برگردان به زبان ساده
یاد او کردم ز جان صد آه درد آلود خاست
خوی گرمش در دلم بگذشت و از دل دود خاست
هوش مصنوعی: وقتی به یاد او افتادم، از عمق جانم صدای آههای دردآلود بلند شد. گرمی محبت او در دلم جریان یافت و از دل، گویی دودی بلند شد.
چون نفس امشب فرو بردم جدا از صبح وصل
کز سر بالین من آن سست پیمان زود خاست
هوش مصنوعی: امشب که نفس را در خود فرو بردم، فاصلهای از صبح وصل دارم. زیرا آن وعدهگاه زیبا و دلنشین که به من دل بسته بود، از کنار سرم بهسرعت رفت.
دوش در مجلس به بوی زلف او آهی زدم
آتشی افتاد در مجمر که دود از عود خاست
هوش مصنوعی: دیشب در جمع، بوی موهای او باعث شد که آهی بکشم و ناگهان آتشی در توری ایجاد شد که دود از عود بلند شد.
از سرود درد من در بزم او افتاد شور
نی ز درد من بنالید و فغان از رود خاست
هوش مصنوعی: در محفل او، با بیان غمهایم شور و حال خاصی ایجاد شد. ناله و فریاد من باعث شد که از رود هم صدای بلندی برخیزد.
گرچه وحشی خاک شد بنشست همچون گردباد
از زمین دیگر به عزم کعبهٔ مقصود خاست
هوش مصنوعی: هرچند وحشی از خاک سر برآورد و مانند گردبادی از زمین برخاست، به قصد رسیدن به کعبهٔ مقصود حرکت کرد.