برگردان به زبان ساده
ناوکت بر سینهٔ این ناتوان آمد همه
آفرین بادا که تیرت بر نشان آمد همه
هوش مصنوعی: تیر تو بر هدف نشسته و بر سینهٔ این ناتوان اثری از قدرت تو بر جای گذاشته است. درود بر تو که توانستهای به این دقت و مهارت عمل کنی.
شد نشان تیر بیداد تو جسم لاغرم
سد خدنگ انداختی، بر استخوان آمد همه
هوش مصنوعی: شاهد بیعدالتی تو، جسم نحیف و لاغر من شده است. تیر تو به من زده شده و مانند پرندهای با تیرک تیراندازی به استخوانهایم آسیب رساندهای.
جان و دل کردم نشان پیش خدنگ غمزهات
جست تیرت از دل زار و به جان آمد همه
هوش مصنوعی: من جان و دل خود را فدای زیبایی و طنازی تو کردم و تیر محبت تو به قلب مجروح من اصابت کرده و همه وجودم را تحت تأثیر قرار داده است.
جان من گویا نشان تیر بیداد تو بود
زانکه بر جان من بیخانمان آمد همه
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که درد و رنجی که در زندگی متحمل شدهام، نشانهای از ظلم و بیعدالتی تو بوده است. به همین دلیل، تمام وجودم بیخانمان و آواره شده است.
بر تن خم گشته وحشی زخمها خوردم از او
تیر پرکش کرده زان ابرو کمان آمد همه
هوش مصنوعی: زخمهای زیادی بر تن خمیدهام ایجاد شده است، این درد و رنج را از تیر زدن چشمان کماندار او احساس میکنم.