند ماه در آسمان درخشان میباشی.
بی نهضت سپاه تو از هٔفت فلک
کاشانهٔ عدوی تو زیر و زبر شده
هوش مصنوعی: بدون تلاش و فعالیت تو، سپاه تو از هفت آسمان بیخبر است و خانههای دشمنان تو به هم ریخته و ویران شده است.
از آتش حسام تو و آب چشم خود
لب خشک مانده خصم تو و چشم تر شده
هوش مصنوعی: به خاطر آتش احساس تو و اشکهای خودم، دشمن تو به شدت تشنه مانده و من هم اشکریزان هستم.
قربان وعید تو ، که شعر شریعتند
مقبول حضرت ملک دادگر شده
هوش مصنوعی: فدای وعده تو میشوم، چرا که شعر و ادب تو در نظر خداوند بخشنده پذیرفته شده است.