برگردان به زبان ساده
شد مریدش ز جان و سر بنهاد
همچو مرده به پیش او افتاد
هوش مصنوعی: مرید در عشق او آنچنان شیفته و دل باخته شده که جان و سر خود را فدای او کرده و همچون مردهای در برابرش افتاده است.
پیش او چون بمرد، زندهش کرد
گریه اش برد و کان خندهش کرد
هوش مصنوعی: وقتی کسی در برابر او از دنیا برود، او او را زنده میکند و غم او را با شادی و خنده خود تسکین میبخشد.
کشت غم را و عین شادی کرد
دیده اش را گشاد و هادی کرد
هوش مصنوعی: غم را در دل خود کاشت و چشمانش را به روی شادی گشود و در راه هدایت قرار داد.
درد دردش کشید چون مردان
تا ابد زنده اند پر دردان
هوش مصنوعی: درد را همچون مردان تحمل کرد و به همین دلیل، ابدی و جاودانه در یادها باقی خواهند ماند.
مرد بی درد دان که مرده بود
دائماً همچو یخ فسرده بود
هوش مصنوعی: مردی که دچار درد و رنج نیست، مانند فردی مرده میماند و همیشه بیاحساس و سرد است.
درد در جان نشان زندگی است
درد پیش خدای بندگی است
هوش مصنوعی: دردی که در وجود انسان وجود دارد، نشانه زندگی است و این درد بهنوعی نماد بندگی و عبادت در برابر خداوند به حساب میآید.
نیست بنده هر آنکه دردش نیست
مشنو از کسی که گردش نیست
هوش مصنوعی: هر شخصی که درد و رنجی را احساس نکرده، بندگی و تسلیم نداشته و نمیتواند به درستی احساسات و تجربیات دیگران را درک کند. پس از کسی که توانایی درک این مسأله را ندارد، چیزی نشنو و باور نکن.
هر که را درد بیش، پیش بود
مرد بی پا چگونه راه رود
هوش مصنوعی: هر کسی که درد و رنج بیشتری دارد، چطور میتواند به جلو برود؟ مردی که پا ندارد، چگونه میتواند راه برود؟
اندرین راه درد باشد پا
آنچنان پا برد تو را به سما
هوش مصنوعی: در این مسیر، رنج و سختی وجود دارد؛ اما اگر قدم در این راه بگذاری، تو را به اوج و کمال خواهد رساند.
مرد بیدرد زشت جان دارد
مرد بی درد کی امان دارد
هوش مصنوعی: مردی که از درد و رنج بیخبر است، زندگیای ندارد و کسی که بیدرد باشد، نمیتواند آرامش داشته باشد.
مرد بی درد زندۀ مرده است
در تن خنب مانده چون درد است
هوش مصنوعی: مردی که در زندگی خود با مشکلات و دردها روبرو نشده، در واقع مانند یک مرده است. او تنها به صورت زنده وجود دارد ولی از نظر روحی و احساسی کاملاً غفلت کرده و بیحالی را تجربه میکند. مانند کسی که در بدنش خوابیده و درد نه تنها او را بیدار نمیکند بلکه باعث میشود حیات واقعی را از دست بدهد.
تن ز جان زنده است جان از درد
مرد بیدرد را مخوانش مرد
هوش مصنوعی: تن تنها به خاطر جان زنده است و کسی که از درد بیگانه است را نمیتوان مرد نامید.
حامله کی بزاد بیدردی
لشکری کی شکست نامردی
هوش مصنوعی: زنی که بدون درد زایمان کند، مانند سربازانی است که بیجنگ و زحمت شکست میخورند.
وصل بی درد و غم محال بود
دل افسرده بی وصال بود
هوش مصنوعی: وصل بدون درد و غم غیرممکن است؛ دل غمگین هرگز به وصال نمیرسد.
مرغ جان راست درد چون پر و بال
مرغ بی پر کجا رسد به منال
هوش مصنوعی: مرغ جان من بیبال و پر است و تنها دردی را احساس میکند. چگونه میتواند به آرامش و آسایش برسد؟
گریه و سوز و ناله کن افزون
تا رهاند ز چون تو را بیچون
هوش مصنوعی: بیا و با تمام وجود گریه و زاری کن تا از وضعیت دشوار و بیپناهیات رها شوی.
زانکه حبس است عاشقان را چون
جهد کن تا روی ز حبس برون
هوش مصنوعی: عاشقان در حبس هستند، پس تلاش کن تا از این حبس رهایی یابی و به آزادی دست یابی.
اندرین گفت کی رسد هر دون
چون ز عشق است دور افلاطون
هوش مصنوعی: عشق انسانی و ارتباطات عاطفی مانند افلاطون که دور از دسترس است، همیشه به آسانی در دسترس نیست. یعنی بین دو نفر که به یکدیگر علاقهمندند، ممکن است فاصله و چالشهایی وجود داشته باشد که رسیدن به یکدیگر را دشوار کند.
بود در خدمتش بهم نه سال
تا که شد مثل او به قال و به حال
هوش مصنوعی: نه سال در خدمت او بودم تا اینکه او نیز به مانند من در گفتار و رفتار تغییر کرد.
همسر و سر شدند در معنی
زانکه یکدل بدند در معنی
هوش مصنوعی: همسر و پسر در معنا تبدیل به یک وجود شدهاند، زیرا که هر دو در فهم و احساس به یکدل هستند.
ناگهان سید از جهان فنا
کرد رحلت سوی سرای بقا
هوش مصنوعی: ناگهان، سید از این دنیا رفت و به خانهای دیگر که همیشگی است، منتقل شد.
ماند بی او جلال دین تنها
روز و شب کرد روی سوی خدا
هوش مصنوعی: جلالالدین بدون او تنها ماند و روز و شب به سوی خدا نگاه کرد.
خواب و خور را در آن هوس بگذاشت
علم جستوجوی را افراشت
هوش مصنوعی: در آن وضعیت، خواب و آرامش را رها کرد و به دنبال دانش و تحقیق پرداخت.
پنج سال اینچنین ریاضت کرد
از سر صدق و سوز و ناله و درد
هوش مصنوعی: به مدت پنج سال با صداقت و عشق، با تلاش و زحمت و حتی با درد و ناله، به تمرین و آموزش پرداخت.
عمل و درد را چو کرد قرین
رفت همچون ملک به چرخ برین
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که وقتی عمل و درد به هم پیوند میخورند، مانند یک ملک به آسمان صعود میکنند. یعنی وقتی که کار و سختیها دست به دست هم میدهند، فرد به اوج و موفقیت میرسد.
بیعدد شد کرامتش پیدا
پیش هر پیر و نزد هر برنا
هوش مصنوعی: کرامت او به قدری زیاد شده است که در حضور هر بزرگسال و جوانی به وضوح قابل مشاهده است و دیگر به عدد و شمار محدود نمیشود.
ده هزارش مرید بیش شدند
گرچه اول ز صدق دور بدند
هوش مصنوعی: هزاران نفر از او پیروی کردند، هرچند در ابتدا از صدق و راستگویی دور بودند.
مفتیان بزرگ و اهل هنر
دیده او را به جای پیغمبر
هوش مصنوعی: علما و هنرمندان بزرگ، او را به اندازه یک پیامبر میبینند و مورد احترام قرار میدهند.
خاص و عامش مرید و بنده شدند
چون نبات از بهار زنده شدند
هوش مصنوعی: همه افراد، چه خاص و چه عام، به او گرایش پیدا کرده و بندهاش شدهاند، مانند گیاهانی که در بهار جوانه میزنند و زنده میشوند.
وعظ گفتی ز جود بر منبر
گرم و گیرا چو وعظ پیغمبر
هوش مصنوعی: تو در منبر با نرمی و جذابیت از بخشندگی صحبت میکنی، مانند سخنان دلنشین پیامبران.
سرهای نهفته را گفتی
هر زمان صد هزار در سفتی
هوش مصنوعی: هرگز نخواهی دانست که چه رازهایی در دل انسانها نهفته است، زیرا آنها با احتیاط و دقت از خود حفاظت میکنند و نمیگذارند کسی به اسرارشان پی ببرد.
صیت خوبش گرفت عالم را
کرد زنده روان آدم را
هوش مصنوعی: نام نیک او در دنیا پیچید و جان آدمی را به حیات تازهای بخشید.
گشت اسرار از او چنان مکشوف
هر مریدش گذشت از معروف
هوش مصنوعی: اسرار از او چنان روشن شدهاند که هر پیرویاش از چیزهای شناخته شده و معمول نیز فراتر رفته است.
در چنین دعوت و به حق مشغول
عاشقان را مراد از او به حصول
هوش مصنوعی: در چنین فراخوانی و به حق، عشق ورزیدن به عاشقان به هدفی خاص منتهی میشود.