برگردان به زبان ساده
من آن مرغم که افکندم به دام صد بلا خود را
به یک پرواز بی هنگام کردم مبتلا خود را
هوش مصنوعی: من مانند مرغی هستم که در دام مشکلات گرفتار شدم و به خاطر یک پرواز ناگهانی خود را به این وضعیت دچار کردهام.
نه دستی داشتم بر سر، نه پایی داشتم در گل
به دست خویش کردم اینچنین بی دست و پا خود را
من نه دست به سر خود میکوبیدم (کنایه از بدبختی) و نه پایم در گل گیر مانده بود، خودم با دست خودم خود را اینگونه بی دست و پا کردم (کنایه از بیچارگی)
چنان از طرح وضع ناپسند خود گریزانم
که گر دستم دهد از خویش هم سازم جدا خود را
هوش مصنوعی: من آنقدر از وضعیت ناخوشایند و ناپسند خود فراری هستم که اگر امکانش باشد، حتی خودم را از وجود خودم جدا میکنم.
گر این وضع است میترسم که با چندین وفاداری
شود لازم که پیشت وانمایم بیوفا خود را
هوش مصنوعی: اگر اوضاع اینگونه باشد، میترسم که با این همه وفاداری، لازم شود که بیوفایی خود را به تو نشان دهم.
چو از اظهار عشقم خویش را بیگانه میداری
نمیبایست کرد اول به این حرف آشنا خود را
هوش مصنوعی: زمانی که عشق خود را ابراز میکنم و تو خود را از من دور میکنی، نباید ابتدا به این موضوع و این حرفها به خوبی آشنا میشدی.
ببین وحشی که در خوناب حسرت ماند پا در گل
کسی کو بگذراندی تشنه از آب بقا خود را
هوش مصنوعی: ببین وحشی که در غم و اندوه عمیق و حسرت مانده، پایش در گل چسبیده و کسی که هنوز از آب بقا و زندگی سیراب نشده، گام به جلو نمیگذارد.