برگردان به زبان ساده
خواهد دگر به دامگهی بال بستهای
مرغ قفس شکستهای از دام جَستهای
هوش مصنوعی: شما بار دیگر به جایی میرسید که به پرواز درآمدهاید، همانند مرغی که از قفس رها شده و آزاد است.
صیاد کیست تا نگذارد ز هستیش
غیر از سر بریده و بال شکستهای
هوش مصنوعی: صیاد کیست که اجازه دهد جز سر بریده و بال شکسته از وجودش چیزی باقی بماند؟
صیدی ستاده باز که بندد گلوی جان
در گردنش هنوز کمند گسستهای
هوش مصنوعی: یک پرنده شکاری نشسته و در حال تلاش برای شکار است؛ در حالی که هنوز هم دامی که به دور گردن طعمهاش افتاده، تمام نشده و هنوز آن را نگرفته است.
کو جرگهای که باز نماند نشان از او
جز جان زخم خوردهٔ خونابه بستهای
هوش مصنوعی: آیا کسی را میشناسی که از او جز نشانهای از جان زخمخورده و دردناک باقی نمانده باشد؟
قیدیست قیدِ عشق که ذوقش کسی که یافت
هرگز طلب نکرد دل باز رستهای
هوش مصنوعی: عشق یک زنجیر خاصی است که اگر کسی طعم آن را بچشد، دیگر هیچ چیز دیگری را نخواهد خواست و از آنچه که دارد راضی میشود.
عشرت در آن سر است که آید برون از او
هر بامداد چهره به خونابه شستهای
هوش مصنوعی: زندگی خوش و لذتبخش در جایی است که هر روز صبح، با دلی پاک و قلبی شاد، شروع میشود و انسان از غم و اندوه دور باشد.
وحشی خموش باش که آتش زبان نشد
الا دلی چو شعله بر آتش نشستهای
هوش مصنوعی: خاموش باش وحشی، زیرا زبان تو مانند آتش نمیسوزاند مگر اینکه دل تو به اندازه شعلهای که بر آتش نشسته، مشتاق و دلتنگ باشد.